خودش معتقد بود که ملودرام در سینما محدوده بسیار وسیعی دارد و میتوان هر فیلمی را با قواعد این ژانر تطبیق داد. مخاطب در فیلمهای ملودرام با داستان و ماجراهای بشدت تاثربرانگیزی مواجه و از این طریق جذب فیلم میشود. وقایع و ماجراها در یک ملودرام فوقالعاده و درجه یک باید مخاطب را غافلگیر کند و فرصت تفکر را از وی سلب کند، چرا که در چنین اثری، زمان از اهمیت بسیاری برخوردار است. در واقع فیلمسازی در این ژانر موفق است که قدر زمان محدود خود را بداند و به بهترین شکل ممکن از آن سود ببرد؛ مواردی که در تکتک فیلمهای او میتوان دید.
دهه هفتاد، دوره جادویی سینماگر افسانهای آمریکایی بود؛ دههای که آثاری همچون «بعدازظهر سگی»، «سرپیکو» و «شبکه» را خلق کرد. سینمای لومت، بیان ساده یک داستان پرتحرک بود با بیان تصویری قوی و بیشترین بهرهبرداری از بازیگران ورزیده و با کاملترین مراقبت حرفهای. قهرمانهای لومت انسانهایی عادی هستند که تنها به دلیل انتخابهای اشتباه، خود و خانواده را به ورطه هولناکی میکشانند که بازگشت از آن به سادگی امکانپذیر نیست. او نیز مثل مارتین اسکورسیزی، دیگر کارگردان آمریکایی به شهر نیویورک علاقه داشت و این را میشد از فیلمهایش متوجه شد. او در این شهر زندگی میکرد و بیشتر فیلمهای خود را در این شهر کارگردانی کرد و سرانجام سحرگاه شنبه در سن 86 سالگی در ناحیه منهتن نیویورک درگذشت.
* عنوان آخرین فیلم سیدنی لومت
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....