حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما شاید همین اسبابکشی و جابهجایی سبب شد تا در جشنواره پنجم شاهد تغییرات گسترده در شورای سیاستگذاری باشیم و چهرههایی چون محمدعلی بهمنی، عبدالرحیم سعیدیراد، اکبر بهداروند، منصوره نیکوگفتار و مصطفی محدثیخراسانی به مجموعه سیاستگذاران شعر فجر افزوده شوند.
من ترانه... وارد میشوم
تغییرات شعر فجر البته حوزه محتوا را هم دربرگرفت و بالاخره پس از 5 سال ژانری به نام ترانه و سرود هم به رسمیت شناخته شد که شاید نشان از نفوذ رای چهرههایی چون بهمنی و محدثی باشد که خود دستی هم در ترانهسرایی دارند؛ اگرچه دبیر جشنواره یعنی پرویز بیگیحبیبآبادی این طور میگوید: هدف از اضافه شدن ترانه به بخشهای جشنواره شعر فجر، ارج نهادن به ترانهسرایان جوان کشور است.
او ادامه میدهد: با توجه به فراگیری و تاثیرگذاری ترانه روی مخاطبان عام و خاص، این حوزه میتواند زمینه پرداخت و توجه بیشتری داشته باشد و این توانایی را دارد تا از لایههای ذهنی مردم عبور کند.
البته طالبیان هم افزوده شدن بخش «ترانه» به سایر بخشهای رقابتی این جشنواره را به معنای توجه به ضرورتهای ادبی جامعه معرفی میکند.
اما در میان کارشناسان حوزه شعر و ترانه، اختلاف دیدگاههایی هم وجود دارد؛ به عنوان مثال بیژن ارژن اختصاص دادن یک بخش مستقل به نام ترانه را با بخش شعر کلاسیک (سنتی) که شامل قالبهای مختلف غزل، قصیده، رباعی، دوبیتی و مثنوی است، مقایسه میکند و میگوید: حجم آثار و انواع قالبها در حوزه شعر سنتی قابل مقایسه با دیگر بخشها نیست و این ظلمی است که به بخش کلاسیک و سنتی شعر میشود.
موجودی 2 زیست
از سوی دیگر سیدعباس سجادی که خود یکی از ترانهسرایان شناخته شده کشور است، ترانه را قالبی 2 زیست معرفی میکند و میگوید: ترانه هم آهنگین است که در حوزه موسیقی قرار میگیرد و هم نوعی از ادبیات کلامی است که میتوان در قالب شعر، آن را مورد بررسی قرار داد.
اگرچه سجادی در مجموع افزوده شدن بخش ترانه را به فال نیک میگیرد، اما میگوید من انتقاداتی به روند کلی جشنواره شعر فجر دارم.
او ادامه میدهد: مسوولان باید به گونهای برنامهریزی کنند که جشنواره شعر فجر تبدیل به آغاز سال شعری کشور شود؛ درست همان گونه که جشنواره فیلم فجر چنین جایگاهی دارد.
اما سعید یوسفنیا، شاعر و مدیر گروه ادبیات شبکه رادیویی فرهنگ درباره ورود به حوزه ترانه میگوید: قالب ترانه در چند دهه اخیر جایگاه خودش را در ادبیات امروز باز کرده است و چون نزدیکی بیشتری به زبان توده و عامه مردم دارد، طیف وسیعتری از مخاطبان را دربرمیگیرد.
خطر ترانههای بازاری
او البته شرایط فعلی ترانه در کشور را چندان سالم ارزیابی نمیکند و با تاکید بر این که ژانر ترانه «سهل و ممتنع» است، میگوید: متاسفانه به دلیل رد و بدل شدن و پرداخت پول به شاعران برای سرودن ترانه، بسیاری بیآنکه توانایی لازم را داشته باشند وارد این حوزه شدهاند و حاصلش تولید انبوه ترانههای بازاری است.
یوسفنیا به بازار آشفته ترانه در روزگار ما اشاره میکند و میافزاید: جشنواره شعر فجر امروز در آزمونی دشوار قرار گرفته است. باید منتظر ماند و دید آیا شعر فجر میتواند بر این بازار آشفته غلبه کند و جریانی برای تولید نمونههای موفق و ماندگار در حوزه ترانه ایجاد کند یا خود گرفتار ترانههای بازاری خواهد شد.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....