آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسرت
بیسبب باز دلم میگیرد/ از همه آدمها/ از نگاهت، از ماه/ از همین فاصلهها/ دو سه خط خاطره و/ نامههای در راه/ بیسبب باز نگاهم افتاد/ به خیابانی که/ انتهایش پیداست.../ انتهایی که در آن هیچکسی نیست/ فقط پایان است/ و چه مشتاقانه/ منتظر پایانم/ بیسبب نیست دلم میگیرد/ حسرتی در دل من جا دارد.
فرید دانشفر
آرزو
همیشه دوست داشتم که ای کاش پرندهای بودم تا میتونستم پر بکشم و به آسمان پرواز کنم، از اون بالا مردم شهر رو ببینم، بیخیال از همة مشغلههایشان بال خودم رو باز کنم در میان نسیم. دوست داشتم میتوانستم به آسمان پرواز کنم و از اون بالا عشق و محبت رو تقسیم کنم بین همة آنانی که در این شهر شلوغ و پر سروصدا از حال یکدیگر خبر ندارند.کاش پرندهای بودم که میتوانست به آرزویش برسد.
رضوان از کنگاور
آخرین حرف
میخواست امروز تمام حرفهایش را به او بزند. درونش پر از هیاهو بود. وارد کلاس شد و روی صندلی کنار پنجره نشست. دستانش را در هم فرو کرد تا لرزش دستانش را بپوشاند. لحظات سختی بود. با خودش زیر لب حرفهایی را که میخواست به او بگوید مرور کرد. ناگهان او را دید که به دیگری نگاه میکرد. نگاههایشان رنگ دیگری داشت... حرفهایش در دهانش خشکید و چیزی درونش شکست. رنگ نگاههایشان را فهمیده بود. از پنجره به آسمان نگاه کرد. پرندهها اوج گرفته بودند.
فاطمه ملکوتینیا از قم
پرواز تمنّا
دستهایت گرم است، چشمهایت پر اشک؛ اندکی طولانیتر از رشتة ابر. مهر تو در سینهام میماند. کاش میشد در آسمان مهربانیهایت میدویدم و آنگاه که دستهایم گره کرده بر دامن ابریشمی تو بود، فریاد میزدم: مادر، هستیِ من فدای لبخند بیادعا و باارزش تو که قیمت آن هزار هزار برابر بالاتر از پرواز است. کاش میشد تو را معنا کرد. کاش میشد دوست داشتن را تمّنا کرد اما تو آنقدر سخاوتمندی که واژهها ناتوان از وصف تواند.
رضا علینیا 19 ساله از لاهیجان
اشک
در انتهای کوچة تاریک و روشن، به انعکاس چهرهاش در سطل کوچک و بیدستة فلزی خیره شده بود. به خودش قول داده بود که امروز دیگر کارش را شروع کند و حتماً اشکهایش را بفروشد. نفس عمیقی کشید و عروسکش را محکم بغل کرد و شروع کرد به گریه کردن.صبح روز بعد دخترکی کور داشت دنبال سطلی میگشت که مأمور شهرداری آن را در جوی آب خالی کرده بود.
مسافر دنیای خوب
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....