در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه مدتی است که در زندان هستی؟
از وقتی بازداشت شدم. حدود یک سال قبل. مرا سر صحنه قتل بازداشت کردند. از آن به بعد دیگر رنگ آزادی ندیدم.
چه مدتی بود که با مقتول آشنا بودی؟
چندین سال بود که همدیگر را میشناختیم. من سالها برای او کار میکردم. او هم همیشه نسبت به من مهربان بود.
پس چرا او را کشتی؟
کاری کرد که مجبور به این کار شدم. او به من تعرض کرده بود.
چه مدرکی برای اثبات ادعایت داری؟
هیچ مدرکی ندارم. برای اینکه در آن زمان به پزشکی قانونی نرفتم و به همین دلیل هم نتوانستم ادعایم را ثابت کنم.
این ادعای تو در حالی است که اولیای دم و همه کسانی که مقتول را میشناختند میگویند او مردی مومن و اهل عبادت بوده. چطور چنین انسانی دست به عملی میزند که گناهی بزرگ است؟
نمیدانم باید چه بگویم، اما او این کار را کرده بود و من نمیتوانستم جلوی او را بگیرم.
گفتی مدرکی نداشتی که ثابت کنی مقتول به تو تعرض کرده است و آنقدر هم عصبانی بودی که او را به قتل رساندی. به جای این کار چرا کارگاه را ترک نکردی؟ میتوانستی کارگاه را ترک کنی و دیگر با او روبهرو نشوی؟
من با خودم گفتم او حتما از این کارش پشیمان شده است و دیگر دست به این کار نمیزند. او را در دلم بخشیدم، اما زمانی که دیدم او دوباره دست به این کار زد دیگر نتوانستم خشم خودم را کنترل کنم.
چرا بار اول دربرابر او مقاومت نکردی؟
بار اول خواب بودم و متوجه نشدم.
این حرف چه معنایی دارد؟ مگر میشودبه شخصی تعرض کنند و او از خواب بیدار نشود؟
بار اول او به من داروی خوابآور داده بود. به همین خاطر هم آنقدر عمیق خوابیده بودم که متوجه کارهای او نشدم. وقتی بیدار شدم متوجه شدم مورد تعرض قرار گرفتم.
بیهوش که نبودی،خواب بودی. چطور بیدار نشدی؟ خودت فکر میکنی این ادعا درست است؟
تقریبا بیهوش بودم. در غیر این صورت مقاومت میکردم و اجازه نمیدادم این اتفاق بیفتد.
او چطور تو را خوابانده بود؟
مقدار زیادی داروی خوابآور به من خوراند. قبل از خواب به من یک لیوان آبمیوه داد که بعدها متوجه شدم مقدار زیادی داروی خوابآور در آن بوده است. بعد هم که خوابیده بودم مرا مورد آزار قرار داد.
کارگران دیگر گفتهاند مقتول مرد خوبی بوده است و همیشه زمانی که کار داشته در کارگاه حاضر میشده و بعد میرفته و هیچوقت شب را در کارگاه نمیخوابیده است. چطور چنین ادعایی را مطرح میکنی؟
اما آن شب این کار را کرد. او بعد از پایان کار به من قرص خوابآور خوراند و بعد مرا مورد آزار قرار داد.
از کجا متوجه شدی که او این کار را کرده؟ شاید کس دیگری به تو قرص داده است.
بعد از اینکه متوجه شدم مورد آزار قرار گرفتهام، خودش به من گفت این کار را کرده است.
چرا محل کارت را ترک نکردی؟
با خودم میگفتم او اشتباه کرده است و دیگر این کار را نمیکند.
اما در جلسه دادگاه ادعا کردی که او دوباره از تو درخواست کرده که با هم رابطه داشته باشید، بنابراین بعد از این درخواست، میتوانستی آنجا را ترک کنی.
من در آستانه ازدواج بودم. نمیتوانستم این کار را بکنم. اگر شغلم را از دست میدادم همه زندگیام از بین میرفت. چارهای نداشتم. مجبور بودم که تحمل کنم.
میتوانستی کار بهتری به دست آوری؟
مقتول حقوق خوبی به من میداد و من نمیتوانستم آنجا را رها کنم. همه زندگیام را روی این مساله برنامهریزی کرده بودم.
آنطور که در پرونده آمده است، بین تو و مقتول درگیری رخ داده بود. این درگیری به چه دلیل بوده است؟
مقتول بارها از من خواست با او رابطه داشته باشم، اما من قبول نکردم و نپذیرفتم. وقتی دید راهی وجود ندارد و بهانهای هم برای اخراج من ندارد به من تهمت دزدی زد. او سعی میکرد با بیآبرو کردن من وادارم کند به خواستههایش گوش دهم و این اصلا درست نبود.
در نهایت تو از کارگاه اخراج شدی؟
بله، او مرا اخراج کرد و آنچنان با من بدرفتاری کرد که هرگز تصور نمیکردم اینطور تحقیر شوم.
در مورد تهمتی که مدعی هستی به تو زده شده بود، بیشتر توضیح بده؟
او به من تهمت زد که مقداری جنس و پول از کارگاه دزدیدهام، در حالی که خودش میدانست من این کار را نکردم و این حرفها دروغ است، اما اصرار کرد و در نهایت من از کارگاه اخراج شدم.
تو روز حادثه دوباره برگشتی. چرا؟
آن روز قرار بود حسابم را به من بدهد. من چند روزی کار کرده بودم و حقوق نگرفته بودم. مزایا هم داشتم و سنوات سالهایی را که کار کرده بودم هم باید میگرفتم. قرار ما همان روزی بود که حادثه اتفاق افتاد.
چرا او را کشتی؟
قصدی برای این کار نداشتم. میخواستم پولم را بگیرم و بروم. قرار ما همین بود. نباید کار دیگری انجام میدادم. آن روز رفتم که پولم را بگیرم و دیگر حتی پشت سرم را نگاه نکنم، اما او دوباره شروع کرد.
منظورت از دوباره شروع کرد چیست؟
او به من گفت میخواهد با من رابطه داشته باشد. وقتی دید ناراحت شدم گفت دوباره استخدامت میکنم و هر چه بخواهی به تو میدهم. فقط به من نه نگو. من مقاومت کردم.
اگر او تا این حد فرد بدی بود میتوانست بعد از تو با کس دیگری رابطه داشته باشد. لازم نبود اینقدر به تو اصرار کند. چرا واقعیت را نمیگویی؟ هیچ کس این داستان را باور نمیکند.
من واقعیت را میگویم و باور کنید نمیدانم چرا اینقدر به من علاقهمند شده بود. همه ما فکر میکردیم او فرد سالمی است. من واقعا نمیدانم چرا این کارها را میکرد. دیگر نمیتوانستم این رفتار را تحمل کنم.
خب چرا محل را ترک نکردی؟
من چند میلیون تومان پول باید از مقتول میگرفتم و نمیتوانستم همینطور آنجا را ترک کنم.
اما اینبار که میتوانستی شکایت کنی و هم به پولت برسی و هم مقتول تنبیه شود.
این حرف در کلام منطقی است اما من نمیتوانستم این کار را بکنم، چون مقتول اینطور خودش را نشان داده بود که فرد خوبی است و همه هم از او طرفداری میکردند. آنها میگفتند مشکل از من است. به همین خاطر هم نمیتوانستم ادعایم را ثابت کنم. همه طرف او را میگرفتند.
شاهدان گفتهاند مقتول بسیار به تو محبت میکرده است؟
بله قبول دارم. او کارهایی در حق من کرد که پدرم نکرده بود. من دختری را دوست داشتم که خانوادهاش حاضر نبودند او را به من بدهند. مقتول وقتی از این ماجرا با خبر شد به من گفت حتما کاری میکند تا من به عشقم برسم. حتی به من گفت نگران نباش با همسرم به خواستگاری آن دختر میرویم و من کاری میکنم که در زندگیات با آن دختر هیچ مشکلی را احساس نکنی و به من قول داد در هزینههای عروسی هم کمکم کند و البته من میدانستم وقتی حرفی میزند حتما به آن عمل میکند. او کارهای زیادی برای من کرده بود. مثلا حقوقی که به من میداد بیشتر از آن چیزی بود که یک کارگر در سطح من باید میگرفت. اوواقعا فرد نیکوکاری بود و من این موضوع را میدانستم.
فردی که قصد داشته در تشکیل خانواده و زندگی به تو کمک کند چطور ممکن است به تو تعرض هم بکند؟
نمیدانم، واقعا نمیدانم چرا اینکار را میکرد و چرا آنقدر اصرار داشت که دوباره تعرض کند.
فرضیهای که پلیس مطرح کرده این است که احتمالا تو از کارگاه سرقت کردی و وقتی اخراج شدی تصمیم گرفتی با صاحبکارت حرف بزنی و از او بخواهی دوباره تو را سر کار برگرداند، اما او این کار را نکرده و این قتل به همین دلیل اتفاق افتاده است.
نه این طور نیست. من داشتم آنجا کار میکردم و پول خوبی هم میگرفتم. دلیلی نداشت که این کار را بکنم. این فرضیه اشتباه است.
آثاری که نشان دهد تو مورد تعرض قرار گرفتی در بدنت وجود ندارد، بنابراین تعرضی رخ نداده است.
از زمان تعرض تا زمانی که من به پزشکی قانونی رفتم، زمان زیادی گذشته بود. طبیعی بود که آثاری بر جای نماند. من دروغ نمیگویم.
توضیح بده چطور مقتول را کشتی؟
در کارگاه بودیم و داشتیم با هم صحبت میکردیم. او به من پیشنهاد داد که با هم رابطه داشته باشیم. من ناراحت شدم و قبول نکردم. به من نزدیک شد و مرا بغل کرد. ناراحت شدم و هلش دادم. دوباره به من نزدیک شد. من هم دوباره هلش دادم و جسمی را که آن اطراف بود، برداشتم و به او حمله کردم. یک ضربه زدم و او روی زمین افتاد. بعد با طنابی که روی میز بود دست و پایش را بستم. با چاقو هم ضربهای زدم.
ماشین مقتول را چطور سرقت کردی؟
ماشین را برای سرقت با خودم نبردم. برای اینکه بتوانم فرار کنم آن را برداشتم. هیچ چیز دیگری برنداشتم. فقط ماشین بود.
دوباره به صحنه قتل برگشتی، چرا؟
در راه باخودم گفتم نکند ضربه من باعث مرگ او شود. برگشتم تا ازسلامت او با خبرشوم که توسط پلیس بازداشت شدم.
ادعای تو در مورد تعرض مورد تایید دادستان و بازپرسی و اولیای دم قرار نگرفته است و تو با مجازات قصاص روبه رو هستی. در این باره چه میگویی؟
از اولیای دم درخواست بخشش دارم. با اینکه مورد آزار قرار گرفته بودم، اما نمیخواستم مقتول را بکشم. او برای من کارهایی کرده بود که پدرم نکرده بود، به همین خاطر هم از رفتار زشتی که با من انجام داد گذشتم. میدانم که اشتباه کردم و راههای بهتری برای برخورد با مقتول بود، اما من در آن شرایط نمیتوانستم کاری دیگر انجام دهم. به همین خاطر هم متاسفم.
اقدامی برای جلب رضایت انجام دادهای؟
مادرم این کار را کرده است، اما متاسفانه اولیای دم حاضر نیستند با ما صحبت کنند و از اینکه در مورد رفتار پدرشان در مورد خودم صحبت کردهام خیلی ناراحت هستند.
اما از آنها درخواست دارم منطقی در مورد این ماجرا فکر کنند و کمی هم در مورد گفتههای من تامل کنند. من کینهای از پدرشان نداشتم و حتی روز حادثه هم نمیخواستم او را بکشم. این یک اتفاق بود.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: