در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته اساسی در این کشور، اجرای پروژه جدایی مناطق جنوبی آن است که در قالب همه پرسی استقلال مناطق جنوبی برگزار شد. هر چند این مساله بر اساس توافقات سال 2005 میان دولت مرکزی و گروههای جداییطلب با هدف حفظ وحدت و جلوگیری از جنگ داخلی صورت گرفت، اما اجرای نهایی آن در 9 ژانویه 2011 برگرفته از پروژهای بزرگ، خارج از مرزهای سودان و آفریقا بود که عملا این کشور را با چالشهایی مواجه کرد. البته جدایی جنوب پایان راه سودان نبوده، بلکه بسیاری از ناظران سیاسی ابعاد گستردهتری از تجزیه را برای این کشور در نظر گرفتهاند که در آینده احتمال اجرای آن وجود دارد.
ریشههای تجزیه
نظام قبیلهای حاکم بر سودان از جمله مسائل مطرح در ناآرامیهای این کشور است، هر چند از نظر دینی و نژادی وحدت در سودان وجود دارد، اما در باب سیاسی دیدگاههای انحصاری، این کشور را به چالش کشانده است، چنانکه از دهه 60 تاکنون این کشور همواره با درگیری داخلی و چالشهای امنیتی مواجه بوده است. هر چند عمر البشیر در دیدارهای دوجانبه و چندین نشست در قطر برای وحدت تلاش کرده، اما همچنان گروههای جداییطلب برای رسیدن به خواستههای خود فعال هستند. در مناطق جنوبی نیز جنبش آزادیبخش خلق به ریاست سیلواکر بیشترین نقش را ایفا کرده که در نهایت نیز به تجزیه این مناطق منجر شد.بسیاری از ناظران سیاسی با توجه به اهداف اشغالگرایانه صهیونیستها و تاکیدات آنها بر حضور در آفریقا، بخش عمدهای از طرح تجزیه سودان را برگرفته از سیاستهای صهیونیستها میدانند. این طرح از زمان تاسیس این رژیم آغاز شده و همچنان ادامه دارد بهگونهای که صرفا بخشی از آن در سودان اجرا شده و بسیاری از کشورهای آفریقایی با این پروژه دست به گریبان هستند. گروههای جنوبی سودان بارها به دریافت کمکهای نظامی و اقتصادی از تلآویو تاکید کردهاند چنانکه سیلواکر رئیس خودخوانده مناطق جنوبی رسما از برقراری روابط با این رژیم در صورت جدایی مناطق جنوبی خبر داده است. البته طرح صهیونیستها صرفا شامل جنوب نشده، بلکه آنها فعالیت زیادی در دارفور و نیز مناطق منتهی به دریای سرخ انجام میدهند تا در نهایت تجزیه این مناطق نیز اجرایی شود.
نکته: جدایی جنوب پایان راه سودان نبوده، بلکه بسیاری از ناظران ابعاد گستردهتری از تجزیه را برای این کشور در نظر گرفتهاند که در آینده احتمال اجرای آن وجود دارد.
بسیاری از ناظران سیاسی دستیابی به منابع نفت و اورانیوم و سلطه بر آبهای دریای سرخ و رود نیل را از اهداف صهیونیستها در سودان میدانند.هر چند 70 درصد از جمعیت سودان را مسلمانان تشکیل میدهند، اما غرب در تبلیغات خود از نسلکشی دینی در این کشور سخن به میان آورده و تلاش کرده با ادعای قتل عام 300 هزار نفر در مناطق مختلف سودان بویژه دارفور به دست دولت مرکزی، فضای تبلیغاتی منفی دینی را در این کشور ایجاد کند. بخش قابل توجه این طرح را تقابل اسلام و مسیحیت تشکیل میدهد، بهگونهای که به ادعای غربیها و صهیونیستها، تجزیه جنوب سودان برای حمایت از جمعیت 25 درصدی مسیحیان سودان بوده است. این پروژه اکنون در بسیاری از کشورهای اسلامی بویژه در خاورمیانه و آفریقا اجرا میشود.استفاده از شورای امنیت و دادگاه لاهه با پروندهسازی علیه البشیر و نیز صدور قطعنامه با نام حمایت از مردم سودان بخش دیگری از اعمال فشارها بر سودان برای پذیرش تجزیه بوده است. هر چند احکامی مانند حکم دادگاه لاهه برای بازداشت البشیر از سوی سودان و اتحادیه آفریقا اجرا نشده، اما خود ابزار فشاری برای دخالت در امور سودان بوده است.
اهداف تجزیه
1-منابع انرژی:
بسیاری از ناظران سیاسی و اقتصادی وجود 85 درصد از منابع انرژی و نفت در مناطق جنوبی سودان را از دلایل اصلی تجزیه این کشور میدانند. سیاست استعمار منابع نفتی و زیرزمینی در بسیاری از کشورهای آفریقایی اجرا میشود و جنوب سودان نیز به همین دلیل از سایر بخشهای این کشور جدا شده است. غرب تلاش دارد منابع انرژی را از خاورمیانه و مناطق نزدیک به روسیه، به آفریقا سوق دهد تا با هزینه کمتر منابع بیشتری کسب کند.2-تجزیه جهان اسلام: از اهداف همیشگی استعمار، تفرقه افکنی و تجزیه کشورهای اسلامی یا همان پروژه بالکانیزه کردن کشورهای اسلامی است تا مانع وحدت کشورهای اسلامی شوند.ناظران سیاسی هدف بعدی غرب پس از تجزیه سودان را تجزیه کشورهای اسلامی مانند سومالی، الجزیره و مصر میدانند.
3- تجزیه آفریقا: سلطه بر آفریقا و جلوگیری از بازیگری فعال آن در معادلات جهانی از اهداف استعمار بوده است. اکنون نیز این پروژه با ایجاد جنگهای داخلی و منطقهای و نیز تجزیه کشورها اجرا میشود. سودان نمونه بارزی از این طرح است که در تمام ابعاد درگیر و در نهایت جنوب آن تجزیه شد.
4- پروژه صهیونیستها: آفریقا در چند دهه گذشته همواره مورد تهاجم صهیونیستها قرار گرفته است که با ادعاهای مختلف صورت میگیرد. صهیونیستها در کنار دستیابی به منابع و انرژی کشورها برآنند تا عدم مشروعیت بینالمللی خود را با چپاول این کشورها پنهان سازند. تجزیه کشورهای اسلامی و ایجاد سرزمینهای جدید اشغالی از اهداف دیگر آنهاست.
نتیجهگیری
در جمعبندی کلی از تحولات سودان میتوان گفت این کشور نه به دلیل چالشهای داخلی، بلکه براساس سیاستهای استعمار در مسیر تجزیه قرار گرفته است؛ هر چند ادعا میشود همه پرسی برای جنوب سودان بوده، اما این روند در آینده در تمام کشور و بسیاری از کشورهای آفریقایی تکرار خواهد شد، چرا که پروژه بزرگ استعمار تجزیه کشورها برای سلطه بر آنهاست.
نکته مهم آنکه تحولات سودان درسی بزرگ برای جهان اسلام است که باردیگر به دلیل عدموحدت در حمایت از یکدیگر شاهد تجزیه یکی از بزرگترین ممالک بوده است. هر چند بسیاری اعتقاد دارند این تجزیه سودی برای غرب نخواهد داشت.
قاسم غفوری / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: