به گزارش ایسنا، روزنامه فرامنطقهای الشرق الاوسط نوشته است:
« هرچند که علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن، حزبش و همپیمانانش به طور مشروط با طرح شورای همکاری خلیج فارس جهت پایان دادن به بحران سیاسی این کشور که شاخصترین مساله آن انقلاب مردم برای سرنگونی نظام حاکم و کنارهگیری علی عبدالله صالح از قدرت است، موافقت کردهاند و چند حزب مخالف عضو ائتلاف اللقاءالمشترک نیز این طرح را پذیرفتهاند اما چنانچه این مساله را آغازی برای پایان بحران یمن بدانیم، همچنان اقشار مختلف یمن و حتی شاید طرفهای خارجی از این مساله شدیدا نگران هستند.
علی عبدالله صالح نزدیک به 33 سال است که قدرت را در دست دارد و ناظران معتقدند که وی طی دوران زمامداری خود دستگاهها و سازمانهای نظامی و جامعه مدنی کشور را آنطور که خواسته بنا نهاده است؛ به گونهای که وفاداری کامل آنها به خود و خانوادهاش را تامین کنند و دلیل ناظران برای اثبات نظرشان، تسلط کامل صالح، پسرانش، برادرانش و افراد قبیلهاش بر نیروی مسلح و امنیتی است.
از سوی دیگر، بسیاری از مردم بر این باورند که صالح نباید کنارهگیری کند و این روزها را روزهای سخت یمن مینامند. صالح نیز بارها و بارها تاکید کرده که حکومت وی از مشروعیت قانونی برخوردار است و منظورش این است که مردم وی را انتخاب کردهاند و در انتخابات ریاست جمهوری که در سپتامبر 2006 برگزار شد، پیروز شده است؛ به این ترتیب، صالح به کسانی که میخواهند به قدرت برسند تاکید میکند که این کار را باید از طریق صندوقهای اخذ رای انجام دهند.
سناریوهای احتمالی زیادی برای پایان یافتن تحولات یمن وجود دارد؛ اول اینکه صالح به همراه تمامی اعضای خانواده و نزدیکانش کنارهگیری کنند و مخالفان پیش از نابودی و تجزیه دستگاههای دولتی نفوذ خود را بر آنها بسط دهند و با این کار دوره زمامداری علی عبدالله صالح به صورت مسالمتآمیز به پایان میرسد.
سناریوی دوم این است که صالح باز هم براساس طرح شورای همکاری خلیج فارس کنارهگیری کند اما از راه دیگری بر دستیابی به جایگاه پیشین خود اصرار ورزد؛ یعنی همپیمانان و نزدیکان وی این را نپذیرند که دستگاههای نظامی و غیرنظامی را به حکومت مخالفان تحویل دهند و این باعث میشود که کشور وارد بحران بزرگی شود، همچنین بر بازگشت به قدرت از طریق انتخابات با استفاده از تسلط یارانش بر دستگاههای دولتی اصرار ورزد که این مساله نیز به ایجاد بحرانهای جدیدی میانجامد و از جمله این بحرانها این است که برخی مردم عادی طرفدار صالح نیز به روش مخالفان عمل کرده و با تظاهرات و تحصن هر حکومت جانشین نظام صالح را براندازند.
سناریوی سوم نیز مبتنی بر ترس مردم یمن است؛ ترس از اینکه علی عبدالله صالح و نظام وی به صورت عمدی اقدام به ایجاد آشوب و شکافهای امنیتی کنند، سران مخالف و شخصیتهای ملی سرشناس مخالف نظام را هدف قرار دهند؛ مسالهای که موجب میشود گردانهای ارتشی که از انقلاب حمایت کردند نیز مورد هدف قرار گیرند و این گردانها با نیروهای مسلح طرفدار رئیس جمهوری درگیر شوند و همه اینها کشور را درگیر یک جنگ داخلی سخت خواهد کرد، به ویژه آنکه اکثر ملت یمن مسلح هستند و دوره انتقام خون کسانی که توسط نیروهای امنیتی و اراذل و اوباش کشته شدند، آغاز خواهد شد.
هرچند که عسکر زعیل، سخنگوی علی محسن الاحمر تاکید کرده نیروهای طرفدار انقلاب هرگز سلاح خود را به سوی نیروهای مسلح از جمله گارد ریاست جمهوری، پلیس ویژه و سایر نیروهای نظامی و امنیتی وابسته به صالح نشانه نمیگیرند اما در عین حال تاکید کرده که در صورت لزوم و چنانچه مورد هدف قرار گیرند از خود دفاع خواهند کرد.
میتوان گفت که سناریوهای فرعی از این سناریوی سوم به وجود میآید که از جمله آنها درگیری مسلحانه ارتش با ارتش و نیروهای امنیتی با نیروهای امنیتی وهمچنین غیرنظامیان مسلح و غیره است.
از دیگر سناریوهای فرعی و شاید مهمترین آن، تلاش جنوبیها جهت در دست گرفتن کنترل استانهای جنوبی، گسترش تسلط آنها بر این استانها و همچنین تلاش حوثیها برای دستیابی به مناطق شمالی است؛ به ویژه آنکه استانهای شمالی و جنوبی در حال حاضر در دست دولت مرکزی صنعا نیست. همچنین میتوان به فعالیت سازمانهای افراطی همانند تشکیلات القاعده اشاره کرد که نظام صالح همیشه از ورود نیروهای آن به اکثر مناطق کشور خبر میدهد. هرچند که مخالفان می گویند که هدف از مطرح کردن این مسائل توسط دولت، ترساندن غربیها از آیندهای است که پس از کنارهگیری صالح در انتظار یمن است.
و اما سناریوی فرعی دیگری وجود دارد که این سناریو به وضعیت کنونی لیبی نزدیکتر است. برخی بر این باور هستند که وضعیت در یمن بدتر از لیبی خواهد بود و مردم از جنگ داخلی که همه گروهها، ارتش، نیروهای امنیتی ، قبایل و مناطق درگیر آن شوند، میترسند چرا که این مساله به معنای این است که یمن همانند سومالی، افغانستان یا عراق خواهد شد و صالح طی سالهای گذشته همیشه مخالفان خود را به این مساله تهدید کرده است اما ناظران احتمال رسیدن به این سناریوی خونین را کم میدانند و دلیل آنها بر این مساله این است که قبایل یمنی در انقلاب جوانان خود، از سلاح استفاده نکردند و هرچند که کشته و زخمی شدند اما هرگز با منطق قبیلهای یعنی "انتقام" برخورد نکردند.
در میان خوشبینیها، بدبینیها و نگرانیهایی که برای یمن وجود دارد، بسیاری از مردم همچنان به پایان مسالمتآمیز وضعیت کنونی یمن که تحصنکنندگان آن را "انقلاب" و نهاد ریاست جمهوری یمن آن را "بحران سیاسی" میخوانند، امیدوار هستند.»