مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
او این فصل امیدوار است با تیم داماش در لیگ بتواند به موفقیتهای خوبی برسد. این مربی 44 ساله خودش سالها در تیمهای تهرانی مشغول به بازی بود و حضور نسبتا خوبی هم در تیم ملی داشته است. آقا کوچکی در مورد مهمترین حادثه زندگیش میگوید: به خاطر شغلی که دارم، کمتر پیش میآید که در کنار خانواده باشم و اکثر مواقع در اردوهای مختلف تیم ملی و باشگاهی حضور دارم و هیچگاه نمیتوانم به آنها کمک کنم. حدود 3 سال پیش نزدیک عید نوروز لیگ تمام شده بود و در تیم ملی نیز حضور نداشتم، برای همین در کنار خانواده بودم و میخواستم در خانهتکانی عید کمک حال همسرم باشم. تصمیم گرفتم که پنجرههای خانه را تمیز کنم.
هر چقدر همسرم گفت نمیخواهد من قبول نکردم و گفتم حتما میخواهم کمک کنم برای همین شروع کردم به تمیز کردن پنجرهها. ابتدا خیلی خوب همه چیز پیش میرفت اما یکدفعه سرم گیج رفت و از بالای نردبان پایین افتادم. خودم نمیدانم چه اتفافی افتاد، اما فکر میکنم قند خونم پایین آمد و یک دفعه سرگیجه گرفتم، وقتی زمین خوردم سرم شکست و دیگر نتوانستم تکان بخورم بالاخره به بیمارستان رفتم و سرم 10 تا بخیه خورد. البته باید اضافه کنم من همچنان به همسرم در کارهای خانه کمک میکنم و از آنگونه حوادث نمیترسم، چون در بسکتبال از این اتفاقات بسیار میافتاد. هرچند که همسرم مخالف انجام دادن کارهای خانه توسط من است.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.