زن جوان پس از اختلاف با شوهرش به دروغ ادعا کرده بود،او اعتیاد دارد

اسارت یکساله در کمپ، برای مردی که معتاد نبود

مردی که پس از اختلاف با همسرش و با درخواست او به مدت یک سال در کمپی غیرمجاز به اسارت گرفته شده بود، با حضور در دادسرای جنایی علیه همسر و صاحبان کمپ شکایت کرد. به گزارش «جام‌جم»، مرد جوان وقتی با چهره‌ای تکیده مقابل دادیار جنایی قرار گرفت، با اولین جمله‌ای که به زبان آورد، هق‌هق گریه امانش نداد.
کد خبر: ۴۰۸۱۵۲

دادیار شعبه 4 جنایی، پس از آرام کردن مرد جوان، از او خواست تا درخواستش را بیان کند، او با آستین پیراهن رنگ و رورفته‌اش صورتش را پاک کرد و گفت: آقای قاضی من به دادخواهی آمده‌ام تا از اسارت یکساله‌ام در کمپی بگویم که مدام شکنجه بود و تحقیر و تنها لقمه نانی که زنده بمانی و بتوانی کتک‌ها را تحمل کنی.

مرد شاکی پس از چند دقیقه سکوت، ادامه داد: همه چیز به گذشته نه چندان دور برمی‌گردد. زمانی که به فرشته همسرم، علاقه پیدا کردم و خواستم با او ازدواج کنم، خانواده‌ام بشدت مخالفت کردند، اما من دلباخته او شده بودم تا این که پس از چند ماه در غیاب خانواده‌ام با فرشته ازدواج کردم؛ ازدواج شومی که سرانجام اسارت مرا در پی داشت.

وی افزود: از همان روزهای اول زندگی متوجه شدم فرشته زن زندگی‌ام نیست، مشاجره و درگیری و قهر و آشتی‌های پی در پی نتیجه این ازدواج بود تا این که یک‌روز وقتی قصد عزیمت به محل کارم را داشتم، 4 مرد جوان راهم را سد کرده و با معرفی خود به عنوان مامور، مرا ربوده و پس از بستن دست‌ها و چشم‌هایم به یک کمپ بردند؛ کمپی که در آن افراد معتاد از گوشه و کنار شهر جمع‌آوری شده و در بدترین شرایط آزار و شکنجه می‌شدند. شاکی یادآور شد: من هیچ‌گاه اعتیاد نداشتم و حتی سیگار هم نمی‌کشیدم؛ اما هیچ‌کس به حرف‌هایم گوش نمی‌کرد و در مقابل اعتراض‌هایم بارها مورد ضرب و جرح قرار می‌گرفتم.

وی ادامه داد: پس از چند روز متوجه شدم همسرم با پرداخت مبلغی پول به مسوولان کمپ ـ که بیشتر شبیه اراذل و اوباش بودند ـ مرا معتاد معرفی کرده تا از من انتقام بگیرد.

یک سال اسارت

شاکی اضافه کرد: در این مدت، من و دیگر کسانی که در کمپ به اسارت گرفته شده بودند، انواع آزارها و تحقیرها را تحمل می‌کردیم و هیچ فریادرسی نبود. هر روز لقمه نان بخور‌و نمیری در اختیار اسیران کمپ قرار می‌گرفت و کوچک‌ترین اعتراض منجر به شکستن استخوان‌ها می‌شد.

مرد جوان تصریح کرد: پس از یک سال در حالی که خانواده‌ام پیش از این گم شدن مرا به پلیس خبر داده بودند، مسوولان کمپ با تهدید به این‌که اگر علیه آنها شکایت کنم بار دیگر به سراغم خواهند آمد، مرا سوار خودرو کرده و در یکی از محله‌ها رها کردند.

در پی این شکایت، دادیار شعبه 4 دادسرای جنایی تهران پس از تحقیق مقدماتی از مرد شاکی و معرفی وی به پزشکی قانونی برای تعیین طول درمان، دستور بازداشت همسر شاکی و صاحبان کمپ غیرمجاز را صادر کرد.

یک مقام آگاه در این باره به «جام‌جم» گفت: متاسفانه کمپ‌های غیرمجاز در گوشه و کنار شهرها بسرعت رو به افزایش است و کسانی که این محل‌ها را راه‌اندازی می‌کنند، بدون هیچ تعهد و تخصصی و تنها به صرف استفاده از زور برای مردم مشکل ایجاد می‌کنند.

وی افزود: در حال حاضر پرونده‌های فراوانی در ارتباط با شکایت مردمی از کمپ‌های غیرمجاز در دادسراها مطرح است و اولین اتهامی که متوجه صاحبان کمپ‌هاست، آدم‌ربایی است که قانونگذار در قانون مجازات اسلامی، مجازات‌های آن را تعیین کرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها