قتل دختر جوان در ساختمان شماره 27

ساعت 2 بعدازظهر‌سه‌شنبه 12 آگوست بود، یک روز گرم تابستانی. خورشید بی‌رحمانه می‌تابید و اکثر مردم به خانه‌های خود پناه برده بودند. در آن‌ بعدازظهر داغ، خیابان‌ها کاملا خلوت و کم تردد بودند. کمیسر جان ولت در دفتر کارش بود که خبر قتل دختر جوان 19 ساله‌ای به نام ژانت شولار به او گزارش شد. ژانت در آپارتمان اجاره‌ای خود در خیابان دلربرگ در منطقه روبر به قتل رسیده بود.
کد خبر: ۴۰۴۰۳۱

کمیسر با عجله به طرف محل جنایت که در شرقی‌ترین منطقه شهر قرار داشت حرکت کرد و ‌ کمتر از 20 دقیقه بعد ‌آنجا حاضر و تحقیقات خود را پیرامون قتل دلخراش دختر جوان که با ضربات ممتد کارد به قتل رسیده بود آغاز کرد. منطقه رو بر یک منطقه نوساز در شرق شهر بود. منطقه‌ای با ساختمان‌های 5 یا 6 طبقه و نوساز که هنوز در بخش‌هایی از آن ساخت و ساز همچنان ادامه داشت.

طبقه سوم یک ساختمان 5 طبقه، محل کشف جسد دختر جوان بود. این ساختمان مثل بقیه ساختمان‌های خیابان، نوساز بود.

در مقابل ساختمان چند دستگاه خودرو پلیس، آمبولانس و چند نفر از اهالی دیده می‌شدند. کمیسر وقتی از خودرواش پیاده شد نگاهی به اطراف انداخت و وارد ساختمان شد و با راهنمایی مامور پلیس که ‌ جلوی در ساختمان با دقت رفت و آمدها را کنترل می‌کرد به طبقه سوم، محل جنایت رفت. قتل در واحد 5 غربی طبقه سوم رخ داده بود. در این طبقه 3 واحد‌ آپارتمان وجود داشت. وقتی کمیسر وارد آپارتمان 60 یا 70 متری شد با وضعیت عجیبی روبه‌رو گشت. وضعیت آپارتمان کاملا به هم ریخته و آشفته بود. هیچ چیز سرجایش نبود و گویا طوفانی سهمگین همه چیز را به هم ریخته بود. حتی مبل‌ها واژگون‌ شده ‌ و رویه‌ آنها با جسم برنده‌ای پاره شده بود. چند مامور پلیس از جمله 2 مامور تشخیص هویت، سروان کلارک معاون کلانتری منطقه و 2 مامور پلیس دیگر ‌ داخل آپارتمان در حال تحقیق و بررسی بودند.

جسد دختر جوان ‌داخل حمام رها شده بود و این در حالی بود که رد خون از ‌ سالن تا حمام دیده می‌شد و این حکایت از آن داشت که مقتول در ‌ سالن آپارتمان مورد حمله قرار گرفته و سپس جسدش به‌حمام منتقل شده است.

وقتی کمیسر وارد حمام شد با صحنه وحشتناکی روبه‌رو شد، جسد زن بیچاره در خون خود ‌ غلتیده بود. حوضچه‌ای از خون نیز زیر بدن لاغر او دیده می‌شد. مقتول یک دامن آبی رنگ، جوراب سفید ساق کوتاه، پیراهن چهارخانه بلند و کفش کتانی سفید به پا داشت. جای ضربات ممتد کارد به سینه، گردن و شکم زن دیده می‌شد. سرمقتول به طرزدلخراشی در گوشه حمام افتاده بود و چشمان نیمه بازش به نقطه مبهمی دوخته شده بود.

کمیسر پس از این که جسد را بررسی کرد به جستجو در داخل آپارتمان پرداخت. تقریبا همه چیز به هم ریخته‌ بود. این وضع در دو اتاق خواب آپارتمان بدتر بود. تمام لباس‌ها از کمد بیرون ریخته شده و تخت‌ها واژگون‌ بودند. کمیسر بازرسی دقیقی از وضعیت آپارتمان به عمل آورد، آن‌گاه پای صحبت‌های سروان کلارک معاون کلانتری منطقه نشست.

