ریشه‌یابی قتل‌عام خانوادگی در گلسار رشت به دست سه نوجوان

قتل‌عام در سال‌های نوجوانی

قتل‌عام در گلسار رشت. روزنامه‌ها 6 ماه پیش، زیر این تیتر توضیح دادند که نوجوانی 16 ساله به نام شایان، که وضع مالی خوبی نداشته، نقشه قتل عموی ثروتمندش را می‌کشد. او که از عموی ثروتمندش کینه داشته به 2 برادر به نام‌های سجاد و سبحان که از دوستان صمیمی‌اش بودند پیشنهاد می‌دهد که با انجام این جنایت دست به سرقتی بزرگ بزنند.
کد خبر: ۳۹۴۰۳۴

به این ترتیب 3 متهم به خانه عموی شایان واقع در منطقه گلسار رشت می‌روند و به بهانه درخواست حمایت مالی برای طراحی یک نرم‌افزار وارد خانه می‌شوند و پدر، پسر و مادر خانواده را می‌کشند. به علاوه آنها یک میلیون و 800 هزار تومان، کارت سوخت، 3 دستگاه گوشی همراه و چند فقره چک را نیز به سرقت می‌برند و چندی بعد در تلاش برای فروش چک‌های مسروقه به دام می‌افتند. 3 متهم در بازجویی‌های مقدماتی جرم‌شان را گردن گرفتند. شایان در اعترافاتش گفت از آنجا که عموی ثروتمندش به خانواده او کمک نمی‌کرد از او نفرت داشت و به همین دلیل هم نقشه قتل را طراحی کرده است. متهم گفت: «پدرم به خاطر بدهی 10 میلیونی به زندان افتاد، اما عمویم باز هم حاضر نشد کمک کند.»

شایان در اعترافاتش چنین گفت: «آن شب وقتی به خانه عمویم رفتیم او هنوز به منزل بازنگشته بود. ما دست و پای ساریه و پسرعمویم پرهام را بستیم و آنها را زندانی کردیم. سپس عمویم با جعبه شیرینی به خانه آمد و ما موضوع را به او گفتیم و 20 میلیون تومان پول نقد خواستیم، اما او گفت در خانه پول ندارد و در محل کارش 8 میلیون تومان نقد دارد که حاضر است آن را به ما بدهد. در این هنگام بین ما درگیری ایجاد شد و ما او را زدیم و او را در وان حمام انداختیم و سرش را زیر آب گرفتیم تا خفه شود. بعد پرهام و ساریه را هم کشتیم. در آخر دوباره در حمام با چاقو ضربه‌ای به گلوی عمویم زدیم و هر سه جسد را در وان رها و فرار کردیم.» در این جلسه سجاد نیز مشارکت در قتل‌ها را قبول کرد، اما سبحان گفت در آدمکشی نقشی نداشت. او ادعا کرد فقط برای گرفتن پول با 2 متهم دیگر همراه شد و زمان قتل برای کشیدن سیگار به حیاط خانه مقتولان رفته بود. در نهایت اتهام مشارکت در3 فقره قتل توسط شایان و سجاد و اتهام معاونت در این قتل‌ها توسط سبحان ـ برادر سجاد ـ محرز تشخیص داده شد و دو متهم نخست به قصاص محکوم شدند. همچنین هیات قضات متهم ردیف سوم را مستحق حبس دانستند.

شهرام محمدی، حقوقدان

در این پرونده شاهد دو مورد مشارکت در قتل و یک مورد معاونت در قتل هستیم. به زبان ساده معاونت در قتل یعنی دست داشتن در قتل به صورت غیرمستقیم، اما مشارکت در قتل به صورت مستقیم صورت می‌گیرد. یعنی فرد کاری انجام می‌دهد که مستقیما در کشته شدن مقتول نقش دارد.

در این پرونده تکلیف 2 نفری که در قتل شرکت کرده‌اند مشخص است. این افراد به قصاص محکوم می‌شوند. چرا که مرتکب فعل کشنده شده‌اند. این مورد مصداق ماده 206 قانون مجازات اسلامی است و این دو نفر به خاطر قتل سه نفر به قصاص محکوم می‌شوند. در مورد سومین نفر در صورتی که ثابت بشود نقش مستقیمی در قتل نداشته و صرفا به صورت غیر مستقیم در قتل نقش داشته، معاونت در قتل انجام داده که مجازاتش بین 5 تا 15 سال حبس است.

اگر بخواهم معاونت و مشارکت در قتل را بیشتر توضیح دهم باید بگویم که در این مورد کسانی که سر مقتولان را زیر آب کرده‌اند، یا مثلا ضربات چاقو به آنها زده‌اند مشارکت کرده‌اند. این افراد علاوه بر قصاص به پرداخت دیه هم محکوم می‌شوند. اما معاونت در قتل می‌تواند به صورت‌های مختلف باشد که چند نمونه از آن به شرح زیر است:

1ـ ترغیب به قتل

2ـ تهیه وسیله و آلت جرم

3 ـ ‌پرداخت وجه به کسی برای انجام قتل

4 ـ تحریک کردن

اما موردی که کارشناسان همواره بر آن تاکید کرده‌اند و باز هم باید بر آن تاکید شود، این است که اگر بیشتر از یک‌نفر دست به قتل کسی بزنند، مجازات بین آنها تقسیم نمی‌شود. حتی اگر 10 نفر دست به قتل یک‌نفر بزنند، هر 10 نفر به قصاص محکوم می‌شوند. با این تفاوت که ولی دم باید برای قصاص 9/0 دیه را بدهد تا هر یک از قاتلان قصاص شوند. چرا که تنها یک جان در برابر یک جان قرار دارد. اما در اصل مجازات که قصاص است، تفاوتی ندارد. گاهی اوقات افرادی که نقشه‌های شوم می‌کشند گمان می‌کنند اگر شریک جرم پیدا کنند، شریک مجازات هم پیدا کرده‌اند. بخصوص در قتل‌های ناموسی این مورد را داریم. در صورتی که این باور غلط است. مشارکت در جرم به این معنی نیست که مجازات نیز بین افراد تقسیم می‌شود.

در این مورد که 2 نفر دست به قتل 3 نفر زده‌اند، دیگر اولیای‌دم مجبور به پرداخت دیه نیستند. چرا که 3 جان گرفته شده که در برابر 2 جان قرار دارد.

امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس

همان‌طور که می‌بینید این قتل با انگیزه قبلی و طرح و نقشه از پیش تعیین‌شده صورت گرفته و بی‌شک ریشه در گذشته این افراد داشته است. کسانی که این کار را کرده‌اند از نظر خانوادگی دچار مشکلات جدی بوده‌اند و از فقر رنج می‌برده‌اند. احتمالا در خانواده‌های آنها اختلال وجود داشته و از خانواده‌های بی‌سرپرست یا بد سرپرست می‌آیند. این افراد بدون شک زندگی سختی داشته‌اند. خانواده این دو قاتل در فقر و تنگدستی به سر می‌برده‌اند و در خانواده ریشه خشونت مفرط هم بوده است. این افراد در دل خود دشمنی با جامعه را پرورش داده‌اند که ریشه در دوران کودکی آنها دارد. کسی که این نقشه را کشیده سال‌ها از فقر رنج برده و انواع ناهنجاری‌ها را تجربه کرده است. جامعه را ناعادل می‌داند چرا که پدرش به خاطر فقر به زندان افتاده اما عمویش ثروتمند بوده است.

گاهی وقت‌ها عبارت قاتل بالفطره شنیده می‌شود. قاتل بالفطره یعنی چه؟ این عبارت غلط است. قاتل بالفطره به عقیده من وجود ندارد. قاتل خود به خود به وجود نمی‌آید. قاتل محصول جامعه است. نابهنجاری‌های درون نظام اجتماعی چه به لحاظ ساختار و چه از نظر کارکرد، باعث این اتفاقات می‌شود. این پسر نوجوان، هر چه می‌بیند به نظرش بی‌عدالتی است. فکر می‌کند حقش را خورده‌اند. او به نوعی دچار بحران هویت شده است. از بین رفتن معنویات و اعتقادات مذهبی، کمرنگ شدن ارتباطات مردم با یکدیگر، همه موثر در پیدایش یک جنایت هستند، اما ما این مساله را در بسیاری از اوقات از یاد می‌بریم. در اینجا باید بگوییم که جامعه باید محاکمه شود. این افراد به سزای اعمال خود خواهند رسید اما ماجرا تمام نمی‌شود. چرا که این افراد زاییده اجتماع هستند. این نظریه که در گذشته گفته می‌شد خشونت و کار خلاف ریشه در ژن دارد و بستگی به ژنتیک افراد دارد امروزه دیگر قابل پذیرش نیست.

همچنین نباید فراموش کرد که چند نوجوان کم سن و سال با هم این نقشه را کشیده‌اند. تاثیر گروه همسالان بر وقوع جرم غیر قابل انکار و بیشتر از هر عامل دیگری است. تحقیقات سوروکین بر 395 نوجوان به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا نوجوانان از یکدیگر تاثیر می‌پذیرند: وقتی نوجوانان با هم صحبت می‌کنند، صحبت‌هایشان حالت امر و نهی ندارد و شبیه گفته‌های پدر و مادرشان نیست. این باعث می‌شود تحت تاثیر گفته‌های دوستان خود قرار گیرند و آنها را عملی کنند.و اما در جامعه چه باید کرد؟ اول از همه بیکاری باید از بین برود. اگر از من بپرسید راه‌حل اصلی چیست می‌گویم اشتغال، اشتغال، اشتغال. در گام بعدی برقراری عدالت اجتماعی و از بین بردن اختلاف طبقاتی است. تا زمانی که فقر بالاست و روح مادیات و شیءگرایی در جامعه حاکم است اوضاع درست نخواهد شد. پس همزمان هم باید فرهنگ سازی بشود و هم مشکلات جدی جامعه حل شود.

مریم رامشت،‌روان‌شناس

این خبر تکان دهنده و کوتاه است و می‌توان در چند خط خلاصه‌اش کرد. اما ماجرا بیش از این است، چرا که قتل یکشبه اتفاق نیفتاده و این نوجوانان، قطعا درگیری‌های ذهنی بسیاری داشته‌اند. با فرزندانی که مستعد جرم هستند، خانواده و مدرسه چه باید بکنند. مریم رامشت، روان‌شناس توضیح می‌دهد: «مسلم است که خانواده نقش اساسی در تربیت و حفظ سلامت فرزندان به عهده دارد.

فرزند سالم در خانواده سالم رشد می‌کند و خانواده سالم، خانواده‌ای است که در آن نیازهای عاطفی، هویتی و شخصیتی افراد به‌خوبی پاسخ داده می‌شود و پدر و مادرهایی که با توجه به سن فرزندانشان، از اطلاعات کافی برای نحوه برخورد با بحران‌های سنی آنها برخوردار هستند و به خوبی می‌دانند در طول مسیر رشد کودکشان چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد و آنها چه باید بکنند. فرزندانی که در چنین خانواده‌هایی بزرگ می‌شوند روند رشد سالمی به لحاظ روانی، عاطفی و شخصیتی دارند و این ناشی از اطلاعات به روز والدین و احساس مسوولیت ایشان در قبال فرزندانشان است.»

او ادامه می‌دهد: «خانواده تنها نهادی نیست که وظیفه رسیدگی به چگونگی رشد نوجوان را دارد. سایر نهادهای اجتماعی که بر نوجوان تاثیرگذار هستند نیز باید به صورت هماهنگ با خانواده در فرآیند رشد نوجوان ایفای نقش کنند.

خانواده در کنار مدرسه و سایر نهادهای اجتماعی، در صورتی که درست رفتار کنند می‌توانند نوجوان را از بحران‌ها به سلامت عبور دهند. در صورتی که خانواده یا مدرسه کوتاهی کنند، نوجوان در معرض خطر قرار می‌گیرد و در برابر گرایش به جرم و بزه آسیب‌پذیر می‌شود.»

رامشت بر نقش سایر نهادهای اجتماعی بویژه معلمان مدرسه تاکید می‌کند: «نهادهای بزرگ جامعه مانند صدا و سیما، آموزش و پرورش، شهرداری، سازمان ملی جوانان و بهزیستی باید طی برنامه‌های مدونی به خانواده‌ها آموزش دهند که چه رفتاری با فرزندان خود داشته باشند.»

او بر تعامل اولیا و مربیان تاکید می‌کند: «وقتی برای پدر و مادر این سوال پیش می‌آید که چگونه باید با فرزندم رفتار کنم باید سراغ مشاور یا معلم مدرسه فرزندش برود و با او مشورت کند. این به آن معنی نیست که والدینی که فکر می‌کنند رفتارشان با فرزندانشان عالی است نباید از کسی مشورت بگیرند. بیشتر ما فکر می‌کنیم رفتار درستی با فرزندانمان داریم در حالی که رفتار ما ممکن است غلط باشد.»

‌ سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها