حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تلهفیلم «گنجشگ و قناری» جدیدترین ساخته رحیم بهبودیفر است و داستان 2 برادر دوقلو به نامهای مسعود و منصور را روایت میکند. مسعود که برحسب تقدیر در کنار خانوادهای در خارج از کشور تحصیلات خود را به پایان رسانده، پس از سالها به ایران بازمیگردد. از قضای روزگار در ایران برای او و برادر دوقلویش منصور (او راننده تاکسی است و در شرایطی بسیار متفاوت به لحاظ تربیتی و فرهنگی امرار معاش میکند) اتفاقاتی میافتد که شیرینیهای خاصی را به دنبال دارد.
داستانپردازی در بستر طنزی نوین
ترافیک عصر بیداد میکند، برای تهیه گزارش تلهفیلم «گنجشک و قناری» بر سر یکی از لوکیشنهای داخلی این تلهفیلم حاضر میشویم. عوامل این تلهفیلم، مینیبوس حامل تجهیزات کارشان را در یکی از خیابانهای فرعی ولیعصر درست مقابل برج نگار مستقر کردهاند. طبقه هشتم برج نگار مملو از وسایل گروه فیلمبرداری است. رحیم بهبودیفر (کارگردان این اثر) و گروهش در گوشهای از فضا مشغول چیدمان میزانسنها هستند. شرکت توان انژکتور یکی از چند لوکیشن داخلی این تلهفیلم است که به گفته یوسف طاهریان (برنامهریز و دستیار اول کارگردان) در مکانهای دیگر نیز از جمله قهوهخانه، میدان رازی، خانه شخصیتهای مسعود و منصور و.... برداشتهای اصلی کار انجام شده است.
تلهفیلم «گنجشک و قناری» باتوجه به داستانپردازی و ساختار درونیاش که بر پایه طنز موقعیت استوار است، میتواند موجب شود تا پیام فیلم نمود بیشتری پیدا کند و به عنوان یکی از آثار قابل قبول به شمار آید. طاهریان در این خصوص میگوید: «دیدگاه کارگردان و گروه کارگردانی به مقوله این طنز، دید کاملا گستردهای است که براساس طنزی نوین شکل گرفته و مانند طنزهای شناخته شده رسانه و تلویزیون نیست بلکه طنزی خاص است.»
تکرار فضاسازی درام به دور از کلیشه
این روزها تلهفیلمهای متعددی با موضوعهای متنوع و گوناگونی در بستر اجتماع با درونمایه طنز، دستمایه ساخت آثار تلویزیونی و در حال تولید هستند. هیجان و جاذبه فیلمهایی که با محوریت طنز ساخته میشود، موجب شده این نوع فیلمها طرفداران بسیاری در میان تولیدات تلویزیونی داشته باشد. رحیم بهبودیفر ازجمله کارگردانهای جوانی است که اثرش با عنوان «خانه اسرارآمیز» در آخرین جشنواره بینالمللی کودک و نوجوان همدان اکران شده است. به گفته او اکران این اثر تجربه جالبی برایش محسوب میشد، زیرا تاکنون موفق به تماشای اکران کارهایش از پرده نبوده است. از سوی دیگر عکسالعمل مخاطبان در مواجهه با فیلمش برای او بسیار جذاب بوده است. بهبودیفر که نگارش فیلمنامه «گنجشک و قناری» را نیز بر عهده داشته است، میگوید: «اگر دقت کرده باشید در میان ژانرهای مختلف، ژانر طنز یکی از پرطرفدارترین ژانرهاست و ما در این تلهفیلم سعی کردیم با توجه به داستانپردازی و ساختار درونی فضای کاملا رئالی ایجاد کنیم تا اتفاقهای کمدی موقعیت باشد. در این تلهفیلم قرار نیست بیننده به واسطه یک کاراکتر، عکسالعمل، میمیک یا دیالوگهای خاص بخندد؛ در این تلهفیلم از کارکترهای فانتزی دوری کردیم و موقعیتها را به گونهای چیدهایم که کاملا به واقعیت نزدیکتر شود و محتوای کمدی در آن ایجاد شود.»
مجموعههای بلند یا ساختههای کوتاه داستانی چنانچه از ساختار خوبی در قصهپردازی و شکل روایی داستان بهره ببرند، میتوانند مخاطب را تا پایان فیلم درگیر کنند، مخصوصا اگر در انتخاب کاراکترها و زمینههای داستانی 2 قطب متضاد نیز به خوبی در بازیها و بیان دیالوگها نمود داشته باشد. بهبودیفر در این خصوص میگوید: «قصه گنجشگ و قناری بارها و بارها کار شده است. در این زمینه ادعایی ندارم که داستان، سوژه یا قصه متفاوتی دارد. فضاسازی این تلهفیلم با دیگر کارها متفاوت است و مسالهای که به آن اهمیت میدهم، تفاوتی است که به لحاظ موقعیتی برای آدم پیش میآید. شاید سوژه تکراری و کلیشهای باشد، اما موقعیت و تغییر آدمها میتواند طنز موقعیت ناب را ایجاد کند.»
گنجشک و قناری از حضور بازیگران طنزی چون شهرام قائدی، شهین تسلیمی و.... بهره برده که عمدتا شاهد هنرنماییشان در این ژانر هستیم. بهبودیفر در تلاش است با فضاسازی کاملا متفاوت بازی آنها را در بستر موقعیتهای طنزی خاص هدایت کند.
نقشی با تناقضهای ظاهری و درونی
دوربین نمایی از شرکت توان انژکتور و افرادی که در حال رفت و آمد هستند را نشان میدهد. در ابتدا تصویر از نمای باز آغاز و به نمای بسته از طلا (با بازی مارال فرجاد) و منشی شرکت ختم میشود.
منشی (رو به طلا ): اووو.... حالا چقدر چشم میدوزی؟
میاد دیگه... طلا: خودتو لوس نکن، من جایی رو نگاه نمیکنم.
منشی: حالا بگو ببینم چه جوری بود؟ تحویلت گرفت؟
طلا: تحویل گرفت؟ باورت نمیشه این پسره چقدر خاکی و خونگرم بود. چاکرم، مخلصم از دهنش نمیافته.
منشی: چی؟چاکرم...
در بین صحبتهای طلا و منشی ناگهان سر و صدایی نزدیک در ورودی توجه آنها را به خود جلب میکند. منصور (با بازی شهرام قائدی) وارد شرکت میشود و اطراف او چند نفر از جمله صنوبری (با بازی میرطاهر مظلومی) قرار گرفتهاند و او را همراهی میکنند. مهندس سعادتی (با بازی مرتضی کاظمی) با شور و اشتیاق اتاقهای مختلف شرکت را به منصور نشان میدهد. منصور هم به شکل مضحکی مدام با سر به طلا سلام میکند. او چند باری با در و دیوار برخورد میکند تا به اتاق مهندس مسعود جهانشیر (با بازی شهرام قائدی) میرسد...
مارال فرجاد که از دوران کودکیاش تجربه بازی روی صحنه تئاتر و مقابل دوربین را تجربه کرده، اینک با حضور در نمایشها، فیلمها و سریالهای بسیاری از جمله «زندگی جاری است»، «حجربن عدی»، «حلقه سبز»، «تا صبح» و «روح مهربان» و.... برای مخاطبان شناخته شده است. طلا (با بازی مارال فرجاد)، دختر سروزبانداری که دیرتر از سایر بازیگران به جمع عوامل تلهفیلم گنجشک و قناری پیوسته است. قرار است از اواسط فیلم پیشروی مخاطب ترسیم شود. او در مورد این نقش میگوید: «طلا، مهندس مکانیک است. او در عین ظاهری آراسته، گویش لاتیمنشی دارد. این تناقض ظاهر و کلام او باعث میشود طنز موقعیت ایجاد شود.»
فرجاد میگوید: جای «مسعود (مهندس) و منصور (راننده تاکسی) 2 برادر دوقلو بر اثر اتفاقهایی باهم عوض میشود. منصور در لباس مهندسی به طلا معرفی میشود و از آنجایی که گفتاری لاتیمنش دارد و طلا نیز از اینگونه افراد که ظاهرشان آراسته و اتوکشیده نباشند خوشش میآید، عاشق منصور میشود.»
با مارال فرجاد بیش از این همکلام نمیشویم. پلان بعدی آماده برداشت است و او به سرعت مقابل دوربین قرار میگیرد.
ژانرها برایم فرقی نمیکند
شهرام قائدی از بازیگران جوانی است که در آثار متعددی چون «پنجمین خورشید»، «ارتفاع پست»، «در چشم باد» و... حضور داشته است. علاوه بر طنز شیرینی که در نوع بازیش به چشم میخورد، سعی دارد شوخطبعیهای شخصی را نیز وارد بازی کند. او پس از مجموعههای طنزی که سابق بر این در آنها حضور داشت، این بار نیز در یک کار کمدی موقعیت به ایفای 2 نقش مسعود و منصور میپردازد. او در این خصوص میگوید: «منصور و مسعود از نظر ظاهری کاملا شبیهاند، اما هرکدامشان دنیای متفاوتی دارند.
مسعود آدمی تحصیلکرده و فقط دنبال تحقیق و پژوهش است، اما منصور آدمی پایین شهری است که در جوی مسموم زندگی میکند و دنیایش بسیار کوچک است.
به گفته خودش بازیگر اکتیو و ورزشکاری است و معتقد است بازیگری حرفهای است که در هر شرایطی بتواند بازی کند. او دوست دارد نقشهایی بپذیرد که از خصوصیتهای اخلاقی و رفتاری او به دور باشد. به اعتقاد او نزدیکی نقش بااخلاق و رفتارش جذابیت خاصی ندارد و بنابراین او در تلاش است مدام با نقش و کاراکترهایش در جدال باشد. او میگوید: «به عمد نقش هایی را که مشکلتر از همه هستند انتخاب میکنم. در بازی کردن فقط سعی دارم به یک واژه فکر کنم و آن هم صداقت است.»
قائدی جزو بازیگرانی است که تاکنون هم در نقشهای کمدی و هم جدی حضور چشمگیری داشته است. او میگوید: معتقدم نقش جدی را بهتر بازی میکنم و سالهاست در سینما در حال جنگم تا نقشهایی که بیشتر افسار نقش در دستم باشد، بازی میکنم، اما متاسفانه به خاطر دیوارهایی که کشیده شده هنوز موفق نشدم.»
او ادامه میدهد: «من فارغ از سینما، زندگی را با تمام مشکلات دوست دارم. طلوع را به همان اندازه غروب دوست دارم و از اینکه سلول به سلول بدنم سالم است، خدا را شکر میکنم و معتقدم سوپراستار شدن یا هر مقام عالی و رتبه کشوری باعث نمیشود که آدم وجهه انسانیاش زیر سوال ببرد. قائدی در ادامه میگوید: «در سال گذشته با کارگردانهای زیادی کار کردم و چند تایی از آنها دلم را زده بودند و بارها بارها میگفتم چرا زمانی که آدمها پخته نیستند، با آبروی حرفهای آدمها بازی میکنند. خیلی دلخور بودم و تا شروع این فیلم خیلی استرس داشتم، ولی خدا را شکر با کارگردانی برخورد کردم که بیشتر از سنش، فیلمسازی را میفهمد و امیدوارم بهبودیفر با این تله دیده شود و بتواند در سینما فیلمهایی در حد شعور و فهمش بسازد.»
عوامل تلهفیلم گنجشک و قناری
نویسنده و کارگردان: رحیم بهبودیفر، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: یوسف طاهریان، تهیهکننده: محمدعلی کیانی، مجتبی پیری، صدابردار: بهروز عابدینی، مدیر تصویربرداری: هادی شلالوند، مدیر تولید: منصور امامی، طراح صحنه و لباس و گریم: نوید فرحمرزی، عکاس: بهرنگ دزفولی.
بازیگران: شهرام قائدی، میرطاهر مظلومی، امیر آتشانی، نفسه روشن، مارال فرجاد، شهین تسلیمی، مرتضی کاظمی، حسین میرزاییان، افشین قدیمی، محمدعلی کیانی، شهرام شکیبا، حبیب محمدی، محمد روحی، امیر موسوی، مریم عاشوری، مرجان قمری.
پروانه صدقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....