نگاهی به ماجرای هولناک اسیدپاشی‌ به مادر و فرزند

اسیدپاشی؛ جنایت بی‌مرز

طاهره زن 26 ساله همدانی یکی دیگر از قربانیان اسیدپاشی است که در وضعیت وخیمی به سر می‌برد. او روز حادثه با شنیدن صدای زنگ حیاط منزل به همراه دختر 3 ساله‌اش به سمت حیاط رفت و پس از بازکردن در با زن ناشناسی روبه‌رو ‌شد که دستکش به دست و سطل‌آبی رنگی همراه داشت. این زن گفت که از طرف مادرشوهرش برای او شیره انگور آورده و از طاهره خواست برای آوردن ظرف بزرگ‌تر به خانه‌اش برود.
کد خبر: ۴۲۱۸۳۳

وقتی طاهره به سمت خانه رفت، زن‌ناشناس از فرصت استفاده کرد و ناگهان وارد منزل شد. بعد با آچاری که به همراه داشت، ضربات متعددی به سر طاهره کوبید و پس از آن‌که طاهره بی‌حال شد، مهاجم 4 لیتر اسیدسولفوریک را که در سطل آبی رنگ بود روی بدن طاهره ریخت و کودک طاهره که پشت مادر پناه گرفته بود نیز از این جنایت مصون نماند و قسمتی از صورت و بدنش با اسید سوخت.

ساعتی بعد از انتقال طاهره و دخترش به بیمارستان، متهم نیز در حالی که دستانش بر اثر سوختگی ناشی از اسید دچار تورم و سوزش شدید شده بود به بیمارستان مراجعه کرد و بازداشت شد. او در اعترافاتش، اسیدپاشی به طاهره را قبول کرد و گفت با همسر طاهره رابطه داشته و برای انتقام‌جویی از طاهره اسیدپاشی کرده، اما کمی بعد با پس گرفتن انگیزه انتقام‌جویی ادعای جدیدی مطرح کرد و مدعی شد شوهر طاهره از ارتباط پنهانی‌شان فیلم و عکس تهیه و او را تهدید به اسیدپاشی کرده بود و او نیز به همین خاطر این زن را سوزانده است. متهم در دادگاه نیز گفت شوهر طاهره او را معتاد به شیشه کرده و در زمان ارتکاب جرم هم در حالت طبیعی نبوده و شیشه مصرف کرده بود. ادعایی که البته هنوز به اثبات نرسیده است.

در حال حاضر زن اسید پاش و شوهر طاهره در بازداشت به سر می‌برند اما چندی پیش به دلیل آن که بازپرس دخالت مستقیم و موثر شوهر طاهره در اسیدپاشی را رد کرد، قرار منع تعقیب او صادر شده است.

مریم رامشت، روان شناس

نوع حرف‌هایی که متهم این پرونده در دفاعیاتش زده نشان می‌دهد که این زن دچار اختلال شخصیت ازنوع شدید است. در اسیدپاشی همواره بحث انتقام‌جویی مطرح است، از این منظر به نظر می‌رسد این زن بشدت پارانوئید بوده است. از سوی دیگر این جنایت همراه با خشونت بیش از حد است. نمی‌توان گفت این زن عصبانی بوده، خشمی که از او سر زده، ورای عصبانیت است. از قراین چنین بر می‌آید که این زن دچار افکار پارانوئیدی است که مشخصه آن سوء‌ظن و بدبینی شدید نسبت به محیط خودش است. افرادی که دچار سوءظن و بدبینی هستند تفکرات اغراق‌آمیزی دارند، به خصوص درباره تفکرات منفی. از هر حادثه‌ای احساس خطر می‌کنند و رفتارشان نیز پرخاشگرانه و همراه با غیظ است، اما شاید بتوان گفت که افرادی با تفکرات پارانوئیدی هم باز کمتر بتوانند چنین سطحی از خشونت را از خود نشان دهند. این زن به هر دلیلی خشم بسیار داشته است. شاید یکی از دلایل رابطه او با شوهر طاهره بوده. به درستی مشخص نشده که شوهر طاهره او را تهدید کرده بوده یا نه، اما حتی اگر این طور نباشد ممکن است در تفکرات این زن چنین بوده باشد، چرا که او واقعیت را به صورت تحریف شده می‌دیده است.

