او و فیلمهایش را چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، نمیتوان منکر این واقعیت شویم که ساخته شدن فیلمهایی نظیر اخراجیها در این دوران بیحس و حال و کمرمق سینمای ایران، یک امتیاز ویژه است. همین که مردم عادی به بهانه اخراجیها از خانهشان بیرون میآیند، رسانهها و سرگرمیهای دیگر را فراموش میکنند و به سینما میروند، جای امیدواری و تحسین دارد و آن کس که باعث و عامل این رونق است کسی نیست جز مسعود دهنمکی.
فیلم نخست این مجموعه با الهام از چند روایت مشهور و معتبر مانند قصه بینوایان یا فیلمهای «لیلی با من است» و «مارمولک» ساخته شد. شوخیهایی که در دیالوگهای این فیلم به کار رفته بود، همراه با تیپسازی از طیفهای گوناگون اجتماعی، از روحانی و تحصیلکرده و لمپن و معتاد گرفته تا حاجی بازاری مورد توجه مردم قرار گرفت و فروش بالای قسمت اول خیلیها را درباره قضاوتهایشان پیرامون مختصات اقتصادی سینمای ایران به حیرت واداشت. با اینکه از سالها پیش راههای گوناگونی برای جذب تماشاگران انبوه آزموده شد، آن هم از سوی کارگردانان و تهیهکنندگان قدیمی و استخوانخردکرده و ناگاه یک جوان تازهکار با پسزمینه سیاسی با انتخاب موضوعی در زمینه دفاع مقدس به چنین موفقیتی رسید، اغلب کارشناسان و تحلیلگران به این فکر میکردند که موفقیت تجاری اخراجیها در حد یک اتفاق است و چندان نمیتوان دلیل مستدل و قاطعی پیرامون این موفقیت ارائه کرد. اما ساخته شدن قسمت دوم این فیلم و فروش بسیار فوقالعادهاش که تقریبا 5 برابر فروش فیلم قبلی بود، نشان داد اتفاق قلمداد کردن موفقیت قبلی تحلیل درستی نبوده است. قسمت دوم با وجود همان شخصیتهای قسمت قبلی، منتها با برخی تغییرات جلوی دوربین رفت.
دهنمکی هوشمندانه از تعدادی بازیگران سینمای تجاری و تلویزیون در قالب تیپهای جدید در قسمت دوم فیلمش استفاده کرد که اقبال تماشاگران از فیلمش ثابت کرد او ذائقه مردم عادی را خیلی خوب میشناسد. او این هوشمندی را در «اخراجیها 3» هم نشان داده و تعدادی از بازیگران مشهور را در قالب شخصیتهایی که اغلب حضوری کوتاه دارند، قرار داده است. به نوعی میتوان گفت داستان فیلم میان بازیگران تقسیم شده و بجز چند بازیگر اصلی که نقشهای پررنگتری دارند، سایر بازیگران در حاشیه قرار گرفتهاند. دهنمکی چارهای نداشته جز اینکه سرنوشت شخصیتها و تیپهای اصلی سهگانه اخراجیها را در قسمتهای بعدی دنبال کند و به علاقهمندی مخاطبان برای دوباره دیدن این تیپهای محبوب پاسخ دهد. به این ترتیب علاوه بر تیپهای جدید و بازیگران تازهای که به اخراجیها 3 اضافه شدهاند، دهنمکی تیپهای قدیمی را هم در فیلم گنجانده که همین موضوع باعث ترافیک بازیگران و شخصیتهای فیلم شده که البته برای یک فیلم تجاری نقطه ضعف محسوب نمیشود و حتی شاید یکی از جذابیتهای این فیلم همین وفور چهرههای نامآشنا باشد.
اخراجیها 3 هم مثل دو فیلم قبلی این مجموعه، به شوخیهای کلامی متکی است و میزان موفقیت نهایی فیلم نزد مخاطبان، بستگی به این دارد که شوخیهای کلامی و دیالوگهای فیلم تا چه اندازه بامزه و تاثیرگذار باشند. در این فیلم هم حجم انبوهی از دیالوگهای کمیک وجود دارد، اما به نظر میرسد طنز کلامی این دیالوگها بدرستی درنیامده و نوعی سطحینگری در استفاده از شوخیها دیده میشود. به این معنی که کارگردان هرچه دستش رسیده را در دیالوگها گنجانده و تقریبا هر شوخی و کنایهای که ممکن بوده مخاطب را بخنداند در فیلم دیده میشود؛ بدون اینکه شوخیها (که اغلب چندان دستاول و بامزه نیستند) نظم و انسجامی داشته باشند و در قالب قصه قرار بگیرند. این همان الگوی مزهپرانی و تکمضراب است که در دو فیلم قبلی این مجموعه هم بسیار کاربرد داشت و نتیجهاش گاه موفق و گاه ناموفق بود، چون گاهی حتی مخاطب عام هم از آن خوشش نمیآمد و به اصطلاح شوخیهای فیلم نمیگرفت.
دهنمکی در سریال تلویزیونی «دارا و ندار» به فرمول مشخصی از طنز رسید که تاثیراتش در اخراجیها 3 دیده میشود. شاید بتوان این فیلم را ترکیبی از دو فیلم قبلی و این سریال دانست. ترکیب بازیگران اخراجیها 3 شباهت زیادی با ترکیب بازیگران سریال دارا و ندار دارد و جنس کمدی آن هم بر اساس تلفیق کمدی و ملودرام با چاشنی شعار و کنایههای سیاسی شکل گرفته که یادآور حضور دهنمکی روی صندلی کارگردانی است. در واقع دارا و ندار تمرین یا آزمونی بود برای اخراجیها 3 و دهنمکی در آن سریال بازیگرانش را محک زد، شوخیها و روند قصهاش را سنجید و الگویی برای ساخت فیلم پیدا کرد. ولی این الگو یک ایراد اساسی داشت که ظاهرا نادیده گرفته شد؛ اینکه سریال دارا و ندار، سریال موفقی نبود و ضعفهای مهمی در زمینه فیلمنامه (شخصیتپردازی، دیالوگنویسی و قصهگویی) و بازیها داشت که این ایرادها به همین شکل در اخراجیها 3 هم دیده میشود. معادلسازی سطحی و گلدرشت دهنمکی برای طبقات و تیپهای مختلف اجتماعی در سریال دارا و ندار، در فیلم به نوعی شبیهسازی کنایهآمیز تبدیل شده که قرار است با عبور از خطوط قرمز برای مخاطبانی که عادت به دیدن چنین چیزهایی ندارند جذابیت ایجاد کند. البته به کار گرفتن ترفندهایی مثل دور زدن ممیزی و استفاده از شوخیهای هنجارشکن اشکالی ندارد، چون در سینمای تجاری فیلمساز حق دارد از همه ابزارهایش برای جذب مخاطب استفاده کند، ولی نکته اینجاست که اتفاقا همین کنایهها باعث شده تمرکز تماشاگر از داستان و روابط میان شخصیتها به سمت این کنایهها و حاشیه رفتنها جلب شود.
چند سال پیش زمانی که اخراجیها در جشنواره فجر به نمایش درآمد، نقدهای زیادی به کارگردانیاش وارد بود و اغلب کارشناسان سینمایی معتقد بودند دهنمکی هنوز قابلیت و مهارت لازم برای ساخت فیلم سینمایی را ندارد. اغلب صحنههای اخراجیها در نمای دور میگذشت و از لحاظ میزانسن و حرکتهای دوربین و تکنیکهای سینمایی هم در سطح پایینی قرار داشت. ولی به نظر میرسد پس از ساخت چند فیلم و سریال، حالا دهنمکی به کارگردانی تبدیل شده که حداقل ابزار سینما را میشناسد و میداند چطور باید فیلمنامهاش را دکوپاژ کند، میزانسن بدهد و با بازیگرانش ارتباط برقرار کند. اخراجیها 3، سکانسهای پرجمعیت و دشواری دارد و پیداست دهنمکی سعی داشته با بالا بردن سطح تکنیکی فیلمش، برخی اشکالها و ضعفهای اخراجیها 3 را پوشش دهد و به نوعی جبران کند. اما باید این واقعیت را هم در نظر گرفت که مخاطبان فیلمی مثل اخراجیها 3 اساسا به دنبال تکنیکهای کارگردانی نیستند و فقط میخواهند سرگرم شوند و بخندند. به همین دلیل تلاشها و تمهیدهای دهنمکی تاثیر چندانی در رضایت نهایی مخاطبان ندارد و شاید خیلی از تماشاگران فیلم اصلا متوجه این تغییرات هم نشوند. کسانی که برای دیدن این فیلم بلیت میخرند، تحت تاثیر خاطرهای که از دیدن دو فیلم قبلی دارند به سینما آمدهاند و بلافاصله پس از تماشای فیلم حس میکنند ماجرای اخراجیها به پایان رسیده و شاید پرونده این پدیده سینمایی برای همیشه بسته شده باشد.
لیلا خراط
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....