سروان در قسمتی از گزارش خود گفت: ساعت حدود 12 ظهر بود که پیرمردی به نام ریچارد پیک با کلانتری تماس گرفت و در حالی که آشفته و سراسمیه بود اطلاع داد که همسایه طبقه بالایی به نام ژانت شولار به قتل رسیده است. خیلی ترسیده بود و دایم تقاضای کمک می‌کرد. پیرمرد اضافه کرد که جسد زن جوان را ادموند از دوستان وی پیدا کرده است. با اعلام این خبر بلافاصله در اینجا حاضر و با جسد دختر جوان در داخل حمام روبه‌رو شدیم. بعد هم صحنه جنایت را تحت کنترل قرار داده و تحقیقات را آغاز کردیم.

وی افزود: مقتول به نام ژانت شولار 19 ساله، دانشجوی رشته گرافیک است. تقریبا 6 ماه پیش با یکی از دوستانش به نام گاتن گلوریا این آپارتمان را اجاره کرد. ژانت و گاتن اهل این شهر نیستند ولی همشهری هستند و برای تحصیل به اینجا آمده‌اند. گاتن در رشته حقوق تحصیل می‌کند‌. بررسی‌های اولیه ما نشان می‌دهد که این دو دختر سرشان به درس گرم بوده و رفت و آمد زیادی نداشته‌اند.

البته گاهی دوستان‌شان به آنها سرمی‌زدند و مهمانی‌‌های کوچکی در اینجا انجام می‌گرفته و گاهی هم ادموند دوست و همکلاسی آنها نزد آنها می‌آمده است. البته یکی دو بار هم همسایه ها متوجه تردد افراد دیگری نیز بوده‌اند.

سروان کلارک ادامه داد: گاتن گلوریا که امروز کلاس نداشته، روز گذشته برای دیدن خانواده‌اش به شهر خود رفته. او صبح دیروز اینجا را ترک کرد و ژانت در آپارتمان تنها بود‌. البته ژانت امروز تا ساعت 30/10 کلاس داشته. همسایه‌ها حدود ساعت 00/11 او را هنگام ورود به ساختمان دیده‌اند. این آخرین‌بار است که ژانت دیده شده بود.

سروان کلارک درخصوص چگونگی کشف جسد ژانت توضیح داد: ظاهرا ادموند سراغ گاتن می‌آید. وقتی به جلوی آپارتمان می‌رسد متوجه می‌شود که در آپارتمان نیمه باز است. وقتی در را باز می‌کند با صحنه وحشتناک به هم ریختگی‌ آپارتمان روبه‌رو شده بعد هم ژانت و گاتن را صدا می‌زند و چون جوابی نمی‌شنود به جستجو در داخل آپارتمان پرداخته و وقتی با لکه‌های خون روبه‌رو شده و آنها را دنبال می‌کند جسد ژانت را در حمام کشف کرده و سپس سراسیمه بیرون آمده و همسایه‌ها را به کمک می‌طلبد. البته در داخل آپارتمان همسایه‌های زیادی نبودند، آنهایی که حضور داشتند بیرون آمدند و بعد هم همسایه‌ طبقه دوم شرقی که پیرمردی به نام ریچارد است موضوع را به ما اطلاع داد.

معاون کلانتری منطقه یادآور شد: ماموران تشخیص هویت در حال تحقیق و بررسی در صحنه جنایت و انگشت‌نگاری از قسمت‌های مختلف ساختمان هستند. ضمن این که آلت قتاله که یک کارد بزرگ آشپزخانه است و در دستشویی کشف شده، آثار انگشت از روی آن کاملا پاک شده و جهت تحقیقات بیشتر در اختیار آزمایشگاه جنایی قرار داده خواهد شد.

سروان کلارک خاطرنشان کرد: ظاهرا قاتل جنایتکار قصد تجاوز به مقتول را داشته که وقتی با مقاومت وی روبه‌رو می‌شود اقدام به قتل او به این طرز فجیع می‌ کند. ضمن این که هیچ‌گونه آثاری دال بر ورود به جبر در داخل آپارتمان دیده نشده است.

کمیسر چند سوال دیگر از او کرد و سپس آلت قتاله را وارسی کرد. آن‌گاه پای صحبت‌های ریچارد که خبر جنایت را به پلیس اطلاع داده بود، نشست.

پیرمرد که بشدت ترسیده و وحشت زده بود به کمیسر گفت:

ساعت حدود یک بعدازظهر بود که با سرو صدا‌ی ادموند از آپارتمان بیرون آمدم. ادموند را می‌شناختم. او را چند بار با ژانت و گاتن، همسایه‌های طبقه بالا دیده بودم. ادموند فریاد می‌کشید که سارقان ژانت را کشتند. با یکی دیگر از همسایه‌ها به دنبال او وارد آپارتمان واحد 5 شدیم و با جسد خون ‌آلود ژانت ‌ داخل حمام روبه‌‌رو شدیم. بعد هم به آپارتمان خودم برگشتم و موضوع را به پلیس اطلاع دادم.

وی در مورد مقتول گفت: ژانت دختر سر به زیر، بسیار خوش اخلاق و مهربان بود و ارتباط صمیمی با همسایه‌ها داشت. وی و گاتن با هم چند ماه پیش به اینجا آمدند. آنها دانشجو هستند و مشکلی برای همسایه‌ها نداشتندو اکثر اهالی ساختمان از آنها راضی بودند. البته گاهگاهی مهمانی راه می‌انداختند اما زیاد نبود.

وی افزود: ادموند نیز زیاد به آپارتمان آنها می‌آمد. البته بیشتر او را با گاتن می‌دیدم. گاتن می‌گفت می‌خواهیم با هم ازدواج کنیم.

کمیسر چند دقیقه‌ای از او بازجویی کرد. آن‌گاه به بازجویی از ادموند مرد جوان قد بلندی که رنگ به چهره نداشت، پرداخت. ادموند در مورد رابطه‌اش با ژانت و گاتن گفت: با گاتن همکلاس هستم و چون خصوصیات اخلاقی هردومان به هم نزدیک بود، یک رابطه عاطفی بین ما برقرار شد و طرح دوستی ریختیم و قرار بود بعد از مدتی نامزدی خود را رسما اعلام کنیم و بعد با یکدیگر ازدواج کنیم. البته گاهی هم سر موضوعاتی با هم اختلاف داشتیم. بعضی وقت‌ها قهر و آشتی می‌کردیم یا بگو و مگو، اما بعد از 3ـ2 روز رفع می‌شد. اما هفته پیش سر یک سوءتفاهم به من شک کرد و بنای قهر گذاشت و دیگر با هم حرف نزدیم. امروز هم که کلاس نداشتیم و تصور می‌کردم خانه است حدود ساعت 15/11 به اینجا آمدم اما هر چه در زدم کسی در را باز نکرد.

برگشتم و ساعت حدود یک بعدازظهر که دوباره آمدم اینجا. این بار در کمال تعجب دیدم در آپارتمان نیمه باز است. وقتی در را گشودم با اوضاع به هم ریخته داخل آپارتمان روبه‌رو شدم. بعد هم که جسد ژانت بیچاره را با آن طرز فجیع ‌ داخل حمام پیدا کردم. واقعا صحنه وحشتناکی بود، تمام بدنم می‌لرزید و قدرت هیچ کاری را نداشتم. وقتی به خودم آمدم، همسایه‌ها را خبر کردم. بعد هم که آقای ریچارد موضوع را به شما اطلاع داد.

ادموند افزود: ژانت دختر خودخواه و مغروری بود. بیشتر به درس فکر می‌کرد و با شخص بخصوصی هم رفت و آمد نداشت. خیلی از بچه‌های دانشگاه سعی می‌کردند با او رابطه پیدا کنند اما او اهمیتی به آنها نمی‌داد. حتی دشنام هم بارشان می‌کرد. شاید همین دشمنی باعث شد که او را به قتل برسانند. شاید هم قاتل قصد سرقت داشته، چون ژانت طلای زیادی داشت. این را هم اضافه کنم که دفعه اول که آمدم اینجا، جوانی را دیدم که در مقابل ساختمان‌کنار یک موتورسیکلت ایستاده بود و قیافه مشکوکی داشت. البته تا مرا دید سرش را برگرداند. احتمال می‌دهم همان مرد خبیث عامل این جنایت باشد. البته دفعه دوم دیگر او را ندیدم.

وی توضیح داد: واقعا به گاتن علاقه‌مند هستم و علاقه‌ام به حدی است که قصد دارم با او ازدواج کنم. امروز هم به این نیت آمدم اینجا که هر طور شده از دل او درآورم و سوءتفاهم‌ها را کنار بگذاریم. در واقع قصد معذرت خواهی داشتم که متاسفانه با این صحنه وحشتناک روبه‌رو شدم. کمیسر نیم ساعتی از او بازجویی کرد، آن گاه آنچه را که اتفاق افتاده بود یک بار دیگر مرور کرد. سپس رو به سروان کلارک دستور دستگیری ادموند را به جرم قتل ژانت شولار صادر کرد.

شما خواننده عزیز حدس بزنید کمیسر از کجا فهمید ادموند قاتل است؟کمیسر حداقل 3 دلیل برای دستگیری قاتل داشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها