پرواز با کتاب

زندگی را سخت نگیر

کد خبر: ۳۹۸۸۵۲

آن مرد در پاسخ به او گفت: برو و برای من دانه‌ای خردل از خانه‌ای بیاور که هرگز با غم آشنا نشده باشد. با استفاده از آن دانه، غم و اندوه را از زندگیت دور می‌کنم.

زن با شنیدن این سخن فورا به جستجوی دانه خردل رفت. پس از مدتی به عمارت باشکوهی رسید؛ در زد و گفت: من در جستجوی خانه‌ای هستم که هرگز با غم و اندوه آشنا نشده باشد. آیا این همان خانه است؟

ساکنان خانه گفتند قطعا اشتباه آمده‌ای و شروع کردند به توصیف هزارها غمی که برای آنها اتفاق افتاده بود. زن با خود گفت: چه کسی می‌تواند به این مردم بیچاره و بدبخت‌تر از من کمک کند؟

پس ماند تا آنها را آرام کند و پس از مدتی دوباره در جستجوی آن خانه که هرگز با غم آشنا نشده باشد به راه افتاد. اما هر کجا که می‌رفت چه به خانه رعیتی، چه مسافرخانه و چه خانه‌های شهری، پیوسته با حکایت‌هایی از غم و اندوه آشنا می‌شد.

در این مسیر او به قدری درگیر کمک به مردم برای کاهش اندوهشان شد که خواسته خود را برای به دست آوردن دانه خردل جادویی فراموش کرد و هرگز تشخیص نداد که در حقیقت این جستجو، غم و اندوه را از زندگی او خارج کرده است.

این یک افسانه است؛ افسانه‌ای که شاید به نوعی در زندگی ما نیز رخ نموده باشد. افسانه‌ای که مانند قصه‌های دیگر می‌تواند راهی را به ما بنمایاند یا آنچه را که گره می‌پنداشته‌ایم برایمان باز کند.

خیلی از ما بر این باوریم که مشکلات ما بزرگ‌ترین مشکلات جهان هستند؛ هیچ‌کس مانند ما با سختی‌ها و ناهنجاری‌ها رودررو نیست و دیگران زندگی‌ای به مراتب شیرین‌تر و لذت‌بخش‌تر از ما دارند! و این درست نقطه آغاز اشتباه است.

همه ما باید بدانیم هر فردی در طول زندگی، از کودکی تا کهنسالی، با درد و رنج دست و پنجه نرم می‌کند و هیچکدام از ما نمی‌توانیم از بروز ناامیدی و نارضایتی در زندگی جلوگیری کنیم؛ و نیز باید این را هم بدانیم که میزان رنج بردن انسان‌ها نمی‌تواند با یکدیگر مقایسه شود؛ ما همه به یک روش و با یک نسخه از پیش تعیین شده شفا پیدا نمی‌کنیم. بعضی از ما بعد از گذراندن یک دوره غمبار، حرکتی جدید را آغاز می‌کنیم و قوی‌تر می‌شویم. برخی هرگز به طور کامل شفا نمی‌یابند و بعضی از افراد هم یاد می‌گیرند با درد زندگی کنند و بدبختانه در این وضعیت می‌مانند و دیگر قادر به حرکت نیستند.

برای این‌که نتوانیم یکی از افراد گروه اول باشیم باید یاد بگیریم که گام اول در یادگیری این نکته که زندگی را سخت نگیریم، آن است که از حرکت بایستیم و خود را در زمان حال قرار دهیم. پس خیلی ساده، یک نفس عمیق بکشید و در همان حال که نفس می‌کشید، احساس کنید که نفس‌تان قلب شما را پر می‌کند. همان‌گونه که ریه‌های‌تان از هوا پر می‌شود به بلند شدن قفسه سینه و انبساط شکم‌تان توجه کنید. روی تنفس‌تان توجه کامل داشته باشید و سپس اجازه دهید هوا از ریه‌های‌تان خارج شود و به انقباض قفسه سینه و شکم‌تان نگاه کنید. این یک تکنیک خیلی ساده است که شما را از موضوعی که مشغول‌تان کرده و افکاری که احساسات شما را تحت تاثیر قرار داده، دور می‌کند.

این کار وقتی که شما احساس ترس، خشم، گیجی، غم یا تنش می‌کنید، مفید است. فرقی نمی‌کند شما در کدامیک از این حالت‌ها باشید، در هر کدام که هستید، بدانید در زمان حال نیستید. در آن هنگام، شما درگیر افکارتان هستید و این فکرها شما را به گذشته یا آینده می‌برند. برای مثال اگر عصبانی هستید، چیزی را که در گذشته اتفاق افتاده، تجسم می‌کنید. اگر هم بیمناک هستید، به چیزی می‌اندیشید که هنوز اتفاق نیفتاده است. در همه این حالت‌ها باید تلاش کنید به زمان حال بازگردید و آرام شوید.

کتاب «زندگی را سخت‌ نگیر» با چنین نگاهی نوشته شده است؛ برای این که به ما بیاموزد می‌توانیم و قادریم که در هر روز از زندگی، شادی و در هر مشکلی، هدفی تازه را بیابیم.

چه شما به این دیدگاه باور داشته باشید و چه نداشته باشید، مطالعه این کتاب به شما کمک می‌کند تا سختی‌ها را راحت‌تر پشت سر بگذارید.

این کتاب را «روتس فیشل» نوشته و «نرگس حیدری منجیلی» ترجمه‌اش کرده است.

انتشارات استاندارد هم آن را با قیمت 2500 تومان روانه بازار کتاب کرده است.

قابل توجه ناشران محترم

ناشرانی که در حوزه نهاد خانواده ، تعلیم و تربیت و روان‌شناسی کودک‌، رمان‌های خانوادگی و ... کتاب‌های تازه‌ای به بازار‌ روانه کرده‌اند‌ می‌توانند 2 نسخه از کتاب‌های خود را برای معرفی‌ به نشانی تهران- بلوار میرداماد‌- جنب مسجد الغدیر - روزنامه جام جم - ضمیمه چاردیواری، قسمت « پرواز با کتاب» ارسال کنند.

کورش اسعدی‌بیگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها