وام هایی که در انتظار پیر می شوند

امروزه در دنیای ما که گروهی آن را عصر اقتصاد می نامند، موسسات اعتباری در زندگی خانوادگی ، مشاغل و جوامع رسوخ کرده اند.
کد خبر: ۴۰۰۹۱

اما آنچه برای بسیاری از مردم در این جوامع حایز اهمیت است ، دریافت وامهای کم بهره یا بدون بهره است تا به افراد فقیر و گروههای کم درآمد کمک کرده و به عنوان سرمایه ای کوچک برای فعالیتی اقتصادی محسوب شود.
مطلب حاضر بررسی نمونه ای از یک طرح ابتکاری است که به وسیله دولت مالزی به اجرا درآمده است.
در این طرح که هدف آن کاهش سطح فقر عمومی است ، راههای عملی تحقق این هدف بیان شده که در پی می آید. دولت مالزی بتازگی شرکتهای خاصی را برای اعطای وام بدون بهره به افراد واقعا فقیر تاسیس کرده است.
در این نظام فقیر واقعی به خانواده ای گفته می شود که شامل حداقل 5 نفر باشد و درآمد ماهانه آن از حدی که دولت تعیین می کند، کمتر باشد.
3 بانک بازرگانی مسوولیت فراهم کردن وامهای بدون بهره این گروه را به عهده گرفته اند که عبارتند از: بانک بامیپوترا، می و سرمایه گذاری بانک جهانی.
وام بدون بهره به وامی گفته می شود که افراد را در سرمایه گذاری های کوچک و فعالیت های اقتصادی برای افزایش درآمد افراد فقیر کمک می کند.
ایجاد چنین شرکتهایی برای اعطای اعتبار به این افراد که یک نیاز ضروری برای ادامه بقای آنهاست ، خبر خوبی محسوب می شود، بویژه از آن نظر اهمیت دارد که ما در عصر اعتبار زندگی می کنیم و موسسات اعتباری بشدت در زندگی افراد، خانواده ها، مشاغل و جوامع رسوخ کرده اند.
بنابراین وظیفه بانکداران و کارشناسان مالی است که راه حل جامع و کارایی به منظور حل مشکل اعتبار که در دیگر موسسات وام دهنده موجود است و بر پایه بهره و در قالبها و مناسبات بشدت گمراه کننده بنا شده اند، پیدا کنند.
پرسشی که باید به آن پاسخ گفته شود این است که گامهای عملی برای بهره برداری موثر از این شرکتها چه خواهد بود؛ بدون شک هدف واضح و روشن ، کاهش فقر در کشور است.
از آنجا که وظیفه کاهش فقر عموما کار مشکلی است ، راهبرد و برنامه ریزی برای تحقق بخشیدن به این طرح باید واضح باشد. برنامه های راهبردی زیر برای تحقق عملی این مهم پیشنهاد شده است:
گام اول: مدیریت طرح باید افراد فقیر را مشخص کند و برای دستیابی به یک راه حل معقول و امکانپذیر برای حل مشکلات و مسائل اساسی افراد فقیر، گروه ضربتی تشکیل دهد و حیطه اختیارات آن را بوضوح تعریف کند. این گام باعث می شود از سوئ تدبیر و مدیریت غلط در تخصیص بودجه میان افراد فقیر ایمن باشیم.
درواقع حق تقدم با آنهایی است که به پول نیاز مبرم دارند.
گام دوم: هنگامی که گام اول برداشته شد، مدیر برنامه باید ابتدا این وامها را به فقیرترین افراد بدهد، چرا که ممکن است اداره و مدیریت تقریبا 50 درصد جمعیت مشکل باشد.
پس ، بهتر است ابتدا به 10 درصد جمعیت کمک کنیم. مدیر باید افراد فقیری را که مشتاقند سطح زندگی خود را ارتقا دهند، شناسایی و آنها را راهنمایی کند.
آنها معمولا دانش و توانایی و انضباط فردی کافی دارند تا از فرصتهای خوب و مساعد بهره برداری کنند و تنها در نوع سرمایه گذاری و سرمایه با مشکل مواجهند.
آنچه از تجربیات گرامین بانک در بنگلادش به دست آمد، نشان می دهد که افراد فقیر می توانند از سیاست های اعتباری حساب شده سود ببرند و استفاده کنند.
گرامین بانک در فراهم آوردن اعتبار برای افراد فقیر فاقد زمین بدون دریافت وثیقه و پرداخت هیچ گونه وجهی ، حدود 98 درصد موفق بوده است.
باوجود این که بانک بهره ای معادل 16 درصد از وام گیرندگان دریافت می کند، این مطلب به اثبات رسیده است که شرکتها در صورتی که بانک به آنها کمک کند، موفق خواهند بود.
گام سوم: یکی از ارکان مهم موفقیت برای گروه ، تعریف طرح و پروژه مناسب است. باید پرسید که آیا این طرح واقعا از نظر اجتماعی مفید است یا خیر.
طرح باید براساس مزایایی که داراست ارزشگذاری شود. علاوه بر این حمایت ها ضعف در بازاریابی کالا، به بازدهی کم در سرمایه گذاری دامن می زند.
وقتی درآمد حاصل از سرمایه گذاری کم باشد برای افراد مشکل است که پس انداز کنند و به انباشت سرمایه برای سرمایه گذاری بیشتر مبادرت ورزند ؛ بنابراین یک نیاز موکد برای فراهم آوردن تسهیلات برای طرحها در ترنگانا وجود دارد.
گام چهارم: اگر چه افراد فقیر کاملا مشتاق و باانگیزه اند، اما هیچ نظامی نمی تواند کارایی لازم برای استفاده از منابع یا عدالت در توزیع را فراهم آورد.
برای تشویق افراد فقیر به حداکثر تلاش و بهره برداری از منابع محدود و رسیدن به حداکثر کارایی لازم است که نفع شخصی آنها نیز لحاظ شود، بنابراین مفهوم جدیدی که براساس سرمایه گذاری مشارکتی بنا نهاده شده است ارائه فرصت واقعی به فقراست تا با تلاش خود از خط فقر بالاتر روند.
این مفهوم در جایی قابل اجراست که 2 یا چند نفر یا گروه در تجارت خاصی با مقدار معینی سرمایه و طبق یک قرارداد برای انجام مشارکتی تجارت و سهیم شدن در سود و زیان طبق سهم مشخص ، مشارکت کنند.
این مساله شامل یک توافق برای همکاری در شرایطی است که سرمایه و سود آن میان 2 یا چند گروه مشترک است.
مضاربه ، نوعی مشارکت (همیاری) است که طی آن سرمایه به وسیله یک نفر تامین می شود و تامین نیروی کار و انجام طرح از سوی فرد دیگر صورت می گیرد.
مالک سرمایه رب المال نامیده می شود و عامل مضارب ، در شرایطی که طرح توجیه داشته باشد بانک می تواند به عنوان فراهم کننده سرمایه یا رب المال عمل کند، در حالی که عاملان (در اینجا افراد فقیر) شرکایی هستند که طرح را پیش برده و اجرا می کنند.
این نظام اطمینان و انگیزه بیشتری برای افراد فقیر در به عهده گرفتن طرحهایی که سودمند به نظر می رسند، ایجاد می کند.
احمد النکار، کارشناس بانک اسلامی درباره اثرات مثبت سرمایه گذاری مشارکتی در حمایت از فقرا و انجام کارهای سخت می گوید: این سیستم به یک ابزار عادلانه توزیع درآمد میان سرمایه گذاران و موسسات سرمایه گذاری بدل می شود.
همچنین موارد استفاده سهام را به طور مستقیم با اولویت های اقتصادی اجتماعی مرتبط می کند؛ بنابراین یک نرخ بهره ثابت و مشخص وجود ندارد و انعطاف پذیری زیادی در سرمایه گذاری مشاهده می شود.
از سوی دیگر این سیستم به طور مستقیم پاداش می دهد و رغبتی برای نیروی کار فراهم می کند. علاوه بر این با اتکا به تلاش فقرا و اعتماد بانک ، نرخ بازگشت بیشتری برای هر دو گروه محقق می شود و برای سرمایه گذاری در طرحهای دارای خطر زیاد که برای جامعه سودآور است ایجاد رغبت و تمایل می کند.
گام پنجم: مدیر باید فرآیند تقاضای اعتبار را تا حدامکان ساده کند. فرآیند اعتبار نباید برای گروه هدف ایجاد مشکل کند.
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ، در بخش غیررسمی که نزول خواران نقش فعالی در ارائه اعتبارات به کشاورزان فقیر بازی می کنند، روال تقاضای اعتبار بسیار ساده است ؛ وام گیرندگان به طور مستقیم با وام دهندگان درباره نیازهای سرمایه گذاری خود مذاکره می کنند.
در این سیستم هیچ فرمی برای پر کردن ، هیچ مرجعی برای ادعا کردن ، هیچ حق مالکیت زمینی برای ارائه کردن ، هیچ مالیاتی برای پرداخت و نشانه ای برای خرید وجود ندارد. مهمترین هدف توسعه وام این است که به خانواده های فقیر اجازه داده شود از طریق طرحهای درآمدزای کوچک روی پای خود بایستند؛ بنابراین ، وام باید به عنوان سرمایه ای برای شروع فعالیت تجاری محسوب شود.
پس از این که به خانواده های فقیر برای تسلط بر کسب و کار خود فرصت لازم داده شد، گام بعدی افزایش سطح زندگی آنهاست. این کار با ایجاد اطمینان درباره این که درآمد به دست آمده می تواند نیازهای اساسی آنها را برآورد و به آنها کمک کند که آموزش و بهداشت بهتری کسب کنند، حاصل می شود.
گام ششم: در این مرحله مدیر طرح باید گروهها را با یکدیگر ادغام و سرپرست هرگروه را مشخص کند. این مساله به آن دلیل صورت می گیرد که از کارهای جمعی سود بیشتری حاصل می شود. باید جلسات هفتگی برای ارائه گزارش پیشرفت فعالیت برپا شود.
گروه باید در خلال تولید در قالب سرمایه گذاری اشتراکی تشویق و هرگونه سود یا زیانی باید میان شرکا تقسیم شود. در این روش هر یک از شرکا باید خود را مسوول هرگونه کم کاری در طرح بداند؛ بنابراین یک تعهد و پیمان همه جانبه از سوی شرکا برای موفقیت طرح الزامی است.
گام هفتم: کنترل و ارزیابی طرح عمدتا به عنوان ابزاری برای مدیریت طرح به منظور اجرای موثر و برنامه ریزی بهتر باید صورت پذیرد؛ بنابراین برای بهره برداری موثرتر از وامهای بدون بهره ، کنترل و ارزیابی ضروری است.
دلایل اصلی برای کنترل طرح عبارتند از:
الف) تحت نظر داشتن سیر پیشرفت
ب)ایجاد بازخورد (فیدبک ) برای مدیریت طرح
ج)ابلاغ روند و هشدار به مدیریت طرح
د) کمک به جلوگیری از بروز مشکلات یا حل مشکلاتی که طرح در حین اجرا ممکن است با آنها مواجه شود.
براساس نظرات صندوق بین المللی توسعه کشاورزی ، باید برای کنترل و ارزیابی طرح در سطوح مختلف و اثبات کارایی یا عدم کارایی آن راه حل های میان دوره ای به وسیله مدیریت پروژه تعریف شود.
عدم کارایی می تواند از دلایل متعددی همچون کمبود کارکنان آموزش دیده ، کمبود ابزار آموزشی برای نیروی کار جدید، مشکلات نگهداری نیروی کار تربیت یافته ، نبود دورنمای رشد مناسب مشاغل و... ناشی شود.
در نهایت برای استفاده کارا و مفید از وامهای ارائه شده می توان با نگاهی به اقتصاد فعلی مالزی به نیاز ویژه ای برای حمایت از این سیستم مالی ویژه برای کمک به افراد فقیر از طریق حمایت مالی از آنها پی برد.
چنین حمایتی برای ادامه توسعه اقتصادی اجتماعی روستایی مالزی بسیار ارزشمند و گرانبهاست.
عملکرد بانک یا هر موسسه ای باید برمبنای سرمایه گذاری مشارکتی بدون بهره شود؛ بنابراین نظام مشارکتی نه تنها می تواند کارایی بیشتری در تخصیص منابع ایجاد کند، بلکه تمرکز قدرت و ثروت را نیز کاهش می دهد.
بانک پیشنهادی برای فقرا می تواند در نهایت به یک نیروی قوی برای توسعه اقتصادی اجتماعی مالزی تبدیل شود.

دکتر سعدالهران
ترجمه: حسین کیانی زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها