جان آپدایک متولد 1932 پنسیلوانیای آمریکاست. او یکی از نویسندگان ستون شخصی روزنامه نیویورک تایمز بود و بسیاری از داستانهایش را در آن منتشر کرد. در کارنامه جان آپدایک 28 رمان، 8 مجموعه شعر و نزدیک به 800 داستان کوتاه وجود دارد. با این حال او شهرتش را مدیون مجموعه رمانهای «خرگوش»(Rabbit) است. اولین جلد از مجموعه رمانهای خرگوشیاش سال 1960 منتشر شد تا در دهه 60 میلادی بهعنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن آمریکا شناخته شود. «فرار کن خرگوش»، «بازگشت خرگوش»، «خرگوش پولدار است»، «خرگوش در تعطیلات» و «به یاد خرگوش» رمانهای مجموعه خرگوشی جان آپدایک هستند. این مجموعه رمانها درباره زندگی شخصیتی است به نام «هری آنگسترام» که به «هری ربیت (خرگوش)» مشهوراست. داستان زندگی هری خرگوش در این مجموعهها دنبال میشود. جان آپدایک بعد از مجموعه خرگوش، شخصیت ماندگار دیگری به نام «هری بک»خلق کرد.
رتبه سوم جهان
چندی پیش روزنامه نیویورک تایمز از منتقدانش در مورد بهترین رمان آمریکایی 25سال گذشته رأی گیری کرد. در این رای گیری، مجموعه خرگوشی آپدایک به طور مشترک با «نصف النهار خون»، اثر کورک مک کورتی در رتبه سوم قرار گرفتند. سال 2008 هم کتاب او در فهرست پرفروشترینهای کتاب در حوزه ادبیات داستانی قرار گرفت. جان آپدایک 2باربرنده جایزه ادبی پولیتزر و جایزه ملی آمریکا و همچنین جایزه «پن فالکنر» بوده است. او بارها نامزد جایزه نوبل هم بوده است.
راوی زندگی طبقه متوسط
فرار کن خرگوش اولین رمان از مجموعه خرگوشی آپدایک است که به فارسی ترجمه شده و البته زمانی وارد بازار کتاب ایران شد که تازه چند روز از مرگ نویسندهاش گذشته بود. جان آپدایک گفته بود: «من هنوز دوست دارم به کارم ادامه بدهم. من هنوز عاشق کتابهایی که چاپ میشوند، هستم. من هنوز عاشق بوی سریشم و صیقلی بودن جلد کتاب و ماشین تحریر هستم. اینها هنوز برای من هیجان انگیزند... دلم نمیآید از اسب پیاده شوم.» اما بالاخره در 76 سالگی، در آسایشگاهی نزدیک خانهاش از اسب زندگی پیاده شد.
آپدایک از طبقه متوسط جامعه خودش بود. زندگی مثل همه آدمهای طبقه متوسط، به آپدایک هم سخت گرفته بود. او در آثارش هم به همین دسته از مردم پرداخت. او راوی طبقه مرفه نبود. از بورژوازی انتقاد میکرد و جامعه پایین دست را روایت میکرد. سهیل سمی، مترجم این کتاب درباره آپدایک میگوید:«این نویسنده از همعصران نویسندگانی چون میلر و سلینجر است و نوشتههایش مربوط میشود به دوره طنز سیاه آمریکا. محور آثار او نقد جامعه خرده بورژوازی آمریکاست که آن را با طنزی آزارنده در هم میآمیزد. این سبک البته فصل مشترک نویسندگان همعصر اوست.»
دنیای آپدایک جهانی است سرشار از آشفتگی، حادثه و با مردمانی که احساسات و وفاداریهایشان را رها میکنند، بیآنکه بدانند چه بر خود روا داشتهاند. شخصیتهای داستانهای او دوست داشتنی مهربان و با هدفهای والایند و هرگز از خود ضعف نشان نمیدهند. اما آنچنان ژرف و صادقانه در خود فرو رفتهاند که در هر سنی که باشند، به نظر میرسد کودکانی نازپرورده بیش نیستند. گزارش آپدایک از این دنیا، دقیق و ظریف و همدردیاش، سریع و بخردانه است. شخصیتهای آپدایک وکیلان، معلمها، کارکنان شرکتهای بیمه، مشاوران مالیاتی و دلالان سهاماند. مردان چنیناند و زنها خانههاشان را میآرایند و از کودکانشان نگهداری میکنند. ما همه چیز را درباره لباسهایی که میپوشند و ماشینهایی که سوار میشوند، میدانیم. خودشان را سر حال نگه میدارند: تنیس و گلف بازی میکنند. درهارتفورد، بوستون، حومه کانکتیکات، ماساچوست یا ایالت نیویورک زندگی میکنند.
در این دنیا حضور بچهها کمرنگ است ـ بزرگ میشوند، بیرون میروند، از زیاده روی میمیرند ـ اما فقط بهعنوان نگرانیهایی در حاشیه سرگردانیهای بزرگسالان و بهعنوان بخش زائد زندگی خانواده ـ وقتی که ازدواجی از هم میپاشد ـ باقی میمانند. در داستانهای آپدایک بیشتر ازدواجها از هم میپاشد، نه بهعلت بیوفاییهایی که در میان آنها رایج است، بلکه بهعلت تغییراتی که هر آدمی در طول زندگی و بعد از ازدواج میتواند دچار آن شود.
سرگردانی خرگوش
فرار کن خرگوش، قصه زندگی هری ربیت 26ساله است. مردی که 3 سال است صاحب خانوادهای مستقل شده است و یک پسر 3 ساله دارد. او داستانش را از زمانی تعریف میکند که دیگر احساس جوانی نمیکند؛ دیگر عضو تیم بسکتبال مدرسهاش نیست و همه موفقیتهایش در دورانی که دیگر از او دور است تمام شده. هری گمان میکند آنچه به عنوان زندگی خانوادگی ساخته است همان چیزی نیست که آن را میخواسته. جنیس همان همسری نیست که خودش برای دوست داشتن انتخاب کرده و خانهاش، ماشینش و آن کوچه و محلهای که عمرش را در آنجا گذرانده. هری در میان خانوادهاش، کارش و اعتقاداتش به زندگی سرگردان و پریشان است. هیچ چیز دقیقا همانی نیست که باید باشد برای همین هم اولین فرارش را تجربه میکند. سوار ماشین میشود و شهر را ترک میکند. از شهر دور شدن... این اولین تصویر فرار است. اما هری که فرارش را اینطور شروع کرده خیلی دور نمیشود. او به همان جا که بوده بر میگردد، به شهرش... اما نه به خانهاش. هری فرار کرده است، اما فرار او با قطعیت نبوده. او زنی باردار با یک بچه 3 ساله را رها کرده و زندگی جدیدی را همان حوالی شروع کرده است. اما این روش جدید زندگی هم برایش اطمینان بخش نیست؛ برای همین هم با یک تلنگر و خبر زمان زایمان جنیس، او به قصد شروعی جدید به همسر و فرزندانش باز میگردد... اما نه! هری در کارهایی که میکند قطعیت ندارد، چون او به اینکه کارش بهترین کاری است که میتواند انجام دهد شک دارد و وقتی بهانههای تازه پیدا میشوند او دوباره فرار میکند. هری از بیارزش شدن مفهوم خانواده در دنیایی که در آن زندگی میکند، رنج میبرد و برای نادیده گرفتن ارزشهایی که خودش هم زمانی پذیرفته بود دنبال راهی میگردد، اما آخرین راه را تنها در «فرار» پیدا میکند. هری آنگستروم شورش میکند. شکست میخورد و میگریزد. قصه فرار هری انگستروم، بالاخره در جایی در رمان پایان مییابد، اما این زمانی است که نگرانی شما درباره هری، خانوادهاش و دوستانش تمام نمیشود. این کتاب را نشر ققنوس با قیمت 5800 تومان منتشر کرده است.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....