از سوی دیگر، هر کسی نمی‌تواند چنین قساوت قلبی از خود بروز دهد. در اینجا احتمالا مصرف ماده محرک شیشه به سراغ این خانم آمده است. در بسیاری موارد، افراد برای این‌که برای انجام یک رفتار خشونت‌بار جرات پیدا کنند، مواد مخدر صنعتی مصرف می‌کنند. شیشه یکی از خطرناک‌ترین محرک‌هاست. در اینجا می‌خواهم باز هم بر تفاوت مواد مخدر و محرک تاکید کنم. در مورد مواد مخدر، معمولا بعد از مصرف، کمتر شاهد پرخاشگری مصرف‌کننده هستیم، بلکه مصرف‌کننده در حالت خماری و تا زمانی که ماده را مصرف کند پرخاشگر است و ممکن است دست به هر کاری بزند تا آن را به دست آورد، اما مواد صنعتی یا مواد محرک به شدت توهم‌زا هستند و فرد کارهایی که جرات انجامش را در حالت عادی ندارد، با مصرف شیشه انجام می‌دهد. آنچه با مصرف شیشه اتفاق می‌افتد، تحریف واقعیت و دگرگونی شدید واقعیت است. از این‌رو این افراد به کاری که می‌کنند و حتی عاقبت آن هم فکر نمی‌کنند. در جرایم بسیار خشن، اخیرا شاهد رد پای این نوع مواد مخدر هستیم. فردی شیشه مصرف می‌کند و بعد به کارهای بسیار خشنی مانند چاقوکشی، سلاخی و اسیدپاشی دست می‌زند، بنابراین مجموعه‌ای از عوامل شخصیتی و اجتماعی باعث شده که این زن دست به جنایتی چنین هولناک بزند.

دکتر ناصر قاسم‌زاد، جامعه شناس

بعد از حوادث تلخی که برای فرد اتفاق می‌افتد، او در شوکی عمیق فرو می‌رود و قادر به تحلیل و ارزیابی اتفاقی که برایش افتاده نیست. این در مورد مرگ عزیزان نیز صدق می‌کند. هر اتفاق ناگواری که برای انسان بیفتد ممکن است چنین عارضه‌ای داشته باشد. حالا شرایط طاهره و دختر کوچکش را تصور کنید. این دو نفر در روزهای اول بعد از حادثه، به خاطر شوک ناگهانی که به آنها دست داده، در حالت بحران شدید روحی هستند و باید تحت مراقبت‌های روان پزشکی و بعدتر روان شناختی قرار بگیرند.

در مراحل اولیه، اینگونه بیماران آرامبخش‌های قوی دریافت می‌کنند، چرا که خواب و خوراک آنها و به طور کلی تعادل زندگی آنها مختل شده است. تیم‌های مددکاری و روان‌شناختی نیز باید کمی بعدتر که شرایط جسمی آنها ثابت شد، وارد گود شوند و سعی کنند آرامش را به آنها بازگردانند.

اسیدپاشی یکی از شدیدترین آسیب‌های روحی را به قربانی می‌زند. برای انسان‌ها، چه زن و چه مرد، زیبایی چهره بسیار مهم است. هویت انسان با چهره او شناخته می‌شود. با از بین رفتن چهره، فراموش کردن این قضیه امکان‌پذیر نیست. به همین خاطر حتی با قصاص و انتقام‌جویی هم این افراد آرامش نمی‌گیرند. بخشی از هویت و شخصیت فرد که به آن بها داده می‌شود، در اثر اسید از دست رفته و آسیب جدی دیده. این اتفاق انسان را از نظر روانی غیرمتعادل و در دراز مدت نیز دچار افسردگی‌های واکنشی می‌کند. هر چه زمان می‌گذرد، قربانی بیشتر متوجه می‌شود چه بر سرش آمده و دچار استرس بیشتری می‌شود. او بعد از گذشت مدتی یاد خاطراتش می‌افتد، یاد روزهایی که در اجتماع مانند یک آدم معمولی راه می‌رفته. حالا او با ترحم و رفتارهایی روبه‌رو می‌شود که برایش دردآور است.

اولین نکته‌ای که باید در مورد یک قربانی اسیدپاشی در نظر گرفته شود، تسریع در درمان اوست. انتقال او به بیمارستانی مجهز در اولویت قرار دارد. درمان و عمل‌های جراحی او باید خیلی سریع آغاز شوند. در بسیاری مواقع دیده شده به دلیل تعلل در درمان، قربانی اعضای بدن خود را از دست داده است. تسریع در درمان به بهبود روحیه فرد نیز کمک می‌کند.

در کنار این مساله نباید فراموش کرد قربانی اسیدپاشی تا زمانی که مجازات مهاجم را نبیند آرام نمی‌گیرد.

هدی عمید، وکیل دادگستری

جرمی مانند اسیدپاشی اگرچه سابقه‌ای طولانی دارد اما قطعا دلایل بسیاری سبب شده‌اند تا امروز ما با موج شدیدی از ارتکاب این جرم مواجه باشیم. جرمی که به دلیل ماهیت بسیار خشن و کریه آن آسیبی که به فرد قربانی و نیز جامعه وارد می‌کند بسیار شدیدتر از بسیاری جرایم دیگر است. به عقیده من علل و ریشه‌های این پدیده و راه‌های مبارزه با آن را بیشتر باید در جامعه جست تا در خود مجرم.

1ـ در یک سیستم قضایی، نقص در تعریف یک جرم و نیز عدم وجود مجازات مناسب با آن می‌تواند نقش زیادی در افزایش ارتکاب آن جرم ایفا کند. در جرم اسیدپاشی تنها قانونی که به طور خاص به این موضوع پرداخته لایحه‌ای است مربوط به پاشیدن اسید مصوب سال 37 که قسمت ابتدای ماده به دلیل تصویب قانون مجازات اسلامی، نسخ ضمنی شده اما قسمت اخیر آن همچنان قابل اعمال است. علاوه بر این‌که مواد قانونی مربوط به قصاص عضو نیز در این زمینه وجود دارد که به دلیل عدم امکان اجرای آنها، در عمل مجازات محسوب نمی‌شوند. تنها مجازاتی که این روزها شاید بیشترین مبنای صدور رای را تشکیل می‌دهد احکام مربوط به دیه است که از قدرت بازدارندگی بسیار کمی برخوردار است. بنابراین جای خالی قانونی دقیق و صریح در خصوص جرم اسیدپاشی که متناسب با دنیای امروز و فراوانی وقوع این جرم باشد به شدت احساس می‌شود.

2ـ در یک نگاه سطحی و سریع تشدید مجازات بهترین و سریع‌ترین راهکار به نظر می‌رسد. باید دقت کرد اگرچه از مهم‌ترین کارکردهای مجازات، ارعاب مجرمین آینده است اما عوامل بسیار دیگری در تاثیر‌گذاری یک مجازات در ظاهر سنگین و شدید، دخیل هستند. از آن جمله می‌توان به عدم آشنایی مردم با مهارت‌های ارتباطی و مهارت‌های زندگی، نفوذ تفکرات مردسالارانه در لایحه‌های مختلف اجتماع و وضعیت نابسامان مردم از لحاظ روانی و سردرگمی مردم در گذار از سنت به مدرنیته اشاره کرد. شناخت این عوامل و تلاش در جهت رفع آنها قطعا می‌تواند بیشترین نقش را در افزایش تاثیر‌گذاری مجازات‌ها داشته باشد. اجرای مجازات‌های سنگین به تنهایی اگرچه ممکن است به شکل موقتی سبب کاهش جرم شود اما راهکار نهایی نیست و خودش به نوعی می‌تواند آستانه خشونت‌پذیری جامعه را بالا ببرد.

3ـ افزایش آگاهی جامعه از طریق ارائه آموزش‌های عمومی به مردم برای شناخت اسید، انواع آن و نحوه رفتار اولیه با فرد آسیب‌دیده یا تشخیص موقعیتی که احتمالا مجرم قصد دارد اقدام به اسیدپاشی کند و از سوی دیگر مجهز کردن تمامی بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و کلینیک‌ها به تجهیزات و دانش لازم برای انجام اقدامات پزشکی سریع در جهت بهبود فرد آسیب دیده نیز می‌تواند موثر باشد.

4ـ بخش عمده‌ای از مقابله با جرم را پیشگیری از وقوع آن تشکیل می‌دهد. متاسفانه در حال حاضر بسیاری از تهدیدات کلامی از سوی مردم و گاهی نیز مسوولان بی‌اهمیت تلقی شده و پیگیری جدی در مورد آنها صورت نمی‌گیرد. در صورتی که شرایط باید به نحوی فراهم شود تا در صورت وقوع هرگونه تهدیدی، قربانی و اطرافیانش به سرعت اقدام به طرح شکایت کنند و مسوولان نیز در کوتاه‌ترین زمان برخورد لازم را انجام دهند.

قطعا تمام موارد فوق باید کنار هم بررسی و به آنها پرداخته شود تا بتواند تاثیرگذار باشد. جرمی مانند اسیدپاشی سطح وسیعی از جامعه را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. از قربانی و خانواده‌اش گرفته تا اطرافیان و همشهری‌ها و در سطح کلان آن به دلیل پوشش خبری گسترده، تمام کشور را درگیر و احساسات گروه عظیمی از مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد و دقیقا به همین دلیل برخورد با آن نیاز به یک هم‌اندیشی سریع، دقیق و هوشمندانه میان تمام نهادهای اجتماعی دارد تا نتیجه مطلوب کسب شود.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها