در 20 سالگی که یک جوشکار ماهر و سالم و فعالی بودم، از طریق کارفرمایم که به من نام مهندس علی داده بود، با تریاک آشنا شدم و سال بعد ازدواج کردم. بتدریج مصرفم افزایش یافت تا آنجایی که مجبور شدم هزینه مصرفم را با فروش تریاک جبران کنم. 15 سال هم جوشکاری میکردم و هم مواد میفروختم تا اینکه فرزند 16 ساله ام زیر ماشین رفت و آن فاجعه و فقدان باعث شد که روحیه و انگیزه کار در وجودم کاملا از بین برود و فروش تریاک و مصرف آن دو سه برابر شود. اگرچه جریمهها و محکومیتهای زیادی را متحمل میشدم، ولی از خلاف دست برنمیداشتم ولی از فروش و مصرف مواد سفید هروئین، کراک و شیشه متنفر بودم. بعد از فوت پسرجوانم 10 سال دیگر هم به فروش تریاک و جریمه دادن و زندانی شدن ادامه دادم. طبیعی است کسی که در شهر کوچکی قاچاقچی محسوب میشود دشمنانی دارد که میخواهند به هر ترفند و بهانهای به شخصی چون من ضربه بزنند و همین طور هم شد. غافل از این که همین دام و ضربه مهلک مرا از منجلاب و استرس و زندگی پردغدغه و پرخطر نجات خواهد داد. ماموران مبارزه با مواد مخدر طبق گزارش مخبر وارد خانهام شدندو مقدار 90 گرم تریاک که جیره خودم به عنوان مصرفکننده بود پیدا کردند. همان زمان هم از خودروی مدل 57 من که همیشه در کوچه مقابل خانهام پارک شده و بدون وسایل ایمنی و کاملا بیدر و پیکر و اسقاطی رها شده بود برای انتقامجویی از من مواد مخدردر آن جا داده بودند. بله، ماموران حدود 6 گرم هروئین از ماشینم پیدا کردند، آن هم در غیاب اینجانب. یک ماه بازداشت و در زندان بودم و برای احقاق حقوق خود و اثبات بیگناهیام در مورد هروئین و توطئه دشمن مجاز نبودم که حتی یک روز از زندان مرخص شده و وضعیت ماشین قراضهام را برای کارشناسان دادگستری یا ستاد مواد مخدر توضیح و تشریح کنم و از آنجایی که در مورد این مواد صنعتی و روانگردان در طول 20 سال هیچ سابقه و پروندهای نداشتم، میدانستم که گناهکار و مجرم پای چوبهدار میرود ولی بالای دار نمیرود!ماه رمضان فرا رسید. بهترین فرصت بود که خودم را از این معضل اعتیاد به و این مخمصه و توطئه نجات دهم. روزه و نماز را در زندان شروع کردم و با خداوند عهد بستم که در صورت اثبات بیگناهیام، بنده مخلص او باشم و خود و خانوادهام ر ا از زندگی توام با استرس و دلهره نجات دهم و زندگی سالم و پاک و بدون دغدغه و با آرامشی را ادامه دهم. موهایم در چند روز اول دستگیریام همه سفید شده بودند و از طرفی کندوهای عسلم در باغی در اطراف شهر بدون کمک و سرکشی رها شده بود تا روزی که نماز و روزه و دعاهای مخلصانهام به سوی خداوند و بیگناه بودنم نتیجه و تاثیر مثبت خود را نشان داد و 2 روز مانده به عید فطر تبرئه شدم و به عنوان مصرفکننده جریمهای بابت نگهداری تریاک پرداخت کردم.
از آن روز اعتیاد را کنار گذاشته و وارد زندگی پر از آرامش و سلامتی و دلخوشی شدهام و به این ضربالمثل پی بردم: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
ب- ف آذربایجان شرقی