او صبح قبل از طلوع خورشید از خواب بیدار میشود وبا کارهایی که میکند مزاحم خواب دیگران میگردد. او بعد از خواندن نماز نمیخوابد. کتری را روی چراغ میگذارد و چای را آماده میکند.گاهی هم در حالی که زیر لب زمزمه میکند و خط مینویسد با صدای سفیر قلم و نور چراغها بقیه را بد خواب میکند.
او در یک خانواده گسترده زندگی میکند که 3 نوه و پسر و عروسش در آن زندگی میکنند. نوهها که همه پسر هستند در یک اتاق و مادر و پدر در اتاق دیگر و پدربزرگ در هال میخوابد، اما چراغهای هال توی همه اتاقها نور میاندازد. گاهی پدربزرگ چیزی راپیدا نمیکند و بلند بلند از اهل خانه که هنوز خواب هستند سراغش را میگیرد.
راستش را بخواهید ریتم خواب او با همه که معمولا تابستانها دیر از خواب بیدار میشوند خیلی فرق دارد.
او دلش میخواهد کسی همراه و همدمش باشد، اما از ساعت 4 صبح که بیدار میشود باید 5 ساعت تنها سر کند. پسرش ساعت یک ربع به 7 از خواب بیدار میشود و بی حرف و گپی از خانه میرود تا به سرویس برسد.
عروسش ساعت 9 بیدار میشود و برای بچهها که نیم ساعت دیگر به زور باید بیدارشان کند، صبحانه آماده میکند و آن وقت که همه بیدار میشوند او که مدتی است صبحانهاش را خورده جلوی تلویزیون دارد چرت میزند.
بعد فعالیت روزانه شروع میشود. آن وقت کارهای پر سر و صدای دیگران مزاحم اوست. ناهار ساعت 2 خورده میشود، اما پدربزرگ که ساعت 11 خیلی گرسنه میشود و چیزی میخورد وقت ناهار دیگر اشتها ندارد.
ساعت 4 همه خوابشان میآید، اما آن موقع باز پدربزرگ میخواهد بیدار باشد و صدای تلویزیون تنها چیزی است که به او کمک میکند.او ساعت 6 دوباره چرتش میبرد و ساعت 8 به خواب اصلی میرود و باز 4 صبح بیدار است.
این ریتم متغیر و ناهماهنگ برای او در خانواده مشکل زیادی ایجاد کرده است. یکی اینکه تقریبا پسرش را نمیبیند، زیرا او ساعت 7 به خانه میآید و ساعت 8 تا 9 با خانواده شام میخورد، در حالی که پدربزرگ ساعت5 این کار را کرده است.
تغییر وضعیت خواب سالمندان چیزی است که بسیاری از آنان را دچار مشکل میکند یا در عین بیداری به خاطر هماهنگی با جمع به رختخواب فرو میبرد.
پیری و بد خوابی
بدخوابی شامل سخت به خواب رفتن و از خواب پریدن مکرر و نداشتن خواب عمیق و چرتهای وقت و بیوقت و سحرخیزی بیش از اندازه یا روز خوابی افراطی است که میان برخی از افراد دیده میشود، اما این عوارض در سالمندان بیشتر به چشم میخورد.
به نوعی میتوان گفت محرومیت از خواب، مشکل کلى کهنسالان است و از هر دو نفر، یک نفر در سنین سالخوردگی به این معضل گرفتار مىشود.
البته این پیری نیست که سبب بدخوابی میشود. سالمندی که در وقت نامناسب چرت میزند دچار بیخوابی است.
کارشناسان معتقدند سالمندان نیز همچون جوانان به 8 ساعت خواب نیاز دارند، اما گاهی نمیتوانند از تمام این اوقات بخوبی استفاده کنند.
چرا نمیخوابی؟
درد دارم. ناصر صمدی سالمند 82 ساله درد را دلیل اصلی بی خوابی خود میداند. او میگوید: وقتی دراز میکشم درد کمرم انگار بیشتر میشود و نمیتوانم از شدت درد به خواب عمیق فرو بروم.
نازنین خانم 75 سال دارد و از گرفتگی عضلانی در خواب رنج میبرد. او نیز میگوید: وقتی میخوابم گاه چنان درد شدیدی در عضلات پایم حس میکنم که ناچار میشوم بلند شوم و پایم را ماساژ دهم و گاهی از ناچاری دور سالن دور میزنم تا دردش تسکین پیدا کند.
بختک!
شیرین خانم 77 سال دارد و در خواب نفستنگی میگیرد و میگوید: حس میکنم یکی روی سینهام نشسته است. گاهی با حس خفگی از خواب بیدار میشوم و حمد و سوره میخوانم و صلوات میفرستم و شیطان را لعنت میکنم و دوباره میخوابم. مادر خدا بیامرزم میگفت این بختک است و میخواهد در خواب آدم را خفه کند، اما به نظر میرسد او تنگینفس دارد.
حسینآقا که عمری است همه از خرناسهایش گلایه دارند، میگوید: گاهی خودم از صدای خرناس خودم بیدار میشوم و گاهی نیز با حس خفگی از خواب میپرم. صبح که از خواب بیدار میشوم سردرد دارم و احساس خستگی زیادی میکنم.
مشکلات قلبی نیز میتوانند به اکسیژنرسانی طی زمان خواب لطمه وارد کنند و خواب راحت را از آدم بگیرند. بعضیها هم مشکل گوارشی دارند و از ضعف معده نمیخوابند و نیمه شب به دنبال غذا راه میافتند.
خواب دزدها
به اعتقاد متخصصان در کل ناتوانىهاى جسمى یا ناراحتىهاى ریوى و درد از عواملی هستند که به خواب راحت لطمه میزنند. بیمارى قلبى، مرض قند (دیابت) شیرین، نارسایى کلیوى و تنگى نفس همگى با مشکلات و اختلالات خواب همراهند. دوره بعد از یائسگى و گرگرفتگىها و پارهاى داروهاى تجویزى و خر و پف کردن بویژه آن طور که میان افراد فربه معمول است و پریدن ناخودآگاه پاها در خواب یا خواب رفتگی آنها از دلایل دیگر بیخوابی شبانه است.
افسردگی و پریشانی
متخصصان معتقدند خواب خیلی زیاد یا خیلی کم بر اثر افسردگی نیز به وجود میآید. گاهی نیز کسانی که پریشان خاطر هستند تا سپیده دم به فکر و خیال مشغولند.
برخی سالمندان تا آخر عمرشان بهتنهایی خو نمیکنند. آنها در خانه خود را قفل میکنند و دزد گیر هم نصب میکنند و همه پنجرههایشان را نرده میگذارند، اما باز هم از تنهایی میترسند و فکر میکنند موجودی حقیقی یا ماوراءطبیعی ممکن است در اتاقشان باشد و تا چشمان خود را میبندند حس میکنند کسی یا چیزی به آنها خیره شده است.
خودتان بگویید اگر شما هم چنین حسی داشتید میتوانستید بخوابید؟
سالمندی و تغییر الگوی خواب
شخصا ترجیح میدهم تا دیر وقت بیدار باشم و صبحها دیرتر از خواب بیدار شوم، اما افرادی را میشناسم که درست برعکس هستند. مدلی که ریتم خواب شخص را به شکل طبیعی تشکیل میدهد الگوی خواب او نام دارد. اما این الگو وقتی پیر میشویم کمی به جلو کشیده میشود، یعنی اگر من سالمند شوم احتمالا ترجیح میدهم در وقت مناسب بخوابم و در وقت مناسب و معمول از خواب بیدار شوم.
اما کسانی که در طول زندگی خود خوابی عادی داشتهاند احتمال دارد در قیاس با نوجوانان، شب زودتر احساس خوابآلودگى کنند و صبح روز بعد زودتر بیدار شوند.
خواب عمیق و سنگین بیش از خواب سبک رفعکننده خستگی است، اما پیران زمان بیشترى را در خواب سبک صرف مىکنند تا خواب سنگین و این در چرت زدن روز بعد تأثیر دارد.
سالمند لالا
شما میتوانید در کیفیت خواب سالمند نقش داشته باشید همانطور که مراقب هستید ریتم عجیب خواب نوزادان به هم نخورد.
شاید شرمان، لاکپشت دوستداشتنی کارتون بامزی را به یاد داشته باشید. او وقتی زنگ خوابش به صدا در میآمد میخوابید و غذا و کارهایش سر ساعت بود. سالمند هم بهتر است از همین الگو پیروی کند تا همه زندگیاش از جمله خوابش به نظم در آید.
شام سرشب و سبک باعث خواب بهتر میشود.
اگر یک سالمند بد خواب هستید دور چای شبانه و سیگار و قهوه و شکلات را خط بکشید.
این گونه افراد نباید شبها کافئین بنوشند یا سیگار بکشند.
کمی جسم خود را خسته کنید. ورزش مرتب، موجب خواب آرامبخشتر مىگردد.
بالش و تشک مناسب استفاده کنید.
لاغرتر شوید و از شر غبغب خلاص شوید و خرو پف را علاج کنید.
به عنوان راه آخر تحت تجویز پزشک از قرص خواب استفاده کنید.
ماندانا ملاعلی