برخی در حال حاضر بر این باورند که به دلیل حاکم بودن فضای تحریم و بحران مالی در جهان شاید اجرایی کردن طرح هدفمندی یارانهها در این مقطع درست نباشد. نظر شما چیست؟
همه مقدمات آماده شده، مردم آمادگی لازم را دارند و بنگاهها نیز آمادهاند و دولت نیز خودش را مهیا کرده، به نظرم واقعا قرار نیست اتفاق خاصی هم بیفتد.
درست است ولی نمایندگان بخش خصوصی تمایل دارند که افزایش قیمت حاملهای انرژی برای بنگاههای تولیدی در مرحله دوم قرار بگیرد، زیرا باعث افزایش هزینههای تولیدشان میشود؟
قانون که کاملا شفاف و روشن است و گفته که در طول 5 سال این قانون اجرا میشود، بنابراین این بیان در دل قانون هست. ضمنا قرار نیست یارانه حذف شود همه میدانیم و در قانون هم آمده است که یارانه قبلا در مسیر مشخصی پرداخت میشد الان در مسیر دیگری پرداخت میشود. به نظر من اتفاق خاصی نمیافتد و مشکلی ایجاد نخواهد شد.
فرضا بنده یا شما به عنوان شهروند قبلا به صورت غیرمستقیم پرداختهایی را دریافت میکردیم الان به صورت مستقیم اختیار آن منبع دست ماست.
بنگاههای تولید هم همین طور. قبلا یارانه به صورت مستقیم پرداخت میشد، الان قرار است به صورت حمایتهای اعتباری، تسهیلاتی و کمکهای مشاورهای تخصیص پیدا کند و ضمن این که قرار است حمایتهای ترجیحی به تولید تخصیص پیدا کند و در کل فرآیند هدفمندشدن یارانهها را اتفاق نگرانکنندهای نمیبینیم. چرا باید نگران باشیم؟ برداشتهای نادرستی که از قانون هست بعضا افراد را نگران کرده.
در این که قانون هدفمندی یارانهها باید اجرا شود شکی نیست. بالاخره این جراحی بزرگ اقتصادی باید صورت میگرفت، ولی همانطور که اشاره کردید برای حمایت از بخش تولید هم در قانون تسهیلات و حمایتهای مالی دیده شده، اما گاهی حمایتها در عمل با آن سرعت لازم پیش نمیرود و بروکراسی و کاغذبازی باعث میشود تولیدکننده متضرر شود و سیستم بانکی ممکن است در زمانیکه تولیدکننده نیاز دارد نتواند به او جواب دهد.
الان در کشور ما حدود110 ـ 100 هزار میلیارد تومان یارانه به شکل غیرهدفمند توزیع میشود، آمارهایش را هم میدانید. 70 درصد این حجم از یارانه به 30 درصد طبقه مرفه میرسد یا ما چند برابر کشورهای دیگر شدت مصرف انرژی داریم. متوسط مصرف گاز و برق ما چند برابر استانداردهای جهانی است. در هر زمینهای که نگاه کنید در مصرف حاملهای انرژی یا کالاهایی که به نوعی به آنها یارانه تعلق میگیرد، میبینید که ما الگوی مصرف را گم کردهایم.
وقتی یارانهها به صورت غیرهدفمند توزیع میشود الگوی مصرف، الگوی تولید، الگوی سرمایهگذاری دچار مشکل میشوند. قیمت هم به مثابه پرچمی است که به فعال اقتصادی و مصرفکننده علامت میدهد و سبب کشش به سمت مصرف و تولید کالا یا سرمایهگذاری میشود اگر قیمتها واقعی نباشند اقتصاد دچار چالش ساختاری میشود. من زیاد قائل به لفظ جراحی بزرگ اقتصادی نیستم. ما کشوری داریم که شتاب رشد اقتصادیاش پایین و مصرفش بالاست. در نتیجه با این اصلاح بزرگ اقتصادی همه باید راضی و خوشحال باشیم.
چون برای آینده خودمان و نسلهای بعد یک اقتصاد شفاف و رو به جلو ایجاد میشود و میتواند موفقیت بزرگی باشد. بنابراین اگر از این قانون چنین تعبیری داشته باشیم، این نگرانیها از بین می رود. مردم، مسوولان، بنگاههای اقتصادی هیچیک نگران نمیشوند. بعضا مقاومتهایی که در مقابل این قانون وجود دارد یا از روی عدم اطلاع یا از روی اطلاع است که البته الان به نظر من این مقاومتها کم شده چون اطلاعرسانی زیاد شده است.
فرمودید اجرای این طرح لازم است تا بنگاهها بتوانند در یک فضای واقعی نفس بکشند، اما بنگاههای ما الان در یک بستر بیمارگونه اقتصادی فعالیت دارند که یکی از محورهایی که باید اصلاح شود هدفمندسازی یارانههاست، اما پیش از آن خیلی موارد دیگر که در طرح تحول اقتصادی آمده باید اصلاح شود. به نظر میرسد تا بخشهای دیگر اصلاح نشود در چنین فضایی بنگاههای ما تحت فشار قرار میگیرند؟
این که میگویید بنگاههای اقتصادی ما، تولید ما و تجارت ما در چنین فضایی تنفس میکنند و این فضا فضای مناسبی نیست، درست است اما ما دنبال اصلاح این فضا و بهبود فضای کسب و کار برای آمادگی اقتصادی هستیم.
منتهی اینکه میفرمایید به محض اجرا شدن این قانون اینها دچار چالش میشوند این طور نیست چون بستههای حمایتی که در بحثهای مختلف تهیه شده به نوعی تدبیر شده که کمترین چالش و مشکل برای بنگاهها و مردم و دیگر بخشها ایجاد شود، همان بسته سیاسی که برای تولید تهیه شده هم قیمتهای ترجیحی را برای تولیدکنندهها و بنگاههای اقتصادی پیشبینی کرده هم پیشبینی کرده که هزینه انرژی بنگاههای اقتصادی به شکل اعتبار در اختیارشان قرار بگیرد که اینها در طول سالهای اول احساس نکنند که قیمت انرژی افزایش یافته است.
برای حمایت از بنگاههای تولیدی هم اتفاق میافتد. بنگاهها در مرحله اول اصلا افزایش قیمت انرژی را احساس نمیکنند چون تسهیلاتی به آنها داده میشود که هزینه را از آن محل پرداخت میکنند. دوم قیمتهای ترجیحی برای آنها پیشبینی شده که با قیمت مناسبتری پرداخت را انجام دهند. سوم حمایتهای مختلف انجام میشود که اگر قبلا انرژی خیلی زیادی مصرف میشده در طول یک فرآیند مشخص اقدام به اصلاح خطوط تولید، فرآیندهای تولیدی و بهینهسازی مصرف انرژی بکنند به طوری که مصرف انرژیشان کاهش پیدا کند. پس این فشار در مرحله اول از طریق اعتبارات و قیمت ترجیحی که به آنها تخصیص داده میشود کم میشود و در مرحله نهایی هم با کمکهایی برای بازسازی خطوط و اصلاح فرآیندها و جایگزینکردن تجهیزات فرسوده با تجهیزات نو عملا این فشار از بین میرود.
بنابراین بنگاههای اقتصادی ما در توزیع و تولید این مشکل را احساس نمیکنند. از طرف دیگر صادرکنندگان را داریم که ممکن است تولیدکننده هم باشند. اگر باشند مشمول حمایتهای بسته تولید هستند منتها فقط به خاطر این که صادرکننده هم هستند مشمول حمایتهای صادراتی هم خواهند شد.
برای بخش حمل و نقل هم که به نوعی انرژی و سوخت ارزان استفاده میکند پیشبینی شده که هم تسهیلات بگیرند و هم خدمات تا دچار چالش و مشکل نشود. پیشبینیهایی شده که بخشی از افزایش از طریق افزایش قیمت جبران شود و بخشی از افزایش هم از طریق حمایتهایی که صورت میگیرد، جبران شود. برای صنوف در بستههای حمایتی پیشبینی شده که صنوف هم مشمول حمایتهای مختلف بشوند. ما صنوف توزیعی، تولیدی و خدماتی داریم. در صنوف تولیدی ممکن است یک کوره وجود داشته باشد که مصرف انرژی بالایی دارد این هم مثل آن واحد تولیدی که باید فرآیندش را اصلاح کند باید مصرف انرژیاش را اصلاح کند.
میخواهم عرض کنم که برای تکتک حوزههایی که درگیر هستند فکر شده و آییننامهها و چارچوبهایش به طور مشخص و قابل لمس درآمده و به محض این که اجرای قانون شروع شود عملا قرار است همه این حمایتها از بخشهای مختلف تولیدکننده، صادرکننده، واحد صنفی، کشاورزی و خدمات در همان چارچوبها آغاز شود. برای مردم هم که دوباره در یک فرآیند دیگر از همین الان این جبران شروع شده است.براساس مطالعات و کارشناسیهای مختلف که انجام شده عرض میکنم که الگوی مصرف حداقل 4 دهک اول به لحاظ بهبود وضعیت درآمدشان و افزایش قدرت اقتصادیشان نسبت به گذشته بهتر خواهد شد.یعنی خانوادههای دهکهای اول، دوم، سوم و چهارم و حتی پنجم یارانهها را به صورت مستقیم از حسابهایشان برداشت میکنند که این سبب میشود قدرت و توانمندیشان نسبت به گذشته افزایش پیدا کند (علیرغم افزایش قیمت حاملهای انرژی) اینها از خدمات، تسهیلات و امکانات بیشتری نسبت به گذشته برخوردار میشوند.
بیشتر گزارشها نشان میدهد که خود بخش دولتی بیشترین مصرفکننده حاملهای انرژی هستند.
دستگاههای دولتی هم در قانون پیشبینی شدند یعنی هزینه دولت هم بر اثر هدفمندشدن یارانهها افزایش پیدا خواهد کرد چون قیمت حاملهای انرژی افزایش مییابد. اگر قرار باشد هزینهای برای هریک از ساختمانهای دولت پرداخت شود مبلغش اضافه خواهد شد. این مبلغ از محل 20 درصدی که در قانون پیشبینی شده تامین میشود. چون 20 درصد از درآمدهای حاصل از هدفمندی یارانهها صرف هزینههای دولت میشود. بنابراین هم برای بخش دولتی و هم برای بنگاهها و فعالان اقتصادی، حمل و نقل، کشاورزی، تجارت، صنوف، تولیدکنندگان و... بستههای حمایتی ویژه تعریف شده.
بخش دولتی اعم از نیروگاهها، موسسات و... چند درصد از حاملهای انرژی را مصرف میکند؟
من تفکیک مصرف دولت با بخشخصوصی را ندارم. کلیت را در آن آمار عرض کردم.
به هر صورت حتی یک نیروگاه هم بنگاه تولیدی است. اگر قرار باشد حمایت شود باید مشمول حمایتهای مختلف شود تا دچار مشکل نشود.حتی برای نیروگاهها هم پیشبینی شده که اگر الان بازدهیشان عدد قابل قبولی نیست طی یک زمان مشخص به یک بازدهی قابلقبول برسند که ناکارآمدی در نیروگاهها به مصرفکننده برق تحمیل نشود.
واقعا در این بستهها سعی شده از پتانسیل کارشناسی دولت، دانشگاهها و همه بخشها حداکثر استفاده بشود. یعنی بستهای که تهیهشده چندبار با حضور ذینفعان مختلف، در کمیته کارشناسی و کارگروه تغییر و تحول از ابعاد مختلف مرور شده و در کارگروه اصلی از حوزههای مختلف حضور داشتند، باز هم نگاه و بررسی شده یعنی سعی شده بستههای حمایتی به بستههایی اثربخش، کارآمد و جامعالاطراف تبدیل شوندکه همه ابعاد را دیده باشند، لذا تصور من این است که نه بنگاهها، نه تجار، نه صنوف، نه بخشهای مختلف و نه مردم نباید نگران باشند که اتفاق خاصی خواهد افتاد.
بهتر نبود درآمد آزاد شده به جای این که به صورت نقدی به مردم داده شود وارد بخش سرمایهگذاری میشد و ایجاد درآمد و اشتغال میکرد؟
قطعا این اتفاق میتواند بیفتد یعنی وقتی اقتصاد به وضعیت تعادلی خودش رسید و قیمتها شفاف شد و الگوی مصرف مردم، الگوی تولید و الگوی سرمایهگذاری اصلاح شد این کمکها که به صورت مستقیم میشود میتواند در قالب نظام جامع تامین اجتماعی پوشش داده شود.یعنی اگر ما یک نظام تامین اجتماعی کارآمد و جامع و مناسب داشته باشیم همه حمایتهایی که لازم است از بخشهای مختلف و آسیبپذیر بشود در قالب آن نظام صورت میگیرد. پس نیاز نیست شما به صورت مستقیم این حمایتها را به حسابشان واریز کنید. این نظام جامع تامین اجتماعی در همه کشورها هست حتی کشورهای پیشرفته. در این قانون پیشبینیهایی شده تا به یک نظام جامع تامین اجتماعی برسیم.
در برنامهها از ایجاد نظام تامین اجتماعی همواره صحبت میشود، اما تاکنون موفق نشدیم آن را پیاده کنیم؟
مگر هدفمندی یارانهها جزو برنامهها نبود؟ مگر جزو آمال و آرزوهای 30 ـ 20 ساله نظام نبود؟ الان الحمدلله به آن دست پیدا میکنیم. وزارت رفاه یکی از ماموریتهایش همین است حتی در قانون برنامه پنجم هم پیشبینیهایی شده که ما به یک نظام جامع تامین اجتماعی برسیم که همه بخشها و قشرها بتوانند منتفع شوند و در کشور فردی را نداشته باشیم که مشمول بیمه نباشد.با هدفمندشدن یارانهها آنقدر منابع آزاد میشود که میتوانیم به خوبی در این جهت برنامهریزی کنیم.
اشاره کردید هدف از هدفمندسازی یارانهها شفافسازی قیمت و واقعی کردن آن است و شما به نوعی به نظام بازار اعتقاد دارید طبیعتا با توجه به چنین رویکردی تولیدکننده هم باید براساس هزینه تمام شده قیمت کالا را تعیین کند. باز ما در اینجا تعزیرات را میگذاریم اینها به نوعی با هم تناقض دارند. این را چگونه توجیه میکنید؟
ما الان در نظام بازار نیستیم بنابر این باید برود به سازمان حمایت تا در آنجا برایش قیمت درآورند.
بین 2 واژه باید تمایز قائل شوید یک واژه گرانی و واژه دیگر گرانفروشی که باید بین این دو تفاوت قائل شویم. گرانی ریشه در ساختارهای اقتصادی دارد یعنی اگر نرخ نقدینگی افزایش پیدا کند و اگر قیمت نهادهها افزایش پیدا کند باعث گرانی میشود.اگر چنین اتفاقی افتاده باشد مورد پذیرش است و کاملا منطقی است اما اگر گرانفروشی با هدف سود بیشتر و غیرمنطقی باشد تخلف است.
ما هم که هنوز در فضای رقابتی کامل نیستیم اگر فضای رقابتی کامل ایجاد شود تعزیرات با این شکل و شمایل که شما میفرمایید معنا پیدا نمیکند. آن موقع حتما باید نهادهای حامی حقوق مصرفکننده غیردولتی (NGO) شکل بگیرند و نقش موثر و فعال در نظارت بر قیمت و کیفیت کالا داشته باشند و واقعا حامی حقوق مصرفکننده باشند.
برخی میگویند فضای نظارتی به نوعی پلیسی شده؟
ما اصلا معتقد به فضای پلیسی نیستیم. قاطبه بنگاههای اقتصادی ما، قاطبه اصناف ما و فعالان اقتصادی ما اهل منطق، شفافیت و کمک هستند و فکر میکنم مدافع چنین فضایی هستند که قیمتها شفاف و فضا رقابتی شود و ساختار اقتصادی اصلاح شود. چون اصلاح ساختار اقتصادی به نفع همه است و همه هم همراه هستند منتها ممکن است عده قلیلی بخواهند از این فضا سوءاستفاده کنند. به نظر شما در این شرایط باید با آنها مدارا کرد؟
من اصلا موافق پلیسی کردن فضا نیستم بیش از 90 و چند درصد بنگاهها و صنوف ما کاملا همراه و اهل منطق هستند و علاقهمند هستند که این برنامه بخوبی دنبال شود.حالا ممکن است درصد کمی باشند که علاقهمند نباشند بنابر این باید با آنها برخورد شود و اجازه ندهیم کسانی به خاطر منافع کوتاهمدت خودشان زیان بزرگی را به مردم به جامعه و به اقتصاد وارد کنند. این نیاز به فضای پلیسی ندارد.
سیما رادمنش / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم