نمای نزدیک

روزهای آخر ترم؛ واژه‌های دلهره

این روزها که روزهای آخر ترم است، پشت پنجره‌های انتشارات دانشگاه یک صف طویل هست از دانشجوهای رنگ‌پریده.
کد خبر: ۳۷۹۴۰۶

بازار کپی جزوه و کتاب و تحقیق داغ است. آنها که جزوه‌هایشان را با خودکار چند رنگ می‌نویسند این روزها پادشاهی می‌کنند. اگر لطف کنند روی نیمکت وسط دانشگاه می‌نشینند و جزوه را می‌دهند به همکلاسی‌شان تا یک کپی سیاه و سپید از آن بگیرد.

همکلاسی‌شان برای این که سرمای زمستان، آقا یا خانم «خوشخط» را آزار ندهد آن را به صرف چای و بیسکوئیت مهمان می‌کنند.

این روزها که روزهای آخر ترم است، کتابخانه جای سوزن‌انداختن ندارد و کسی با میز روزنامه کاری ندارد. این روزها که روزهای آخر ترم است یک اضطراب آشنا برای ما محصل‌ها و دانشجوهاست و آن هم اضطراب امتحان است.

روز برنامه‌ریزی روی تقویم است. چند صفحه را چند روز بخوانی؟ کدام را کدام روز؟ چرا این امتحان‌ها پشت سر هم است؟ در یک روز دو تا امتحان؟ برای این یکی که وقت ندارم.

برنامه امتحان، شماره صندلی، مراقب. اینها واژه‌های دلهره است، اما آخر این تونل تاریک؛ روشنایی تعطیلات چند روزه است. آخرین امتحان را که دادی، دوباره «جزوه‌نویس» و «جزوه‌بگیر» یکی می‌شوند. کتابخانه سوت و کور می‌شود و روزنامه‌های کتابخانه هر صفحه‌اش روی یک میز است. مسوول انتشارات هم دستگاهش را تمیز می‌کند.

توهم خودت را به چای در لیوان یک بار مصرف با شیرینی قند‌های حبه‌ای دعوت می‌کنی.

حمید محقق

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها