در برخی از مواقع هم موفقیت براساس نیاز خودمان تعریف میشود، مثلا اگر نیاز شما به دست آوردن پول باشد، وقتی به پول برسید خودتان را موفق فرض میکنید در حالی که برای کس دیگری رسیدن به درجات علمی و تحصیلی موفقیت محسوب میشود و اگر این شخص از همین راه به پول زیادی هم برسد، در معرفی خود بهعنوان یک فرد موفق، حتما به همان درجات علمی اشاره خواهد کرد.گاهی تعریفهای مشخص در مورد موفقیت هم به مواردی خلاف آن میرسد، مثلا شاید از نگاه خیلی از مردم رسیدن به شهرت یک نوع موفقیت باشد، اما افراد مشهور زیادی هم پیدا میشوند که در ابعاد دیگری از زندگی موفق نیستند و بر همین اساس حس موفقیت ندارند.درواقع همه چیز به پیچیده بودن این مفهوم برمیگردد چراکه شما میتوانید علیرغم همه تعریفهای موجود درخصوص موفقیت، خودتان را موفق بدانید و حس رضایتی از خودتان داشته باشید یا اینکه شما میتوانید براساس تعریفهای رایج در این مورد، فرد موفقی باشید اما در قضاوتی که از خودتان دارید، معتقد باشید که موفقیتی نداشتهاید.تعریف موفقیت و موفق بودن معمولا برای کسانی که دهههای طلایی زندگیشان را طی کردهاند چندان چالشبرانگیز نیست، در واقع وقتی سنی از شما میگذرد و وارد دوران میانسالی میشوید بیشتر افسوس، حسرت یا رضایت از گذشته از ذهنتان میگذرد در حالی که وقتی جوان هستید در موقعیتهایی قرار میگیرید که برایتان تعیینکننده میشود از این جهت که رسیدن به آن موقعیتها میتواند معنای موفقیت باشد.به شکل کلی این روزها نسل سومیها رسیدن به موفقیت را در قبول شدن در دانشگاه و به عبارت بهتر تحصیل در رشته مورد علاقهشان، به دست آوردن شغل دلخواه، پولدار شدن یا رسیدن به شهرت در زمینههای متفاوت تعریف میکنند.اما در عین حال جوانانی هم هستند که تعریفهای عجیب و غریبی از موفق بودن دارند یا در همین زمینهها گام برمیدارند مثل فریبرز که 17سال دارد و میگوید: همه آرزو و هدف من از زندگی رفتن به فضاست یعنی روزی که بتوانم به فضا سفر کنم، به تعریف واقعی موفقیت رسیدهام.او حتی به راههای رسیدن به این موفقیت هم فکر کرده است و میخواهد در رشته هوا و فضا تحصیل کند.ورزشکاران، هنرپیشهها، سیاستمداران، دانشمندان و محققان، تجار یا پولداران در هر حرفهای معمولا در فهرست افراد موفق در ذهن بسیاری از مردم قرار دارند، اما آیا همه افرادی که جزو این گروهها هستند خودشان را موفق میدانند؟ این سوالی است که جوابش فقط در دل همین افراد قرار دارد و شاید هرگز به زبان نیاید.
موفقیت چرچیلی
میگویند برو قوی شو گر راحت جهان طلبی، اما این قوی شدن از آن قوی شدنهای زور و بازو نیست. داشتن پست و مقامهای سیاسی معمولا با قدرتمند شدن همراه است.
افراد سیاستمدار معمولا در جایگاهی قرار دارند که میتوانند قدرت داشته و تصمیمات بزرگی بگیرند، بر این اساس سیاستمداران در همه جای دنیا افراد با نفوذ و موفقی محسوب میشود البته سرنوشت همه آنها موفقیت نیست و بعضیهایشان خصوصا در همین روزها در مصر و بعضی از کشورهای خاورمیانه، بدجوری شکست خوردهاند.
به هر حال داشتن یک مقام سیاسی و البته خدمت به کشور میتواند موفقیت بزرگی را نصیبتان کند. در واقع شما هم میتوانید موفق باشید و هم همیشه در یادها بمانید.نمونههای خوبش هم کم نیستند؛ از امیرکبیر خودمان گرفته تا گاندی که نامهای نیکی در سیاست از خودشان به جا گذاشتهاند. اما لازم است بدانید که رسیدن به این موفقیت به عوامل زیادی بستگی دارد، از هوش و ذکاوت گرفته تا تحصیلات و تجارب و به هر حال بدانید سیاستمدار موفق شدن کار بزرگی است.
موفقیت از نوع دیگر
هرچند که تا اینجا موفقیت از نگاه بیشتر مردم را نوشتیم، اما یک جور موفقیتهایی هم وجود دارد که تعریفش با انواع موفقیتها جور نیست، اما در نوع خودش موفقیت بزرگی محسوب میشود.
شاید دور و برتان داشته باشید یا کسی برایتان تعریف کرده باشد، اما بههرحال جوانانی هم هستند که ممکن است خودشان را موفق فرض نکنند، اما به نظر میرسد موفقان بزرگی باشند.
همان جوانانی که نانآور خانوادههایشان هستند. آنهایی که ممکن است همه داراییشان پدر یا مادر مریض، سالمند یا از کار افتادهای باشد که بار مسوولیت خانواده را بر دوش آنها انداخته است.
همان جوانانی که امید خانوادههایشان هستند و برای این که امورات خانه و خانوادهشان بگذرد هم کار میکنند، هم درس میخوانند یا گاهی مجبورند که فقط کار کنند.
همان دختران و پسرانی که خیلی بیشتر از من و شما سختی زندگی را میبینند، اما خم به ابرو نمیآورند تا غصه پدر و مادرشان را نبینند. همانها که همیشه موفق باقی خواهند ماند.
ورزشکاران، دلاوران، نامآوران...
چند بار شده که این موسیقی ورزشکاران، دلاوران، نامآوران و... به گوشتان خورده و با صحنه یک پیروزی در میدانهای مختلف ورزشی در ذهنتان گذشته. آن ورزشکاری که در حال دریافت مدال است و رو به دوربین لبخند میزند موفقترین فرد روی زمین است؟ چقدر دلتان خواسته که جای او باشید؟ عکس چند نفر از این ورزشکاران روی دیوار اتاقتان نصب است؟ چند ورزش را به نیت رسیدن به این تجربه امتحان کردهاید؟
در نگاه خیلی از مردم ورزشکاران موفقترینها محسوب میشوند، چراکه هم شهرت دارند و معمولا پول هم به دست میآورند و اگر به محبوبیت هم برسند که دیگر همه چیز برای موفقیت تکمیل است. مطمئنا برای همه کسانی که ورزشی خاص را به شکل حرفهای دنبال میکنند رسیدن به چنین جایگاهی یک هدف است، اما این موفقیت از آن دسته از موفقیتهاست که به تلاش بیوقفه و زیادی نیاز دارد و براحتی به دست نمیآید. روی جلد مجلات ورزشی و غیرورزشی بودن، عکس و امضا گرفتنها، مصاحبههای زیاد و نقل قول کردنها از این افراد به همین راحتی به دست نیامده است بلکه به طی شدن جوانی در تمرین و اردو، رژیمهای سخت غذایی، دور از خانواده و دوستان بودن، استرسها و اضطرابهای فراوان و در یک کلمه در سختی به دست آمده است.وقتی که توی دلتان به آن ورزشکار غبطه میخورید کمی هم یاد روزهای شکستش باشید که باید جواب یک ملت را بدهد یا وقتی که برای شکستش مورد سرزنش قرار میگیرد بهتر است به ساعتها، روزها، ماهها و سالهای تمرینهای سختش هم کمی فکر کنید.
اگر میخواهید از این طریق به موفقیت برسید، بدانید و آگاه باشید که همهچیز به آن لحظه دریافت مدال و شنیدن سرود ملی ختم نمیشود بلکه ارادهای آهنین میخواهد و البته نیتی پاک.
هر جا رود بر صدر نشیند
به نظر شما همه مشتاقان شرکت در انواع کلاسهای بازیگری، فیلمنامهنویسی، کارگردانی و... به دنبال چه چیزی هستند؟ در نگاه خیلیها، شهرت افرادی که در کارهای هنری مشغول هستند نهایت موفقیت به حساب میآید. این نگاه مخصوص کشور ما نیست. سیل مشتاقان به هنرپیشگی، خوانندگی، آهنگسازی، کارگردانی و هنرهایی از این دست نشان میدهد که موفقیت در چنین مشاغلی یک تعریف جهانی دارد.
البته رسیدن به این موفقیت چالشهای فراوانی دارد؛ از ملاکهای ظاهری چشم و ابرو گرفته تا استعداد و داشتن آشنا و به زعم بعضیها شانس.
این راه رسیدن به موفقیت مزایای زیادی دارد مثلا اگر شما یک هنرپیشه معروف و محبوب باشید، مسلما دستمزد خوبی دارید، حتما زندگی مجللی دارید، کارتان در خیلی جاها براحتی انجام میشود چون پتانسیل قدرت هم خواهید داشت، اما گاهی اسراری از زندگی هنرپیشگان معروف فاش میشود که نشان میدهد در ازای به دست آوردن این همه مزایا لزوما خوشبختی نصیبتان نمیشود هر چند که شما به همه فاکتورهای موفقیت دست یافتهاید.
علم بهتر است یا ثروت؟
همین موضوع علم بهتر است یا ثروت خودش از چالشهای جالب توجه رسیدن به موفقیت محسوب میشود که همه ما از همان کودکی با نوشتن انشایی خواسته و ناخواسته وارد آن میشویم.
آنهایی که هنوز بر این اعتقادند که علم بهتر است در واقع موفقیت را در کسب علم و دانش میدانند. از نگاه این افراد نفرات برگزیده کنکور، منتخبان المپیادهای علمی، دانشمندان و محققان سرآمد موفقان هستند چه پول داشته باشند، چه پولی در کار نباشد. اما کسانی که ثروت را انتخاب میکنند فقط رسیدن به پول را موفقیت میدانند. در تعریف این افراد ثروتمندان بیشترین موفقیت را نصیب خود کردهاند حالا چه این موفقیت با علم و سواد باشد چه بدون سواد، فرقی نمیکند، ثروتمندان مسلما موفق هستند. البته این وسط گروه سومی هم هستند که کمی پیچیده عمل میکنند، آنها معتقدند عالمانی که بهثروت میرسند موفق هستند و از طرفی ثروتمندانی که صاحب علم و تخصص هستند جزو موفقان محسوب میشوند. در واقع از نگاه آنها عالم بیپول کندوی بدون عسل را ماند! البته این روزها تعداد نسل سومیهایی که مانند گروه دوم و سوم فکر میکنند زیادتر شده که تا این جای ماجرا هیچ اشکالی وجود ندارد، اما متاسفانه برخی از نسل سومیها دچار رویای یک شبه پولدار شدن هستند که این رویا کمی خطرناک به نظر میرسد. هیچ موفقیتی بدون تلاش به دست نمیآید حتی از نوع پولدار بودنش.
پری جمالی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....