نظر کارشناس

زخم جدایی

تاثیری که جدایی والدین بر کودکان می‌گذارد به شکل‌های گوناگون بروز پیدا می‌کند. بسیاری از بچه‌ها در این خانواده‌ها علائمی چون ترس، خشم، گیجی و بهت‌زدگی را از خود نشان می‌دهند. گرچه این عواطف منفی تا حدود زیادی طبیعی است ولی زخمی که این درد بر روح کودکان می‌گذارد گاهی تا سال‌ها و نسل‌های بعدی نیز قابل جبران نیست.
کد خبر: ۳۸۲۴۷۸

از سوی دیگر انزوا و گوشه‌گیری نیز علائم دیگری است که این بچه‌ها از خود نشان می‌دهند. شرایط طی شده تا رسیدن به مرحله جدایی، نوع رفتار والدین و شکل زندگی بعد از طلاق در بروز این رفتارها بسیار موثر است.

خانواده‌ای که درگیر جدایی می‌شود ناچارا مدتی از جو عادی و محبت آمیز خارج می‌شود و آنچه کودک تجربه می‌کند فضایی پر از تنش و اضطراب و برخورد است. در این فضا کودک اولین احساسی که دارد عدم امنیت و پشت گرمی است.

هرچه سن کودک کمتر باشد(در مراحل دبستان و پیش از آن) این حس را بیشتر تجربه می‌کند. کودک در سنین پایین نیاز بیشتری به محبت و گرمای خانواده دارد وقتی این فضا ملتهب می‌شود کودک فکر می‌کند پشتیبان و حامی خود را از دست داده و دچار نوعی ترس می‌شود. این ترس در بعضی از بچه‌ها به شکل خشم به سوی والدین نمود پیدا می‌کند و برخی دیگر به احساس اضافه بودن در خانواده می‌رسند. رفتاری که کودک از خود در پی این شرایط نشان می‌دهد مستقیما به افکار درونی‌اش باز می‌گردد. در این میان والدین نیز آنقدر درگیر زندگی خشن خود می‌شوند که از یاد می‌برند کودک آنها در چه فضای خطرناکی به سر می‌برد.

گاهی بی‌توجهی والدین باعث می‌شود کودک به سوی کارها و رفتارهایی کشیده شود که خودش نیز از دلیل این کارها بی‌خبر است. کودکانی که به سوی اعتیاد، فرار از منزل، ترک تحصیل، خودکشی و کارهای خلاف می‌روند دیگر نمی‌توانند شرایط خانه را تحمل کنند و راه گریز را در این روش‌ها می‌بینند. خشم فروخورده کودک که نمی‌تواند آن را بر سر والدین خالی کند و صد در صد هم متوجه خانواده است در بیرون از منزل و به سوی دیگران پرتاب می‌شود. کودک چون می‌داند توان مبارزه با پدر و مادر را ندارد می‌کوشد خشم خود را به دیگران منتقل کند. رفتارهای خشن و زد و خوردهای کودک با همبازی‌ها و دوستانش و گاهی با خواهر یا برادر خود نشانی ا ز همین خشم فروخورده اوست.

برخی معتقدند این فضای ناامن حسی در کودک ایجاد می‌کند که گاهی تا نسل‌های بعدی او و فرزندانش را درگیر می‌کند. خیلی از کودکانی که از خانواده طلاق وارد جامعه می‌شوند نمی‌توانند زندگی خانوادگی سالمی را در پیش بگیرند چون همواره حسی از ناامنی و ترس و اضطراب در وجود آنها نهادینه شده.

این کودکان حس انتقام‌گیری و نفرت از والدین را نیز در وجودشان نهفته دارند و در بسیاری از موارد تلاش می‌کنند با تخریب خود آنها را دچار عذاب وجدان و حس بی‌مسوولیتی کنند. مهم‌ترین تاثیر والدین برای کم شدن این حالات روحی این است که فرزند خود را تنها رها نکنند و به او همیشه امید پشت گرمی و حمایت بدهند. کودک باید احساس کند حتی اگر والدین کنار هم نباشند باز هم او از محبت آنها بهره خواهد برد. باوجود همه این رفتارها کودکی که خانواده از هم گسسته دارد همواره نیمی از زندگی‌اش از فضای محبت یکی از والدین خالی است و سنگینی بار محبت و حمایت را با یکی از والدین تجربه می‌کند.

مانلی فخریان ـ روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها