ابتلائات اقتصادی کشور است ، که باید به آن خو کنیم و به عنوان یک واقعیت ، آن را بپذیریم.
تاریخ اقتصادی کشور نشان می دهد که افزایش تورم به جامعه تحمیل شده است.
مسائل مهمی همچون تحریم اقتصادی ، تامین هزینه های سرسام آور جنگ ، بازسازی زیرساخت های تخریب شده در جنگ ، شوک های نفتی و مقابله با بحران بدهی های خارجی و ضرورت ایجاد شغل برای خیل بیکاران به عنوان اولویت های درجه اول کشور همواره موجب شده است سیاست مهار همه جانبه تورم ، در صدر سیاست های اقتصادی دولت قرار نگیرد، اما همیشه به عنوان دغدغه اول زندگی مردم مطرح بوده است.
انتخاب و اتخاذ سیاست های مقابله با تورم ، پیش از هر چیز مستلزم ریشه یابی است.
به عبارتی ، از منظر تحلیل های اقتصاد سیاسی ، ماندگاری تورم در اقتصاد را به عنوان یک مشکل خانگی و مزمن به دو موضوع می توان نسبت داد؛ یکی نداشتن توجه جدی به سیاستگذاری همه جانبه و غیرمقطعی برای مهار تورم و دیگری اتخاذ و اعمال سیاست های مقطعی و موردی که بدون نشانه گیری ماهیت اصلی تورم ، به حواشی موضوع توجه داشته و در کاهش و تخفیف آن ، تاثیر معنی داری را ایجاد نکرده است.
با این که از سالهای گذشته تاکنون ، به دنبال بروز برخی حساسیت های عمومی ، از سوی دولت ، اقداماتی برای مهار تورم و جلوگیری از افزایش بهای برخی کالاها و خدمات اساسی صورت گرفته ، اما روند افزایش قیمت ها هنوز متوقف نشده است و به سیر صعودی خود ادامه می دهد، به نحوی که بنابر آخرین آمار رسمی منتشر شده از سوی بانک مرکزی ، در 3 ماهه نخست امسال (1382) نسبت به سال پیش ، شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی حدود 16/8 درصد رشد داشته است.
گرچه در سیاست های اعلام شده دولت در محافل سیاسی ، بر کاهش نرخ تورم و مبارزه با گرانی تاکید می شود، اما در عمل شاهد افزایش مستمر قیمتهای کالاهای اساسی هستیم ؛ مثل مسکن ، سوخت ، روشنایی ، مواد غذایی و بهداشت و درمان که نیاز اکثریت مردم جامعه و بویژه دهک های پایین درآمدی نیز هست.
سایه تورم بر اقتصاد کشور، به معنی باز توزیع درآمد از افراد و اقشار حقوق بگیر به سمت صاحبان یا توزیع کنندگان کالاها و صاحبان دارایی هایی چون املاک و مستغلات و دیگر دارایی های فیزیکی است.
از نتایج بسیار زیانبار تورم ، سلب انگیزه از پس اندازکنندگان و کاهش سپرده گذاری در نظام بانکی ، کوتاه شدن افق زمانی تصمیم گیری ، ایجاد انگیزه در افراد و بنگاه ها برای کسب سود از طریق افزایش قیمت ها و کاهش انگیزه برای کسب سود از طریق نوآوری و افزایش بهره وری و کارایی و کاهش هزینه ها و بالاخره بی تاثیر شدن سیاست های انبساطی دولت به منظور افزایش تولید و اشتغال است و ماندگاری و تشدید هریک از این موارد، بحران های جدیدی برای اقتصاد کشور ایجاد می کند.
علل ایجاد تورم
به اعتقاد اقتصاددانان ، یکی از مهمترین علل ایجاد تورم در اقتصاد ایران کسر بودجه است.
دکتر مهدویان ، مدیر کل دفتر بررسی های اقتصادی بانک مرکزی در این باره معتقد است ؛ کسری بودجه ، مهمترین علت تورم در اقتصاد کشور است که کسر بودجه خود نیز معمولا به واسطه شرایط خاص و مصلحت اندیشی ایجاد شده است.
وی برخی دغدغه ها و بحران ها را از زمان پیروزی انقلاب تاکنون که به کسری بودجه دولت دامن زده است ، به شرح زیر اعلام می کند:
تحریم و محاصره اقتصادی
- تامین هزینه های سرسام آور جنگ
- تنزل شدید درآمدهای نفتی به واسطه صدمات عظیم به مراکز تولید و پالایش نفت
- بازسازی کارخانه ها و مراکز صنعتی آسیب دیده در جنگ
- سرمایه گذاری در زیرساخت های کلان کشور
- سررسید زمان بازپرداخت وامها و اعتبارات خارجی
- فقدان انگیزه کافی برای مشارکت بخش خصوصی در نظام تولیدی کشور
مهدویان می گوید: در دوره ای قرار داریم که عمده ترین دغدغه نظام اقتصادی کشور - که اگر به آن غفلت و بی توجهی شود، بحران های عظیمی را در پی خواهد داشت - بیکاری 20 میلیون جوان جویای کار است.
وی اعتقاد دارد، انجام این ماموریت خطیر از سوی دولت ، بار بودجه ای عظیم را بر اقتصاد کشور تحمیل می کند که بروز کسری بودجه و افزایش نقدینگی و به تبع آن صعود قیمتها و ایجاد تورم را در پی دارد.
برنامه های دولت در سالهای اخیر نیز هم تورم زا بوده و هم سیاست های غیرتورمی را تحت شعاع قرار داده است. دکتر جلال نائینی - اقتصاددان - در این باره معتقد است ، روح حاکم بر توسعه سوم ، راه اندازی نظام تولید برای پاسخگویی به اشتغال ، خود عامل تورم بوده است.
وی می گوید، بعضی برنامه های دولت مثل سیاست اصلاح نظام مالیاتی از 60 درصد به 25 درصد منجر به کاهش منابع درآمدی دولت و در نهایت ، کسری بودجه می شود، که کسری بودجه نیز عامل مهم تورم است.
وی فشار نقدینگی را عامل رشد تورم می داند و می گوید: عامل رشد تورم ، رشد نقدینگی است ، که عدم تعادل بودجه دولت و اجرا نشدن سیاست های انضباط مالی را در پی دارد.
نائینی معتقد است: در حوزه های مختلف ، تاکید بر این است که ارتباط بین بخش مالی و پولی و نداشتن انضباط مالی در بعضی کشورها کسری بودجه به همراه دارد، اما به دلیل دسترسی بانک مرکزی به ابزارهای کنترل ، تورم ایجاد نمی شود.
این کارشناس اقتصادی یکی دیگر از سیاست های اتخاذ شده در سالهای اخیر را که منجر به افزایش سطح عمومی قیمتها شده ، هزینه های اجرای سیاست یکسان سازی نرخ ارز می داند و می گوید: سیاست یکسان سازی نرخ ارز بر بودجه هزینه تحمیل کرده است ، که به منظور جلوگیری از تاثیرات منفی افزایش نرخ ارز بر تامین کالاها و خدمات اساسی و افزایش هزینه های تولیدی در قالب حمایت های یارانه ای به دستگاه های وارد کننده کالاهای اساسی با تصویب شورای اقتصاد اعطا می شود.
به هر حال ، از آنجا که ماهیت تورم در اقتصاد کشور، وجود کسر بودجه است ، محوری ترین سیاست برای مهار تورم به یافتن راهکارهایی برای جلوگیری از تشدید افزایش بودجه بازمی گردد که در عین حال با سیاست اشتغالزایی نیز تضادی نداشته باشد.
در همین حال ، دکتر صلاح منش ، معاون مدیر کل دفتر مطالعات اقتصادی ، عوامل دیگری را نیز در افزایش تورم موثر می داند و می افزاید: فشار تقاضا، رشد بودجه ، یکسان سازی نرخ ارز و تعدیل آن به صورت مستقیم بر رشد نقدینگی تاثیر دارد.
وی راهکارهای کاهش تورم را در بلندمدت ، کوتاه مدت و میان مدت چنین بیان می کند: در کوتاه مدت ، به وضعیت جاری توجه کنیم و متناسب با آن تصمیم گیری و از ابزارها استفاده کنیم.
در میان مدت نیز برنامه های ضدتورمی را اعمال کنیم و بر ابزارهای مورد استفاده کنترل داشته باشیم و در بلندمدت جهت حرکت و نوع آن را مشخص و از ابزارها استفاده کنیم.
از سوی دیگر، موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی نیز راهکارهایی را برای کاهش تورم در بودجه پیشنهاد کرده که به شرح ذیل است:
1- بازسازی ساختار صندوق ذخیره ارزی کشور به نحوی که تبدیل به یک نهاد سرمایه گذاری انتفاعی شود.
2- اجرای سنجیده و توام با درایت سیاست خصوصی سازی ، اصلاح ساختار و واگذاری شرکتهای دولتی.
3- واگذاری تدریجی برخی خدمات عمومی نظیر بهداشت و درمان و آموزش و پرورش به نهادهای عمومی غیردولتی نظیر شهرداری ها.
4- اولویت بندی طرحهای عمرانی نیمه تمام و اولویت تخصیص بودجه به طرحهایی که بیشتر از بقیه منجر به افزایش ظرفیت تولیدی کالا و خدمات می شود.
5- تسریع در فرآیند تمرکززدایی در امور مربوط به بودجه ریزی و برنامه ریزی استانها.
6- ایجاد صندوق بودجه احتیاطی برای پوشش هزینه امور غیرمترقبه اقتصادی شامل حوادث امروز و بلایای طبیعی یا بحران در بازار بورس.
7- حذف ردیفهای بودجه ای بخشی از هزینه های جاری غیراولویت دار و جلوگیری از افزایش هزینه های غیرضروری در تدوین لوایح بودجه.
8- ادغام وظایف و حذف و کوچک سازی تشکیلات دستگاه هایی که وظایف موازی انجام می دهند.
9- ارتقای سطح مکانیسم های نظارتی بر عملکرد نظام بانکی و ساماندهی موسسات غیرمتشکل پولی برای کنترل و مدیریت قدرت خلق پول در این نهادها.
در خاتمه باید خاطرنشان کرد، مهار واقعی تورم و یک رقمی شدن نرخ آن در گرو توانمندسازی نظام تولیدی کشور است ؛ تولیدی با کیفیت مرغوب و ارزان که مزیتهای رقابتی در بازارهای بین المللی باشد.