گفت‌وگو با بیتا وکیلی ، هنرمند نقاش به ‌بهانه برپایی نمایشگاه آثارش در گالری ماه مهر

صادقانه روی بوم حرف بزنیم

آثار بیتا وکیلی، 17 دی روی دیوار گالری ماه مهر رفته است. این هنرمند همچون گذشته در این نمایشگاه آثار تجریدی خود را به نمایش گذاشته ولی این‌بار با استفاده از حیات آلی و بهره‌گیری از کلاژهای برگ، گلبرگ و خزه به غنای آثار خود پرداخته است.
کد خبر: ۳۷۸۶۸۹

تم اصلی آثار وکیلی نگاه به طبیعت است و ارتباط بین مسائل طبیعی و اتفاقات زندگی را به تصویر کشیده، وی از طبیعت به عنوان بهانه‌ای برای بیان حالات درونی خود استفاده کرده است. او متولد سال 1353 و دارای مدرک کارشناسی ارشد نقاشی از دانشگاه هنر است. او در کارنامه هنری خود برپایی چندین نمایشگاه گروهی در ایران و دیگر کشورها ازجمله امارات متحده عربی، فرانسه، کانادا، ارمنستان و چین را داراست. آثار او تا دهم بهمن در این نگارخانه برپاست.

آثار شما طبیعت را به تصویر می‌کشد؛ طبیعتی که به نوعی به انتزاع رفته، چگونه از طبیعت برای ارائه آثارتان بهره می‌گیرید؟

‌سال‌هاست روی سوژه طبیعت کار می‌کنم. طبیعت همیشه منشأ اصلی کارهایم بوده و تمرکزم روی اتفاقاتی است که در فضاهای طبیعی رخ می‌دهد. حالت‌هایی که در دریاها و کهکشان‌ها صورت می‌گیرد الهام‌بخش کارهایم بودند. من سعی کردم بازتاب‌های حسی وقایع طبیعی را با حالت‌های درونی خودم تلفیق کنم و روی بومم به تصویر در آورم. هر اتفاقی که در طبیعت رخ می‌دهد به نوعی در درون انسان مشابهش دیده می‌شود، ولی هر هنرمندی بهانه تصویری برای بیان درونیات خود می‌خواهد و من بیشتر در طبیعت مشابه حالاتم را یافتم. با گذشت زمان کمی از طبیعت فاصله گرفتم و گاهی فیگورهایی که هم فیگور هستند و هم نیستند به صورت محوی به آثارم راه پیدا کردند. در نمایشگاه قبلی‌ام برای نخستین‌بار بود که از فیگورها استفاده کردم ولی آنها در این مجموعه نمایان‌تر شده‌اند. اکنون به مرحله‌ای میان مرز شکل‌دار بودن و نبودن کارها رسیدم، البته خیلی تاکیدی هم روی بودن فیگورها نداشتم و تاثیر چیزهای مختلفی که در سال‌های اخیر دیدم روی بومم هویدا شده است. هنرمند باید با اثرش صادق باشد و بوم بازتاب تجربیات درونی من است.

استفاده از فیگور نوعی نوآوری در آثار شما محسوب می‌شود. به زبانی می‌توانیم بگوییم این فیگورها به دلیل موج فزاینده نقاشی فیگوراتیو در نقاشی معاصر ایران، وارد آثارتان شده‌اند؟

نمی‌توانم به طور قطع بگویم پیش رفتن به سمت نقاشی فیگوراتیو در دنیا و در ایران روی آثار من تاثیر نداشته مطمئنا به طور ناخودآگاه تاثیر خود را گذاشته است، ولی تصمیم نگرفته‌ام به دلیل مد روز بودن آثار فیگوراتیو، نمودی از فیگورها را در آثارم نشان دهم و با قصد قبلی و به عمد این فیگورها را وارد کارهایم نکرده‌ام. اگر می‌خواستم از این روش استفاده کنم می‌توانستم بسیار بیشتر فیگورها را نمایان سازم و آثارم شکل‌دارتر بشوند. فیگورها از گذشته هم در آثار من حضور داشتند ولی محوتر بودند الان واضح‌تر و عیان‌تر از گذشته آنها را می‌بینیم و این تنها به دلیل تغییرات درونی خودم است ولی غیر از فیگورها کیفیت رنگ‌ها، جرم، حجم و تنوع آنها نیز تغییر کرده است. رنگین‌تر شدن تابلوها در آثار جدیدم کاملا ملموس هستند که مسلما این دیگر مد روز نیست و این خصوصیات در آثارم با من تغییر می‌کنند.

شما در این مجموعه از کلاژهای برگ، گلبرگ، خزه و از المان‌های طبیعی استفاده کردید. آیا بوم نقاشی و رنگ برای بیان درونیات و دغدغه‌های شما کافی نبود؟

کلاژها از سایز کوچک شروع شد. هر چقدر تجربیاتم در زندگی بیشتر شد احتیاج به مواد و فضای جدید را در کارهایم احساس کردم شاید یک نوع جستجو بود دنبال هر چیزی می‌گشتم تا درونیات خودم را هر چه بیشتر تصویر کنم. با گذر زمان سایز کارهایم بزرگ‌تر شدند چون انرژی نهفته در من دیگر در سایز کوچک نمی‌گنجید. پس از سایز، نوبت تغییر در رنگ‌ها بود. رفته‌رفته جرم و حجم رنگ‌ها بیشتر شدند و سپس کلاژها به آثارم راه یافتند. در این زمان نیاز داشتم که علاوه بر جنبه بصری کلاژها به مفهوم کار هم توجه شود. در کارهای جدیدم فیگورهای زن و نماهایی از جنین قرار دارند که پدیده زایش را تداعی می‌کنند درست مشابه همان اتفاقی که در طبیعت می‌افتد، دنبال شیء‌هایی می‌گشتم که بتوانم ظاهر اثر را با مفهوم آن هماهنگ کنم. به برگ، گلبرگ و خزه رسیدم که به نوعی منشأ زایش در طبیعت هستند. از آنها در کارهایم استفاده کردم زیرا که هم بازتاب بصری جالبی داشت و هم به مفهوم و مضمون اثر کمک می‌کرد و سعی کردم در جاهایی که تولد زندگی را نشان می‌دهد و اشکال جنینی نهفته هستند از کلاژها استفاده کنم.

آیا نگران بازتاب تلفیق خزه و گلبرگ به عنوان اشیای جاندار روی بوم بی جان نبودید؟

معمولا در نقاشی نگرانی پس از اتمام کار پدید می‌آید قبل از آن خیلی نگرانی وجود ندارد. کنشی است که در کار باید صورت بگیرد. انرژی و عشق نهفته که باید منتقل شود و این اتفاق تنها روی بوم صورت می‌گیرد. پس از اتمام کار می‌شود اثراتش را ملاحظه نمود ولی من اعتقاد دارم یک تکنیک و روند جدید کاری را در آثار هنرمند در یک مجموعه می‌توان سنجید و در عین حال نیاز به گذر زمان دارد تا ببینیم قضاوت‌ها چگونه بوده است. خود من هم باید با این دوره فاصله بگیرم تا ببینم چه‌اتفاقی رخ داده است. من کاملا صادقانه با اثرم برخورد می‌کنم و ورود کلاژ به کارهایم روندی بود که باید صورت می‌پذیرفت. اگر این کار را نمی‌کردم ممکن بود نگران شوم چون شبیه خودم نبودم و حسم را تمام و کمال منتقل نکردم. گاهی در ابتدای ماجرا، تلفیق کلاژها جواب نمی‌داد ولی چون تجربه اولم بود باید تمرین می‌کردم تا کار خوب از آب در می‌آمد و اکنون بستگی به ارتباط مخاطب با اثر دارد.

بعضی‌ها آثار شما را آمد و رفت ابرها تلقی می‌کنند و بعضی کهکشان تداعی می‌کنند ولی من به شخصه تصورم بر این است که شما از فضا دوربینی به دست گرفته‌اید و به زمین نگاه می‌کنید. تعبیر خودتان از این آثار چیست؟

بیتا وکیلی: ‌سال‌هاست روی سوژه طبیعت کار می‌کنم. طبیعت همیشه منشأ اصلی کارهایم بوده و ‌تمرکزم روی اتفاقاتی است که در فضاهای طبیعی رخ می‌دهد. حالت‌هایی که در دریاها و کهکشان‌ها صورت می‌گیرد الهام‌بخش کارهایم بودند

من فرد کلی نگری هستم و از دور به مسائل نگاه می‌کنم و روی رفتارسطحی آدم‌ها قضاوت نمی‌کنم و این نوع نگاه به اطرافم بسیار در ارائه آثارم تاثیرگذار بوده است. به علت تجربه‌های زندگی که در این چند سال اخیر کسب کردم فاصله و ارتفاعم نسبت به آثارم کمتر شده است هر چقدر سن فرد بالا می‌رود و تجربه‌ها بیشتر می‌شود ذهنیت فرد از حالت رمانتیک، رویاپردازانه، خیال‌پردازانه و آرمانگرا خارج شده و واقع‌بین‌تر می‌شود و اتفاقات اجتماعی پیرامونم هم در این دو سه سال اخیر و هم رویدادهای فردی که برای زندگی شخصی‌ام پدید آمد من را واقع‌بین‌تر کرد و شاید به زندگی زمینی نزدیک‌تر شده‌ام و همین امر باعث شد ارتفاعم از آثار کمتر شود و شاید همین ارتفاع کم من باعث شده فیگورها پررنگ‌تر به نظر بیایند.

شما در آثارتان از رنگ‌های گرم استفاده می‌کنید و حس رنگینی کار به مخاطب القا می‌شود و رنگ‌گذاری‌ها کاملا بیانگر است. این رنگ‌ها نشانه چیست؟

قبل از این‌که تفکر یا تصمیم‌گیری در انتخاب رنگ‌ها داشته باشم حسم رنگ‌ها را انتخاب می‌کند. هر رنگی می‌تواند برای هر فردی معنا و مفهوم خاصی را القا نماید. اینها رنگ‌هایی بودند که باید در آن دوره خاص در آثارم حضور پیدا می‌کردند. رنگ از مفهوم اصلی کار جدا نیست بلکه رنگ‌ها در خدمت فرم، مفهوم و سایز اثر حرکت می‌کنند.

آیا فکر می‌کنید آثار امروز جامعه تجسمی ایران توانسته با زبان جهان معاصر هماهنگ شود؟

بله، بسیار زیاد در سال‌های اخیر فعالیت‌هایی صورت گرفته تا آثار ایرانیان به جهان معاصر معرفی گردد ولی این‌که این عرصه ماندگاری داشته باشد مهم‌تر از معرفی مقطعی است. برای معرفی‌های مقطعی گالری‌ها زحمت‌های زیادی کشیده‌اند. گاهی بعضی آثار به علت خاستگاه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک دوره مطرح می‌شود ولی معمولا به علت نگاه ویژه آن مقطع زمانی است یا دوره‌ای که اثر مد روز است ولی اگر کیفیت و ارزش هنری نداشته باشد با گذر زمان فراموش می‌شود. نقاشان جوان باید آگاهانه به این مساله دقت داشته باشند که کیفیت نقاشی است که اهمیت دارد و کارهایی که نگاهی عمیق به فرهنگ و تاریخ ایران دارند ماندگاری بیشتری دارند.

نقاشی‌های خود شما ریشه‌هایی در سرزمین مادری دارد یا نقاشی زبانی جهانی است و نیازی به تعهد به دنیای خاص ندارد؟

نقاشی حرف خودش را می‌زند و احتیاجی به استفاده از المان و نشانه‌های خاص نیست ولی هنرمندی که در شرق متولد شده آثار شرقی ارائه می‌دهد و هنرمند غربی اثر غربی. اگر در دنیایی که زندگی می‌کنیم مال آن دنیا باشیم لازم نیست دنبال بهانه‌ای باشیم تا ایرانی بودن خود را ثابت کنیم خود به خود این اتفاق رخ می‌دهد. من در ارائه آثارم تاکید نکردم که کجایی هستم، ولی المان‌ها و نشانه‌های شرقی خود به خود در آثارم راه یافته‌اند. ‌ من یک ایرانی هستم، در این سرزمین به دنیا آمدم، در اینجا زندگی می‌کنم و ایران را بسیار دوست دارم. اگر موتیف ایرانی در آثارم دیده می‌شود مبتنی بر تصمیم قبلی نبوده و شاید بر پایه صداقتم روی بوم وارد شده است.

شما کم‌کم دارید به نسل میانی هنرمندان تجسمی نزدیک می‌شوید. آثار جوانان ایرانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مدتی بابت خلق آثارم کمی درگیر بودم و کمتر آثار جوان‌ها را دیدم ولی به عقیده من زمان، قضاوت خود را به جای می‌گذارد. جوانان امروز بسیار پرشور هستند و نقاشی فیگوراتیو بسیار در جوان‌ها شکل گرفته. زمان لازم است تا فضاوت کنیم که جوانان این دوره چگونه کار کردند. بسیاری از جوانان تحت تاثیر اکسپرسیو هستند و این مقوله زیاد در کارها دیده می‌شود و آثار کاملا بیانگرا و پرشور، تصویر شده‌اند. حداقل یک دوره 10 ساله زمان لازم است تا ببینیم از این نسل چند نفر غربال می‌شوند و چند نفر به زبان شخصی‌شان می‌رسند.

آزاده جعفریان
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها