نکته روز

در باغ‌وحش ارم چه خبر است؟

بیچاره ببرها! بیچاره شیرها! بیچاره میمون‌ها! بیچاره حیواناتی که از آن سوی دنیا از بیشه‌زارهای «دوبا»، از دشت‌های دل‌انگیز «سرنگتی»، از محیط امن پارک «نگورو نگورو»، از چمنزارهای پارک «ماسایی مارا» و از سواحل وسوسه‌انگیز رودخانه «زامبزی» به ایران می‌آیند و در قفس‌های زشت و بدبوی فرش شده با سیمان حبس می‌شوند و از سر ناچاری یادشان می‌رود که حیوانی وحشی‌اند! مانده‌ایم نام باغ‌وحش‌های ایران را چه بگذاریم؛ انبار حیوانات؟ فراموشخانه؟ تبعیدگاه؟ یا قتلگاه؟ بر سر دوراهی مانده‌ایم که باغ‌وحش ارم را چه بنامیم؛ قتلگاه ببر و شیر؟ محلی برای رام کردن حیوانات درنده؟ راه‌حلی منطقی برای افسرده کردن حیوانات سرکش؟ یا بازاری پر ولوله برای کتمان حقایق؟
کد خبر: ۳۷۹۸۲۳

لطفا برایمان جوابیه نفرستید و ما را تهدید به شکایت نکنید، چون اگر شما هم جای ما بودید از این همه اخبار ضد و نقیض سرسام می‌گرفتید. ماجرای مرگ شیر باغ‌وحش ارم را می‌گویم؛ همانی که رئیس باغ‌وحش از بیخ و بن تکذیبش می‌کند و مشاور سرشناس سازمان محیط‌زیست از آن خبر می‌دهد. انگار 4 روز پیش در باغ‌وحش ارم خبرهایی بوده است و یک قلاده شیر که مشکوک به مشمشه بوده در سکوت خبری ساختگی مرده است. مدیر باغ‌وحش اما می‌گوید شیرها حالشان خوب است و با گوشت گاو پذیرایی می‌شوند و مختصر ترشح بینی‌شان هم در حال درمان است؛ اما مشاور محیط طبیعی سازمان می‌گوید نه‌تنها یک قلاده شیر مرده، بلکه نمونه‌های گرفته شده از او برای تشخیص بیماری‌اش نیز به آلمان فرستاده شده است.

حالا خودتان قضاوت کنید؛ واقعا چه کسی راست می‌گوید؟ چه کسی دلش برای حیات‌وحش می‌سوزد و چه کسانی مرگ سریالی حیوانات را تهدیدی برای مقامشان می‌دانند؟ شاید حتی بدبین‌ترین متولیان امور حیوانات در کشور فکرش را هم نمی‌کردند که روزی باغ‌وحش‌ها زیر ذره‌بین انتقاد قرار بگیرند و افراد یا افرادی به خاطر مرگ حیوانات در محکمه افکار عمومی بازخواست شوند؛ اما حالا این اتفاق افتاده است.

حالا که غبار آزاردهنده مرگ ببر در باغ‌وحش ارم کمی فرونشسته؛ اما مرگ شیر دوباره به موضوع دامن زده است؛ آن هم مرگی در خفا که حتی جنازه شیر هم نمی‌تواند مسوولان را به گفتن حقیقت مجبور کند.

انگار این روزها باغ‌وحش ارم و آنچه در آن اتفاق می‌افتد، خطری شده است برای آنهایی که تا به حال وظایفشان را بدرستی انجام نداده‌اند و حالا برایشان سخت است که تاوان کم‌کاری‌هایشان را بپذیرند؛ کسانی که تکذیب کردن و آرام جلوه دادن اوضاع را بهترین راه ساکت کردن منتقدان می‌دانند و مرگ حیوانات را به پیر بودن یا تقدیری که خدا برای همه جانداران مقدر کرده، نسبت می‌دهند.

اما خبرهایی که از گوشه و کنار می‌رسد، نمی‌گذارد عده‌ای به خواسته‌هایشان برسند. دیروز مسوولان بیمارستان دامپزشکی که در ماجرای مرگ ببر به قول خودشان عده‌ای می‌خواستند پای آنها را هم وسط بکشند، نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس سازمان محیط‌زیست نوشته‌اند و از این‌که گوش محیط‌زیست سنگین‌تر از این حرف‌هاست که بخواهد به صحبت‌های دلسوزانه توجه کنند، انتقاد کرده‌اند و ادعا کرده‌اند که سازمان محیط‌زیست هنوز الفبای دامپزشکی و درمان حیوانات را نمی‌داند و در مواقع بحران، چراغ به دست می‌گیرد و دنبال کارشناس می‌گردد.

البته دعوای دامپزشکی با محیط‌زیست به ما مربوط نمی‌شود؛ اما اگر از زبان خودمان قصد قضاوت داشته باشیم، حرف ما هم همین است: «سازمان محیط‌زیست ایران فقط آنگاه وارد میدان می‌شود که بحرانی پیش آمده باشد و بخواهد با انداختن توپ به زمین دیگران، خودش را از عیب و ایراد مبرا کند.»

مریم خباز‌ /‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها