نظر کارشناس

آینده نامعلوم 2 نوجوان

در بررسی زندگی این نوجوان باید 3 نکته را مورد بررسی قرار داد. اول بی‌سرپرست بودن این کودک که بزرگ‌ترین آسیب را به‌ زندگی او وارد کرده است. پسر نوجوان نه پدرش را دیده است و نه‌‌مادرش را. در مورد پدرش شاید به این نتیجه برسد که او مرده است و مرگ دست خود انسان نیست، اما آن کودک از اعماق وجودش نسبت به مادرش احساس بدی دارد البته او این احساس را پنهان نمی‌کند و هرچند با لحنی گله‌مند آن را بازگو می‌کند که از مادرش ناراحت است.
کد خبر: ۳۹۹۲۶۴

پدر و مادر و نوع رفتار آنها با کودک موثرترین چیزهایی هستند که زندگی و آینده کودک را می‌سازند. این کودک نه‌تنها والدینی مسوول و خوب نداشته و مادر دچار اعتیاد شدید است بلکه سرپرستانی که داشته نیز بشدت به دنبال سوءاستفاده از این کودک و برادرش بودند. کسی که حامد و برادرش او را دایی می‌نامند که البته ظاهرا نسبت دوری با آنها دارد،

از این دو کودک در واقع بهره‌کشی می‌کند او از آنها برای این‌که مواد مخدرش را تامین کند استفاده می‌کرده است و در واقع هزینه مواد را از طریق آن بچه‌ها به دست می‌آورده است.

بنابراین هیچ بعید نیست وقتی آنها تا این حد در معرض مواد مخدر هستند معتاد شوند یا به قاچاقچی تبدیل شوند. در این میان این حامد نیست که باید مورد بازخواست قرار بگیرد این سرپرست آنهاست که باید مورد بازخواست قرار گیرد و مجازات شود. شکی در این نیست که اگر حامد دوباره به خانه آن مرد برگردد از او سوءاستفاده شده و برای حمل مواد از این کودک استفاده ‌شود اتفاقی که در حال حاضر برای برادرش رخ داده است.

متاسفانه همه چیز برای مجرم شدن حامد و برادرش مهیا است و این دو کودک با توجه به این شرایط اگر مجرم نشوند باید تعجب کرد.

نکته قابل اشاره دیگر احساسی است که حامد نسبت به برادر کوچکش دارد. خوشبختانه باید گفت این کودک فردی احساساتی است و سعی می‌کند آینده برادرش را بسازد. این احساس در بیشتر کسانی که خودشان حامی نداشته‌اند وجود دارد آنها سعی دارند از خواهر یا برادر کوچک‌تر یا فرزندانشان بسیار حمایت کنند و در واقع کاری کنند تا آنها سختی را تجربه نکنند. نقش پدر و مادر را برای شخصی که کوچک‌تر از آنهاست بازی کنند. چرا که خودشان با تمام وجود نداشتن حامی را تجربه کرده‌اند احساس تنهایی در بسیاری موارد آنها را بشدت آزار داده است. حامد نیز نسبت به برادرش چنین حسی دارد و حتی در بزرگسالی هم او را به شدت حمایت می‌کند.

در نهایت آنچه مسلم است با وضعیتی که این دو نوجوان دارند آینده خوبی در انتظار آنها نیست مگر این‌که در شرایط زندگی آنها اتفاقی خاص رخ دهد و سرپرست آنها تغییر کند و بچه‌ها را به سمت یک زندگی سالم سوق دهد. این کودکان بشدت در معرض مواد مخدر قرار گرفته‌اند و بعید نیست خودشان نیز استعمال آن را تجربه کرده باشند.

بهترین راه برای نجات این کودکان اولا دور کردن آنها از محیطی است که در حال حاضر زندگی می‌کنند، بعد آموزش به آنهاست. بچه‌ها باید بازی کنند و بازی کردن مثل غذا خوردن نیاز آنهاست و همانقدر که غذا خوردن روی جسم انسان تاثیرگذار است بازی کردن کودکان نیز در رشد فکری و روحی آنها تاثیر می‌گذارد.

بسیاری از نیازهای کودکان با بازی مشخص می‌شود و آنها انرژی کاذب خود را با بازی کردن خالی می‌کنند. بنابراین بهترین راه این است که با بازی درمانی از آشفتگی‌های روحی این کودکان باخبر شد و آنها را به سمت یک زندگی آرام سوق داد. این بچه‌ها نیاز دارند به مدرسه بروند، درس بخوانند و سواد یاد بگیرند. با بچه‌های دیگر باشند و ارتباط گرفتن با انسان‌ها را یاد بگیرند. در غیر این صورت فردی ضد اجتماعی خواهند شد.

عاطفه کشاورزی ـ‌ روان شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها