گفت‌وگو با عبده خال برنده جایزه بوکر

نویسنده باید پیش‌بینی خواننده را باطل ‌کند

اشاره: عبده خال، نویسنده عربستانی سال 1962 در روستای المجنه به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی در رشته علوم سیاسی از دانشگاه ریاض ادامه داد و بعضی از کتاب‌هایش به زبان‌هایی همچون انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و... ترجمه شده‌اند.
کد خبر: ۳۹۹۲۲۳

او دارای رمان‌ها و مجموعه داستان‌های کوتاه زیادی است که از آن میان می‌توان به الموت یمر من هنا (مرگ از اینجا می‌گذرد)، الایام لا تخبئ احدا (روزگار کسی را پنهان نمی‌کند)، مدن تأکل العشب (شهرهایی که گیاه می‌خورند) و... اشاره کرد.

 تازه‌ترین رمان او با عنوان هیجان شلیک می‌کند در سال 2010 به عنوان برنده جایزه بوکر انتخاب شد.
سیدمهدی حسینی‌نژاد مترجم ادبیات عرب کشورمان بتازگی با او گفت‌وگویی انجام داده و متن آن را در اختیار جام‌جم قرار داده است که بخش‌هایی از آن را با هم می‌خوانیم.

بعد از برگزیده شدن به عنوان برنده بوکر چه حسی داشتید‌؟

وقتی که می‌نویسم به جایزه فکر نمی‌کنم، نوشتن عشق من است نمی‌توانم برای آن جایزه یا... در نظر بگیرم. تصور می‌کنم کسی که برای جایزه می‌نویسد نه با خود روراست است نه با دیگران. اکنون نیز این جایزه همانند تاجگذاری لحظاتی از شادی است این جایزه توجه‌ها را به سوی رمان‌ها و داستان‌هایم جلب می‌کند.

این جایزه آیا چیزی به جایگاه و آثار شما می‌افزاید؟

فکر نمی‌کنم، فقط مرا مقید می‌کند تا مسوولیت بیشتری درباره آنچه می‌نویسم داشته باشم.

چگونه نویسنده بزرگی مانند شما این همه سال معلم کلاس اول ابتدایی است؟

از وزارت آموزش و پرورش یا وزارت فرهنگ باید این سوال را بپرسید، وقتی در مراسم اعطای جایزه بوکر شرکت کردم یا در محافل ادبی دیگر شرکت می‌کنم حتی حقوق من را هم در نظر نمی‌گیرند. هرچند من معلمی ‌را دوست دارم و به آن عشق می‌ورزم.

آیا بردن جایزه بوکر دلالت بر بالا بودن سطح رمان در عربستان دارد؟ یا این‌که این یک اتفاق خاص است؟

جایزه به سطح فرهنگی عربستان داده نشده، بلکه به یک نویسنده اهدا شده است اما در عربستان نویسندگان مطرح زیاد داریم که هر یک شیوه‌ای فاخر در ادبیات عرب دارند.

در رمان‌های گذشته‌تان ما تعدد شیوه بیان را می‌بینیم، گاهی زبان شعری به زبان ژورنالیستی نزدیک می‌شد، اما هیجان شلیک می‌کند رمانی متفاوت است. آیا این رمان را می‌توان نقطه تحول آثار شما دانست‌؟

ترمی بشرر پله جدیدی است که پایم را بر آن نهادم و آن نیمی از پلکانی است که دارم از آن بالا می‌روم.

پیش از این گفتم هر رمانی که می‌نویسم دیگر به آن بر نمی‌گردم، گمان نمی‌کنم که ترمی بشرر آخرین قدم من در این عرصه باشد که خواسته باشم همه توانایی‌ام را در آن جمع کرده باشم تا بتوانم این رمان را بنویسم.

یاد گرفته‌ام به مسافتی که طی کرده‌ام نگاه نکنم بلکه به باقیمانده مسیر نگاه کنم که باید در این عمر کوتاه طی کنم.

در رمان طین (گل) شیوه معمول روایت را شکستم و در روزگاری که کسی نمی‌تواند مخفی بماند حاشیه را متن و متن را حاشیه قرار دادم و در رمان الموت یَمر مِن هُنا (مرگ از این جا می‌گذرد) روش دیگری در متن انتخاب کردم و در سایر رمان‌ها و مجموعه‌های داستانی کوتاهم راه‌های مختلفی را طی کرده‌ام... .

به این معنا که روح زندان را نمی‌پذیرد اگر در تنت زندانی شدی شبانه می‌خواهی از زندان آزاد شوی و به جستجوی فضای گسترده‌ای می‌پردازی، نوشته‌ رمان‌نویس مجموعه‌ای از ارواحی است که از زندگی‌شان فرار کرده‌اند و در جستجوی فضای بزرگ‌تری برای آرامش می‌گردند.

اگر متن رمان با مشکلات شخصیت‌هایش کنار نیاید سقوط می‌کند به همین خاطر منتقدان به متن رمان بعضی از نویسندگان نگاه می‌کنند و اگر ببینند شخصیت‌ها بخوبی در داستان جا نگرفته‌اند (منتقدان مانند بازرسان آموزش و پرورش به معلم می‌گویند) این فصل را به خوبی کار نکرده‌ای... .

خواننده رمان‌هایتان حضور مرگ و مقبره را دائماً می‌بیند، قهرمان رمان (طین) از مرگ می‌آید تا گذشته‌اش را در مقابل روانپزشکی که به جستجوی او فرستاده است کشف کند همچنین جلیله در رمان فسوق از قبرش فرار می‌کند تا نقطه ابهام‌انگیز رمان باشد آیا در این فضاها تخیل مد نظرتان قرار دارد یا این‌که مرگ زندگی، مرگ اجتماعی و مرگ فردی به صورت کاملا واقعی و ملموس روایت
شده‌اند‌؟

پیوسته این سوال را از من می‌پرسند و هر بار جواب‌های مختلفی می‌دهم. شاید اسم اولین رمانم مرگ از اینجا می‌گذرد آن کلید سری باشد برای کسانی که با من مصاحبه می‌کنند تا از این فضا بپرسند. ما پیوسته با مرگ در جدال هستیم مرگ نزد من مرگ جسد نیست ما موجوداتی هستیم که در زمان کوتاهی حاضر می‌شویم و ادعا می‌کنیم فقط در همین زمان زندگی کرده‌ایم در حالی که ما از ابتدا تا به پایان تاریخ وجود داریم وجودی پیوسته که قطع نمی‌شود... اما آنچه مختلف است حالت وجود، آگاهی و کیفیت وجود است.

سیاست و تاریخ در بسیاری از رمان‌هایتان به شکل پراکنده وجود دارند، همانند جنگ یمن، عربستان و مصر در رمان (مدن تأکل العشب) و تحولات عدن در رمان (نباح) و مقابله با افراطی‌گران و انفجارهایی که در افغانستان ایجاد می‌کنند، در رمان فسوق چه می‌کنی تا اتفاقاتی که در میانه رمان رخ می‌دهند جذاب باشند، یا حتی در کل رمان؟

پیش از این‌که سوال را جواب بدهم این نکته را از شما بپرسم که چه تفاوتی وجود دارد میان 2 نفر که یک لطیفه را برایت تعریف می‌کنند یکی از آنها تو را می‌خنداند (حتی اگر 5 بار آن جک را تکرار کند) دیگری همان جک را آنقدر سرد تعریف می‌کند که می‌خواهی آنچنان سیلی به او بزنی تا دیگر جک تعریف نکند و می‌گویی: چه بی‌مزه؟!! چه تفاوتی میان این دو واقعا وجود دارد.

من یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رمان‌نویس را در خلق فضاهای طنز می‌بینم، البته نه برای لودگی و مسخرگی بلکه باید در متن رمان اتفاقاتی بیفتد که برخاسته از رفتارهای شخصیت‌های درون رمان باشد که بتواند
هر لحظه فضا را خنده‌دار جذاب و ترسناک کند

من جذابیت را در بین خواننده و نویسنده با تطابق دادن روح‌هایشان به وجود می‌آورم، نویسنده روح‌های آرام را جذب می‌کند در حالی که مخاطب روح سر حال و بانشاطی دارد که نمی‌تواند در هیچ حالتی با آن روح آرام همراه شود به همین دلیل جذابیت در تطابق روح خواننده و نویسنده به وجود می‌آید. من یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رمان‌نویس را در خلق فضاهای طنز می‌بینم، البته نه برای لودگی و مسخرگی بلکه باید در متن رمان اتفاقاتی بیفتد که برخاسته از رفتارهای شخصیت‌های درون رمان باشد که بتواند هر لحظه فضا را خنده‌دار، جذاب، ترسناک و... کند به عبارتی دیگر بتواند آن انفجار را به وجود آورد. رمان‌نویس پیوسته باید آماده باشد تا پیش‌‌بینی‌های ‌خواننده را باطل کند و فضا را آن‌گونه ترسیم کند که گمان خواننده را اشتباه از آب در آورد... رمان‌نویس همچنین نباید به منتقدان گوش دهد و بخواهد هماهنگ با نظریه‌های نقدی پیش برود. با وجود تأکیدم بر اهمیت روح، رمان نویس باید حیرت و دهشت بیافریند، پس هرگاه رمان‌نویس بتواند بازی‌ها و فضاهای بیانی خلق کند که بتواند روح خواننده را قبض کند یا گاهی بسط دهد (ناخواسته باشد) تا حدود زیادی موفق می‌شود به عبارت دیگر روایت رمان زوال یافتن جادویی است که جز رمان‌نویس رازهای آن را هیچ‌کس نمی‌داند... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها