از هر کجا توانستیم وام گرفتیم تا جهیزیه دخترمان را فراهم کنیم تا اینکه یکروز خانمم در راه خانه با یک ماشین مدل بالا روبهرو میشود. آقایی که راننده ماشین بوده و از دید خانم بنده خیلی هم شیکپوش و باشخصیت، شیشه ماشین را پایین کشیده و رو به خانمم کرده و میگوید که اجناس برقی از کیش آورده است و برای فروش آنها عجله دارد. خانمم اول اعتماد نمیکند، اما وقتی آن آقا ابراز میکند که نگاه کردن به آنها ضرری ندارد همسرم به داخل ماشین نیمنگاهی میاندازد و متوجه می شود که تمام لوازم برقی که برای جهیزیه دخترمان لازم است داخل آن ماشین میباشد. وسوسه میشود و چون دسترسی به پول نداشته در قبال آن اجناس یک النگوی طلا به ارزش 350 هزارتومان را از دستش درآورده و به آن آقا میدهد.
من نیز از بابت آن همه جنس با مارکهای معروف بسیار خوشحال بودم. فهرستی از اجناس تهیه و به یکی از دوستانم که فروشنده لوازم خانگی است نشان دادم و خدا میداند که وقتی دوستم گفت آنها فقط 120 هزارتومان میارزند چه حالی پیدا کردم و حال خانم بنده را درک کنید که مجبور بود دوباره آن اجناس را بخرد. این ماجرا برای همه ما درس عبرتی شد تا همگی بدانیم آدمهای دزد و خلافکار همیشه قیافهای زشت و خشنی ندارند.
آ ـ یافتیان ـ تهران
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....