خیزش و انتفاضه عربی نتیجه انباشت بغض متراکم دهه‌های متمادی است

تحولات بیشتری در راه است

تحولات بیشتری در راه است؛ تحولاتی که جرقه آن در تونس زده و به سقوط و فرار سریع بن‌علی منجر شد و آتش آن در مصر دامن مبارک را سوزاند و سرانجام او را به کناره‌گیری از قدرت و خزیدن در کنج عزلت در شرم‌الشیخ مجبور ساخت. موج پرتلاطم این تحولات که هم‌اکنون بسیاری از کشورهای عربی و حتی غیرعربی را در بر گرفته است با گذشت زمان توسعه یافته و پیچیده‌تر شده و عمق بیشتری می‌یابد. سرزمین‌های اسلامی با هویت، ساختار و شاکله‌ای نوین در حال شکل‌گیری است. این یک واقعیت انکارناپذیر است. بستر و خاستگاه این تحولات چیست؟ و سمت و سوی آن کدام است؟ و چه سرنوشتی در انتظار ملت‌های مسلمان منطقه است؟ وظیفه ما به عنوان یک قدرت بزرگ تاثیرگذار منطقه‌ای چیست؟ اینها سوالات اساسی‌ای است که پاسخ روشن به آن یک ضرورت سیاسی، ‌اسلامی، انسانی و اخلاقی به حساب می‌آید.
کد خبر: ۳۹۷۲۰۳

آنچه در پاسخ به اولین سوال باید به آن توجه داشت این‌که تحولات و خیزش عمومی و انتفاضه عربی خلق‌الساعه به صورت یکباره پدید نیامده است و فرمایشی و بخشنامه‌ای هم نیست. بلکه این قیام‌ها خودجوش و دارای خاستگاه مردمی است؛ مردم مسلمانی که سالیان درازی است از بی‌عدالتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در رنج هستند و از فقدان آزادی‌های اساسی به ستوه آمده‌اند و از استبداد و سرسپردگی و مزدوری‌ حاکمان خود احساس حقارت می‌کنند.

تاثیر غیرقابل انکار انقلاب اسلامی

مردم کشورهای تونس، مصر، اردن، یمن، بحرین، لیبی و سایر مناطق عربی و غیرعربی صرف نظر از تفاوت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هر یک از این جوامع در چنین بستری در حال حرکت و قیام و خیزش هستند. امروزه دیگر نمی‌توان تاثیر انقلاب اسلامی و شعارهای آزادیخواهی و استقلال‌طلبی ملت ایران و مقاومت و پایداری و حرکت به سوی رفاه و پیشرفت را در وقوع چنین حرکت‌های سیاسی و اجتماعی انکار کرد. هرچند میزان این تاثیر در هریک از این کشورها متفاوت باشد. خیزش و انتفاضه عربی نتیجه انباشت بغض متراکم دهه‌های متمادی است که اکنون با فرصت و ظرفیتی که شرایط جدید در اختیار مردم این کشورها قرار داده ظهور و بروز پیدا کرده است.

سمت و سوی حرکت و خیزش مردمی از دریای مدیترانه تا خلیج فارس و سایر نقاط چیزی جز استقلال‌طلبی، آزادیخواهی و استقرار نظامی غیروابسته، مردی که بتواند عزت پایمال شده مردم این کشورها را به آنها بازگرداند و آنها را در سرنوشت خویش شریک سازد، چیز دیگری نیست ولی بی‌تردید مسیر دستیابی به این اهداف دارای تفاوت‌های جدی است و هیچ‌گاه نمی‌توان یک نسخه واحد برای این کشورها و جوامع پیچید، هرچند نقاط مشترک زیادی در آن حرکت عمومی کاملا چشمگیر است.

مشترکات چشمگیر

وقتی ما نباید این کشورها را که دارای زبان و فرهنگ مشترک و ساختارهای سیاسی مشابه هستند با یکدیگر مقایسه کنیم و برای آنها یک سرنوشت و مسیر حرکتی تصور نماییم؛ قدر مسلم مقایسه آنها با جامعه اسلامی ـ‌ ایرانی نیز امری نادرست و غیرکارشناسانه است. زمانی که گفته می‌شود این حرکت‌ها از پیام و شعار انقلاب اسلامی در ایران درس گرفته‌اند، این به آن معنا نیست که آنها باید یا می‌توانند به دستاوردهای ملت ایران در استقرار نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر اصل ولایت فقیه دسترسی پیدا کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین هفته‌های آغاز این خیزش عمومی در خطبه‌هایی که جمعه 15‌/‌11‌/‌89 و درست یک هفته قبل از سقوط مبارک ایراد نمودند، به درستی به این موضوع پرداخته و بویژه در خطبه عربی به صورت تفصیلی مردم مسلمان کشورهای عربی را به آن توجه دادند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از تحلیل وقایع خطاب به ملت مصر و تونس فرمودند:

«من به شما و قیامتان افتخار می‌کنم. شک نیست که قیام ملت‌ها بسته به اقتضائات جغرافیایی، تاریخی، سیاسی، فرهنگی و ... در هر کشوری دارای مختصات منحصر به فرد است و نمی‌توان چیزی را که در انقلاب کبیر اسلامی در 32سال پیش در ایران واقع شد عینا در مصر یا تونس یا هر کشور دیگر اسلامی انتظار داشت. لیکن مشترکاتی هم وجود دارد که در آنها تجربیات هر ملتی می‌تواند برای ملت‌های دیگر به کار آید.»

رهبر معظم انقلاب سپس به چند نمونه از تجربیاتی که لازم است ملت‌های مسلمان منطقه در قیام خویش آن را به کار بندند اشاره کرده و در پایان می‌فرمایند: «برادران و خواهران عزیز! اینها تجربیات ماست. من به عنوان برادر مسلمان شما و از سر تعهد دینی، آن را با شما در میان گذاشتم. بوق‌های تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند کرد که ایران می‌خواهد دخالت کند. می‌خواهد مصر را شیعه کند. می‌خواهد ولایت فقیه را به مصر صادر کند و می‌خواهد و می‌خواهد و... این دروغ‌ها را 30 سال است می‌گویند تا ملت‌های ما را از یکدیگر جدا و از کمک یکدیگر محروم کنند و مزدوران آنها هم آن را تکرار می‌کنند... ولی ما با این ترفندها هرگز وظایفی را که اسلام به دوش ما گذاشته است، رها نخواهیم کرد.»

ترفند دشمنان و اراده ملت‌ها

با این اوصاف و ترفندهایی که دشمنان ملت‌های مسلمان منطقه به کار گرفته و می‌گیرند و سعی در مصادره حرکت‌های مردم به نفع خویش دارند به راستی چه سرنوشتی در انتظار ملت‌های مسلمان منطقه است و آینده این منطقه حساس چگونه رقم خواهد خورد؟

به درستی باید گفت این اراده ملت‌هاست که سرنوشت آنها را رقم خواهد زد و هیچ تغییری بدون تغییر در اراده ملت‌ها رخ نخواهد داد. مبارزه امروز مبارزه اراده‌هاست. این اراده هم‌اکنون در همه این ملت‌ها شکل گرفته است. آنها همه خواستار تغییر در جامعه خویشند. دشمنان خارجی و نظام جهانی سلطه و در راس آن آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش دارند این اراده‌ها را بشکنند یا به انحراف بکشانند. دچار فرسایش نمایند یا سراب را به آنها آب معرفی کرده و با تغییر چند مهره سیاسی موقعیت گذشته خویش را در این کشورها بازیابی و بازسازی کنند. بسیاری از افراد حتی ظاهرا موجه نیز ممکن است به مجریان اهداف آنها تبدیل شوند یا بر سر منافع مردمان خویش با قدرت‌های خارجی به معامله برخیزند و این نکاتی است که توجه و هوشیاری مردم و نخبگان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی این جوامع را می‌طلبد.

غربی‌ها بویژه آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی تلاش دارند از شکل‌گیری و استقرار نظامی مشابه نظام جمهوری اسلامی در این کشورها جلوگیری به عمل آورند. معاون وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی اخیرا در مصاحبه با روزنامه مترو چاپ مسکو، ضمن ابراز نگرانی شدید از وقوع چنین وضعیتی آن را برای اسرائیل خطرناک دانست و با دفاع از مبارک و قذافی گفت: جامعه جهانی(!) به آنها علاقه‌مند بود، ولی در شرایط امروز منطقه دیگر خواست آمریکا و اسرائیل تعیین‌کننده نیست. شمارش معکوس سقوط جایگاه و موقعیت آنها در منطقه مدتی است که آغاز شده و این را خود آنها نیز باور دارند و بارها به آن اقرار کرده‌اند، ولی لازمه تداوم این وضعیت حفظ هوشیاری ملت‌ها، وحدت، انسجام، پایداری و مقاومت آنها در برابر فشارها، مشکلات و ترفندهای رنگارنگ است. ملت‌ها نباید به کسانی که تا دیروز از نظام‌های وابسته و سرسپرده حمایت می‌کردند و آنها را بر مردم مسلط کرده بودند، اعتماد نمایند.

روشنگری و هشدار آری، دخالت هرگز!

وظیفه ما در قبال این تحولات چیست؟ آیا می‌توانیم به عنوان یک قدرت بزرگ تاثیرگذار و مسلمان منطقه‌ای نسبت به این تحولات بی‌تفاوت باشیم. قدر مسلم پاسخ این سوال منفی است. در همین حال وظیفه ما در قبال هریک از این کشورها متفاوت است. ما نمی‌توانیم در برابر فجایع انسانی که در برخی از این کشورها نظیر لیبی، بحرین و یمن رخ می‌دهد ساکت بنشینیم و باید همه امکانات خویش را برای توقف این جنایات به کار گیریم. ایران بر خلاف آنچه دشمنان بیش از 30 سال است تبلیغ می‌کنند قصد مداخله در امور داخلی هیچ کشوری را ندارد، ولی به حکم ارزش‌های انسانی،‌ اخلاقی، اسلامی و وظایف سیاسی باید به درستی نقش خویش را ایفا کند.

نظام جمهوری اسلامی به حکم وظیفه انسانی خویش و آحاد ملت عزیز ایران بویژه نخبگان سیاسی و اصحاب رسانه‌ها باید به طور دقیق و پیوسته تحولات این کشورها و اقدامات دشمنان ملت‌ها را رصد کنند و با بهره‌گیری از امکانات خویش به روشنگری و افشای ترفندهای دشمن بپردازند و مردم را به حفظ هوشیاری، بیداری و پایداری توجه داده و از خطرات ناشی از هرگونه سستی و عقب‌نشینی از مواضع و منافع اصولی خویش آگاه سازند. در همین حال، دستگاه دیپلماسی کشور نیز به دولتمردانی که در برابر خواست مردم خویش همچنان ایستادگی می‌کنند و از خود سرسختی نشان می‌دهند یا حتی برای سرکوب مردم خویش از قدرت نظامی دیگر کشورها بهره گرفته‌اند لازم است گوشزد نماید که این مسیر آنها را به مقصد و سرنوشت مطلوبی نخواهد رساند. جمهوری اسلامی ایران بارها گفته است جز با رژیم صهیونیستی خواهان رابطه‌ای برابر با همه کشورهاست و کشورهای دوست و مسلمان و همسایه در اولویت این سیاست قرار دارند و ایران قصد دخالت در امور داخلی هیچ کشوری را ندارد.

از سوی دیگر غرب به خوبی نشان داده است که تنها به منافع اقتصادی نامشروع خود فکر می‌کند و هرگاه که ببیند حکومت‌های دست‌ نشانده آنها قادر به تامین این منافع نیستند لحظه‌ای در کمک یا سکوت برای تغییر آنها تردید نخواهد کرد. همچنان که در ایران پهلوی و مصر مبارک و تونس بن علی عمل کرد و امروز و فردا در نقاط دیگر عمل خواهد کرد.

مرتضی رحیمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها