کریستوفر گریدی 41 ساله شاید به گفته خودش لقب «بیرحمترین پدر دنیا» برایش برازنده باشد. او مردی است که جلوی چشمان وحشتزده همسرش، خودروی حامل فرزندانش را با سرعت بالا داخل دریاچهای انداخت که آب بسیار سردی داشت و نجات از آن غیرممکن بود.
2 کودک داخل خودروی گریدی فرزندان این زوج رایان 6 ساله و گابریل 5 ساله بود که گرچه به خواست تقدیر، پسربچه از مرگ حتمی نجات پیدا کرد اما دخترک زیبای آنها که شنا بلد نبود بر اثر خفگی جانش را از دست داد. از زمان تشکیل پرونده آقای گریدی که خودش نیز از این سانحه وحشتناک جان سالم به در برده او بارها و بارها از دادگاه تقاضای اشد مجازات کرده و حاضر نیست حتی چند سالی را در زندان سپری کند، چون معتقد است پدر بیرحمی چون او باید هرچه زودتر اعدام شود. «زمانی که ازدواج کردم درآمد خوبی داشتم و به عنوان مهندسی شناخته میشدم که تحصیلات بالایی داشت و میتوانست از پس خرج و مخارج زندگی به راحتی بربیاید. 2 سال بعد از ازدواجم با کیم اسمیت - زنی که همکارم بود ـ او باردار شد. آرزوی بزرگم در زندگی داشتن فرزندانی زیبا و سالم بود که بتوانم در سالهای پیری به آنها افتخار کنم و لذت وجودشان را ببرم. بعد از تولد پسرمان «رایان» اوضاع زندگی رو به وخامت گذاشت. همسرم که برای بچهداری یک سال مرخصی گرفته بود همیشه در خانه بود و این تنها من بودم که باید کار میکردم و هزینه بالای زندگی را میپرداختم. وجود بچه در زندگیمان باعث شده بود مجبور به چند برابر کار کردن شوم و هر طور که هست پول بیشتری دربیاورم، اما انگار هرچه بیشتر سعی میکردم نتیجه کمتری می گرفتم. طلسم شده بودم و به نظر میآمد کمکم همه تمرکزی را که داشتم از دست میدادم. خودم میفهمیدم که مثل سابق نمیتوانم تمرکز کنم و اشتباهات بزرگی که در محل کار از من سر میزد در عرض چند ماه به دفعات تکرار شد. نمیخواستم همسرم چیزی از این موضوع بداند اما مشکلاتم در محل کار سبب شد که به جای ترفیع مدام مورد مواخذه قرار بگیرم و بالاخره زمانی که دخترمان تنها با تفاوت یک سال از رایان به دنیا آمد من اخراج شده بودم.»
ماموران پلیس بیرمنگام با تماس تلفنی زنی که پای تلفن با صدای بلند جیغ میکشید و درخواست کمک میکرد به آدرس دادهشده مراجعه کردند. همزمان با آنها چند مامور آتشنشانی نیز در منزل این زوج حاضر شدند تا به حادثه تلخی که بوقوع پیوسته بود رسیدگی کنند. خانم کیم اسمیت در حالی که بشدت میگریست به دریاچهای که در فاصله چند متری منزلش قرار داشت اشاره میکرد و کمک میخواست. چند همسایه که ظاهرا شاهد ماجرا بودند بلافاصله توضیح دادند که پس از درگیری لفظی میان خانم کیم و شوهر سابقش کریستوفر گریدی این مرد سوار بر خودرویش شده و در حالی که 2 فرزندشان در صندلی عقب بودهاند، با سرعت بسیار زیاد به سمت دریاچه رفته و داخل آن افتاده است. ماموران آتشنشانی به محض مطلع شدن از ماجرا با کمک خواستن از چند واحد کمکی تلاشهایشان را برای نجات این پدر و 2 فرزندش آغاز کردند. تنها چند دقیقه بعد، آقای گریدی در حالی که پسرش را روی دست با خود میکشید به ساحل دریاچه نزدیک شد. او فریاد میزد که نتوانسته دخترش را نجات بدهد و درخواست کمک میکرد. 2 ساعت تلاش ماموران امداد برای خارج کردن گابریل 5 ساله از داخل خودرویی که در اعماق دریاچه فرورفته بود بیفایده و بیثمر بود. جسد دخترک در حالی که براثر خفگی جانش را از دست داده بود ساعاتی بعد به بیمارستان منتقل شد و از همانجا پرونده قطور پدر بیرحمی که سبب غرق شدن فرزندش شده بود تشکیل شد. «وقتی دخترمان به دنیا آمد اخراج شده بودم و احساس میکردم بار بسیار سنگینی روی دوشم است که از عهده حرکت کردن با آن برنمیآیم. نمیدانم چه احساسی بود. با خودم فکر میکردم داشتن خانوادهای 4 نفره برای من که تا چند سال قبل همیشه تنها زندگی میکردم و با یک کولهپشتی دنیا را گشته بودم کار سختی است که من از پس آن برنمیآیم. نتیجه کار کردن در شرایط روحی بدی که داشتم مشخص بود که نمیتواند خوب باشد. بعد از اخراج از شرکت بزرگی که سالها در آن کار کرده و با همسرم آنجا آشنا شده بودم میدانستم در سراشیبی سقوط هستم و این آغاز بدبختیهای بزرگتر برای خانوادهام بود. همسرم «کیم» بعد از اینکه متوجه شد من اخراج شدم با وجود آنکه تنها 3 ماه از تولد دخترمان گذشته بود به محل کارش بازگشت و عنوان کرد تا زمانی که من بتوانم باردیگر شغل مناسبی پیدا کنم درآمدش را در خانه خرج خواهد کرد. در طول یک سال که به دنبال کار مناسب بودم حتی یک مورد پیشنهاد هم نداشتم و در کمال بدشانسی به دورانی خورده بودم که رکود بیداد میکرد. از طرفی میدیدم که همسرم تلاش زیادی میکند که از پس هزینههای بالای زندگی با 2 بچه کوچک و شوهری بیکار بربیاید اما از سوی دیگر به خاطر روحیه تخریبشدهام هیچ کاری از دستم برنمیآمد.
ماندن در خانه و نگهداری کردن از بچهها انگار شغل من شده بود و کمکم حتی زحمت گشتن دنبال کار را هم به خودم نمیدادم.
کیم تماموقت کار میکرد و من بچهها را در خانه نگه میداشتم تا بالاخره همان طور که فکرش را میکردم همسرم از این شرایط خسته شد و سر ناسازگاری گذاشت. یک سال بعد از هم جدا شدیم».
خانم «اسمیت» زنی که با چشمانی گریان برای ماموران توضیح میداد چه بلایی سر فرزندانش آمده، شاهد کلیدی بود که باید تمام قضیه را برای درج در پرونده تعریف میکرد. آقای «گریدی» که به نظر میرسید مقصر ماجراست به بیمارستان منتقل شده بود تا به خاطر شنا کردن در دریاچهای با آب بسیار سرد مورد معالجات معمول قرار بگیرد. به گفته این مادر داغدار که از بیرون آمدن جسد دخترش از دریاچه بشدت بیتابی میکرد پس از بحث و جدل تلفنی با همسر سابقش که ماهها قبل از او جدا شده بود، از او خواست تا 2 فرزندشان را که طبق قرار قبلی برای چند ساعت نزدش بودند به خانه برگرداند. آقای «گریدی» که سالها بیکار بودن، از دست رفتن خانواده و حتی نپرداختن اجاره خانهای که در آن زندگی میکرد بشدت افسردهاش کرده و رفتارهای غیرعادی و عصبی داشت دقایقی بعد، طبق دستور همسرش به خانه بازگشت، اما با قفل کردن درهای خودرو بچهها را در صندلی عقب نگه داشت تا لحظاتی را با «کیم» صحبت کند. بحث آنها بر سر موضوع جدایی و بهانهگیریهای بیمورد این مرد که مشخص بود حالتهای غیرعادی روحی و نوعی حمله عصبی دارد با فریادهایشان با صدای بلند که همسایهها را هم متوجه کرده بود پایان یافت و آقای گریدی در حالی که غیرقابل کنترل به نظر میرسید آخرین تهدیدش را عملی کرد. او فریاد زد که بهتر است «کیم» نگاهی به صورت فرزندانش که در خودرو بودند بیندازد، چون این آخرین باری است که آنها را میبیند». گریدی بعد از این تهدید، به سرعت سوار خودرویش شد و در حالی که همسرش با جیغ و فریاد به دنبال آنها میدوید با گاز دادن به سمت دریاچه روبهروی منزلشان، هر 3 نفر را به اعماق آبهای بسیار سرد فرستاد. حادثه دلخراشی که طی آن «گابریل» - که هرگز شنا یاد نگرفته بود - جانش را از دست داد و قربانی رفتارهای دیوانهوار پدر افسردهاش شد.
«از این که شرمنده خانوادهام بودم خسته شدم. هرگز نتوانستم کوچکترین نیازهای بچههایم را برآورده کنم و حتی پولی برای خرید یک یادگاری کوچک برایشان نداشتم. میدانستم از نگاه آنها پدری بیمسوولیت هستم که لیاقت داشتن این فرزندان بیعیب و نقص را ندارم. نگاهی که درست بود و اکنون خودم هم معتقدم که حتی لیاقت زندگی کردن را هم ندارم».
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....