دور سرش
بسته بود
صدای کفشش که اومد
دویدم
دور گلای دامنش
پریدم
بوسه زدم روی لپاش
تموم شدن خستگیهاش
افسانه شعباننژاد
ماه و ستاره
شب اومد و ستاره
رو آسمون نشسته
نه یک، نه ده، نه صدتا
هزار هزار تا دسته
ستاره توی شبها
چراغ آسمونه
مثل گل و بنفشه
تو باغ آسمونه
یک کمی این طرفتر
ماه قشنگ و زیباست
دلش گرفته امشب
برای این که تنهاست
علیاصغر نصرتی
کفش
نینی کوچولو
کفشای سوت سوتی داره
یه توپ ماهوتی داره
بازی فوتبال میکنه
شوت میزنه
کفشاش براش سوت میزنه
مهری ماهوتی