محاکمه مردی که راننده یک وانت را کشته است

انکارهای کرولال متهم به قتل

4 سال قبل مردی توسط پلیس به اتهام قتل بازداشت شد. این مرد به خاطر کر و لالی نمی‌توانست به سوالات پلیس پاسخ دهد و این نقطه ضعف باعث شد که پرونده 4 سال طول بکشد.
کد خبر: ۴۰۵۶۵۴

عطار که به عنوان نماینده دادستان تهران در جلسه محاکمه این مرد که کامیار نام دارد حاضر بود، می‌گوید: کامیار به خاطر نواقصی که دارد نتوانسته به‌خوبی مورد پرسش و پاسخ قرار گیرد و همین روند پرونده را طولانی کرده است، اما ما توانستیم پرونده را به نتیجه برسانیم و کیفرخواست صادر شد.

او در مورد این‌که قتل چطور اتفاق افتاده است، می‌گوید: در ابتدا همسر مقتول اعلام کرد که شوهرش گم شده و گفت که وی با ماشین خارج شده و دیگر برنگشته است. بعد از چندین روز تحقیق و بررسی بود که ماموران موفق شدند جسد را پیدا کنند و با توجه به این‌که جسد سوخته و قابل شناسایی نبود، بنابراین همسر مقتول از روی مشخصات غیر ظاهری متهم توانست او را شناسایی کند و هویت جسد مشخص شد.

تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شد. ما از طریق کارت سوخت ماشین مقتول توانستیم ردکسی را که از این کارت سوخت استفاده کرده بود، شناسایی کنیم و در نهایت متهم بازداشت شد.

علی عطار ادامه می‌دهد: بررسی‌های بعدی ما نشان داد که قاتل کس دیگری است و مردی که بازداشت شده در جریان قتل نیست، اما می‌داند که چه کسی این قتل را مرتکب شده است. با کمک وی موفق شدیم متهم اصلی را شناسایی و بازداشت کنیم.

بررسی‌های ما نشان داد که قتل کار مرد کرو‌لالی است که به عنوان مسافر سوار ماشین مقتول شده و با ضربات چاقو او را به قتل رسانده و بعد متواری شده است. هرچند کامیار نمی‌توانست صحبت کند اما با کمک یک مترجم توانستیم او را مورد بازجویی قرار دهیم و در بازجویی‌های متعدد بود که به تناقض‌گویی‌های متعدد متهم پی بردیم و در نهایت با سوالات زیاد موفق شدیم او را وادار به اعتراف کنیم.

ما در بازجویی‌ها متوجه شدیم که متهم چون کرولال بوده از این نقطه ضعف استفاده کرده و با جلب ترحم مقتول سوار ماشین او شده و بعد با ضربات چاقو او را به قتل رسانده و جسدش را به دره‌ای انداخته و سوزانده است. سپس ماشین او را به سرقت برده و با کمک فردی که ما در ابتدا دستگیر کرده بودیم، بنزین ماشین را فروخته و قصد فروش ماشین را هم داشته که فرصت نشده و پلیس او را دستگیر کرد.

او می‌گوید: این مرد تناقض‌گویی‌های زیادی داشته و هر بار که در دادگاه حاضر می‌شود ماجرای قتل را طور دیگری تعریف می‌کند، بنابراین او قصد دارد ذهن دادگاه را منحرف و از این طریق خود را تبرئه کند.

ادله‌ای که ما به به دادگاه ارائه دادیم نشان می‌دهد که قتل کار کیست و شاهدان نیز آن را تایید می‌کنند. متهم صحنه قتل را بازسازی کرده و گفته‌های او با واقعیت منطبق بوده است. شاهد پرونده نیز گفته‌های او را تایید کرده است. به هرحال از نظر دادسرا کامیار متهم اصلی پرونده است و باید مجازات شود.

نجات در راستی است

فردی که کامیار را به پلیس معرفی کرده، مردی کشاورز است که در واقع قصد کمک به کامیار را داشته و نمی‌دانسته که او فردی را کشته و ماشینش را دزدیده است.

چه مدتی بود که کامیار را می‌شناختی؟

چند سالی بود. در واقع از وقتی در آن محل زندگی می‌کردم.

با هم دوست بودید؟

نه ما هیچ دوستی‌ای نداشتیم، اما از آنجایی که کامیار کرولال بود اهالی او را حمایت می‌کردند. من هم با کامیار حرف می‌زدم و اگر کاری داشت کمکش می‌کردم.

چه شد که همراه او رفتی تا بنزین ماشین مقتول را بفروشد؟

وقتی کامیار را دیدم سوار ماشین بود. به او گفتم ماشین را از کجا آوردی، گفت که آن را به صورت قسطی خریده است و مدعی شد که با آن گاوی را از مازندران به تهران آورده و درآمد هم داشته است. من هم حرفش را باور کردم. تصورم این بود که واقعیت را می‌گوید و هرگز فکر نمی‌کردم هیچ فرد کرولالی بتواند سرقت کند.

چرا بنزین را فروختید؟

من سوار ماشین متهم شدم و گفتم که به کمک او احتیاج دارم و می‌خواهم که با ماشینش سر زمینم بروم و از او خواستم کمکم کند، او هم قبول کرد. بعد به من گفت هیچ پولی ندارد و ممکن است پول لازمش شود. از من خواست بنزینی که در کارت سوختش بود بفروشم، چون خودش نمی‌توانست حرف بزند. من بنزین را برایش فروختم و پول را هم به او دادم.

چطور شناسایی شدی؟

دوربین مداربسته پمپ بنزین تصویرم را ضبط کرده بود. پلیس هم فیلم را به دست آورده و مرا شناسایی کرد.

متهم در کار کشاورزی به تو کمک کرد؟

بله، بعد از فروش بنزین سر زمین رفتیم و با هم کار کردیم. اصلا متوجه نشدم که او مرتکب قتل شده است.

چه زمانی این موضوع را فهمیدی؟

وقتی توسط پلیس بازداشت شدم به من گفتند ماشین مال چه کسی است؟ من هم واقعیت را گفتم.

متهم گفته به دستور تو قتل را مرتکب شده است.

نه اینطور نبود. قسم می‌خورم که اینطور نبود. من فقط می‌خواستم به او کمک کنم. اصلا هم از این ماجرا خبر نداشتم.

پس چرا چنین ادعایی می‌کند؟

نمی‌دانم. البته او دروغ زیاد می‌گوید. پیش‌از این هم گفته بود که عمویش او را وادار کرده است، بعد هم گفت که فرد دیگری فرمان قتل را داده است. او سعی می‌کند کار اشتباه خود را به گردن دیگران بیندازد و این اصلا درست نیست.

چطور توانستی بی‌گناهی خود را ثابت کنی؟

خیلی تلاش کردم، اما علت اصلی این بود که من واقعیت را گفتم و هیچ دروغی نگفتم. هرچه گفته بودم پلیس پیگیری کرد و به واقعی‌بودن آن پی برد.

فکر می‌کنی سرنوشت این ماجرا چه شود؟

نمی‌دانم چون آگاهی چندانی ندارم، اما می‌دانم که نجات در راستی است و کامیار هم اگر می‌خواهد نجات پیدا کند باید راست بگوید. استفاده از ضعف جسمانی‌اش نمی‌تواند کارساز باشد. درست است که او کرو لال است، اما آنقدر قدرت داشته که فردی را بکشد.

کامیار پدر یک خانواده را به عمد به قتل رسانده و این اصلا یک قتل اتفاقی نبوده است. او باید ابراز پشیمانی کند و از اولیای دم درخواست بخشش نماید.

باید تقاص پس دهد

خانواده مقتول برای متهم تقاضای قصاص کرده‌اند. آنها می‌گویند هر چند او کر و لال است اما این دلیل کافی برای این‌که مجازاتش را تحمل نکند، نیست.

همسر مقتول که قیم فرزندانش است و از همان ابتدای پرونده آن را پیگیری کرده است، می‌گوید: شوهرم هر روز صبح سر کار می‌رفت و شب بر می‌گشت. اما نه آن شب و هیچ وقت دیگر هم برنگشت. من 3 فرزند دارم که هزینه فرزندانم را شوهرم تامین می‌کرد. خیلی نگرانش شدم. صبح که شد به پلیس خبر دادم. چون شوهرم ماشین داشت به فکرم رسید که به بیمارستان‌ها بروم. فکر می‌کردم تصادف کرده است. شب بسیار سختی بود، هرجایی که به فکرم می‌رسید با همکاری فامیل‌هایم رفتم و نتوانستم پیدایش کنم. شماره ماشین، کارت سوخت و هر مدرکی که شوهرم داشت به پلیس دادم و بعد از چند روز پلیس خبر داد که جسد سوخته او را پیدا کرده است. جسد شوهرم آنقدر سوخته بود که نمی‌شد او را شناسایی کرد. ماموران بعد از بررسی مشخصاتی که او داشت شناسایی‌اش کردند و در نهایت موفق شدم او را شناسایی کنم.

خیلی روز سختی بود. باید به بچه‌هایم می‌گفتم که بی‌پدر شده‌اند و باید برایشان هم پدر می‌شدم و هم مادر. بعد از مدتی پلیس مظنون اصلی را شناسایی کرد، اما چون او کر و لال است همه برایش دلسوزی می‌کنند.

این زن می‌گوید: چندین سال است که با سختی زیاد فرزندانم را بزرگ می‌کنم و کسی دلش برای من نمی‌سوزد. کسی دلش برای فرزندان بی‌گناه من که در کودکی پدرشان را از دست دادند، نمی‌سوزد. این حق ماست که به پرونده رسیدگی شود و متهم کر‌و‌لال باید قصاص شود.

او می‌گوید از حق فرزندانش برای قصاص کوتاه نمی‌آید و قطعا متهم را در صورت محکومیت، قصاص خواهد کرد. او ادامه می‌دهد: خیلی‌ها به من می‌گویند بهتر است دیه بگیری و قاتل شوهرت را قصاص نکنی اما من این حرف را قبول ندارم. هرچند با سختی زیادی فرزندانم را بزرگ می‌کنم و تامین هزینه‌های آنها خیلی سخت است، اما می‌دانم اگر بزرگ شوند و بفهمند که من از قاتل پدرشان دیه گرفته‌ام ناراحت می‌شوند و می‌گویندکه نباید این کار را می‌کردم.شوهر من مرد بسیار خوبی بود. او فقط به زندگی‌اش فکر می‌کرد و بزرگ کردن فرزندانش اولویت زندگی او بود. من شوهرم را از دست دادم و تقاص آن را هم پس می‌گیرم. حالا هر کس و با هر شرایط جسمانی که باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها