پیش از ساخت «خوابهای دنبالهدار» قصد داشتید فیلمی با حضور بازیگران معلول فیلمهای قبلیتان بسازید، ولی گویا شرایط ساخت آن فراهم نشد!
این ایده همچنان وجود دارد، خیلی دلم میخواست بدانم بچههای فیلمهای «رابطه»، «پرنده کوچک خوشبختی» و «بچههای ابدی» بعد از این همه سال الان چه میکنند. فیلمنامهای بر همین مبنا هم نوشته شد و الان به همراه طهماسب صلحجو و فرشته صدرعرفایی مشغول نگارش آن هستیم. خیلی دلم میخواهد بدانم که نقش سینما در درمان بیماریها و شرایط اجتماعی آدمها چگونه میتواند باشد.
در همه ساختههای شما بویژه «خوابهای دنبالهدار»، مسائل روانشناختی پررنگ هستند. چرا؟
من معمولا در همه کارهایم از جامعهشناس، روانشناس و بسته به نوع نگاه فیلم حتی حقوقدان هم استفاده میکنم. خودم هم بشدت به مسائل اجتماعی ـ روانشناختی علاقهمندم و این زمینه در فیلمهای من نمود دارد. به عقیده من همه چیز از درون آدمها شروع میشود و خیلی چیزها از کودکی ما نشات میگیرد و در نهایت همه اینها در یک دورانی خودش را بروز میدهد، چه زشت و چه زیبا و هر چیزی که نهایت انسان از خود نشان میدهد چیزی است که در کودکی آن را کسب کرده است.
خوابهای دنبالهدار در کارنامه فیلمسازی شما نمونه متفاوتی است، ولی با همه تفاوتهایش شباهتهایی نیز با آثار قبلی دارد.
من از ابتدایی که شروع کردهام تا به امروز نگاهم تغییر نکرده است و همیشه روند مشخصی داشته، تقریبا همیشه راجع به آدمهایی بوده که فراموش شدهاند، نادیده گرفته شدهاند یا حتی دیده نشدهاند. نوع روند و روش من طی این سالها تفاوتی نداشته، برای همین هم این شباهت در همه کارهایم محسوس است. من همیشه در ژانر اجتماعی روانشناختی کار کردهام و همیشه هم کودکان در راس این هرم بودهاند.
این فیلم هم مثل دیگر کارهایتان سرشار از پیامهای اخلاقی و هشدارهای اجتماعی است. آیا سینما چنین وظیفهای دارد؟
من اصلا قصد این که بخواهم غلو شده درباره کسی یا چیزی شعار بدهم را ندارم. انسان آنقدر توانمند است که فقط کافی است گاه به گاهی جایگاه او در زندگی را به وی گوشزد کنیم. گفتم من هر کاری را از تحقیق شروع میکنم. مثلا بحث من در فیلم رویای خیس بحث دوران بلوغ بود. کار من مشخص است و من برای نشان دادن هدفم باید به دنبال قصهای بروم که خودش بیانگر مفهوم اصلی قصه باشد نه این که شعارگویی کند. مثلا قطعا یکی از ویژگی نوجوانی که قرار است شخصیتش در فیلم نمایان باشد زودرنج بودن است، پس هدف باید بیانگر این خصیصه باشد نه این که درشتنمایی کند. معمولا در همه فیلمهای من نکات آموزشی و اخلاقی وجود دارد که طی تحقیقاتی به دست آمده، لازم به ذکر است که به هر حال هیچ کاری جدا از تفکر سازندهاش نیست.
«خوابهای دنبالهدار» علاوه بر یک فیلم اجتماعی، فانتری هم هست؟
از فانتزی شروع میشود ولی فانتزی تلقی نمیشود، چون به واقعیت میرسد. خوابهای دنبالهدار ما را با فانتزیهای دوگانه 2 دختربچه از 2 طبقه مختلف جلو میبرد. برای مثال الناز که در اتاقک زیرزمین مترو یک آپارتمان اتاقکی برای خودش درست کرده و در خیالات خود زندگی میکند. این فیلم با هدف نزدیک کردن فانتزی دو دختربچه نهایتا یک قصه را روایت میکند.
فیلم میماند که برای کودکان است یا درباره کودکان. آیا قبول دارید؟
هم برای کودکان است و هم درباره کودکان. وقتی فانتزیهای ریحانه 8 ساله را دنبال میکنیم پس داریم قصهای را برای کودکان روایت میکنیم. به نوعی فیلم درباره کودکان است برای ما بزرگترها، چراکه میخواهد بگوید ما بچهها را ببینید. ببینید ما چه مشکلاتی داریم. الناز میخواهد بگوید چرا از مادرش بدش میآید، چرا پدربزرگش را دوست دارد ولی معلمش را نه و خیلی چراهای دیگر.
یکی از ضعفهای فیلم شما، دوپاره بودن آن است. در نیمه اول با دختری مواجهیم که خوابهای واقعی میبیند و در نیمه دوم دختر معلول قهرمان داستان میشود. در پرداخت قصه بیشتر به کدام یک از شخصیتها فکر میکردید؟
هر دو اینها برایم مهم بودند، چراکه من 2 شخصیت را از 2 نقطه میخواستم معرفی کنم. 2 دختربچهای که یکی درس میخواند و دیگری از درس محروم شده. من میخواستم آنها را با هم پیوند بزنم که در کنار هم قرار بگیرند. از خوابهای دختر اول میخواستم به واقعیت زندگی دختر دوم برسم. آخرسر به این باور میرسند که هر دو باید در کلاس درس بخوانند. هدف من فراتر از این بود که به داستان 2 دختربچه بپردازم. میخواستم با موضوع کودکان به مفهوم عدالت و آموزش به عنوان حق طبیعی هر انسان بپردازم.
در بعضی جاها فیلم براساس عنصر اتفاق پیش میرود. مثلا معلم دقیقا در همان جایی دچار حادثه میشود که شاگرد قدیمیاش هم در آنجا زندگی میکند.
ما میخواهیم به اینجا برسیم. در اپیزود اول معلمی گم میشود و در بخش دوم پیدا میشود در حقیقت تقدیر او را به جایی میکشاند که دختر هم آنجاست. من مفهوم تقدیر را نشان دادم. بخشی از رسالت ما این است که مفهوم ارزشها را نشان دهیم. من میخواهم هر کس را به همراه وظیفهای که دارد نشان دهم.
گفتید در خوابهای دنبالهدار در پی تحریک حس ترحم مخاطب نبودید، اما این اتفاق به نوعی میافتد چون دختر معلول به دنبال جلب محبت دیگران است.
نه این طور نیست. انسان وقتی درون پاکی داشته باشد محبت رویش اثر میگذارد. الناز شخصیتی است که وقتی برای زن اتفاقی میافتد از او نگهداری میکند، میتوانست این کار را نکند. این خصیصه وجودی ذات پاک النازهاست که این گونه به مخاطب معرفی میشود نه اینکه حس ترحم تماشاگر را برانگیزاند.
بازی الناز (با بازیگری زیبا هاشمی) خیلی خوب از کار در آمده، خیلیها فکر میکردند این شخصیت واقعا معلول است.
زیبا هاشمی از هنرجویان من بود و استعداد فوقالعادهای داشت. برای ایفای این نقش به نظرم مناسب آمد و وقتی موقعیت نقش را برایش گفتم بسیار خوب توانست از ایفای آن برآید. زیبا هاشمی به قدری این نقش را خوب بازی کرد که خیلیها را واقعا به شک انداخت.
ولی گاهی اوقات این حس برای مخاطب به وجود میآمد که الناز دارد معلمش را آزار میدهد.
نه دختر معلول میخواهد به زن توجه کند، ولی جنس توجهش از جنس خاصی است.
یکی از نقاط قوت فیلم این است که کودکان منفعل نیستند و خودشان تصمیم میگیرند.
قصد نداشتم نگاه به بچههای داستان ترحمآمیز باشد. جایی برای ترحم نباید وجود میداشت میخواستم به بچهها یاد بدهم که خودشان باید روی پای خودشان بایستند. خودشان باید تلاش کنند تا ارتقا پیدا کنند.
انتخاب بازیگران فیلم هم به خوبی انجام گرفته، از همکاریتان با نقشهای اصلی بگویید.
این همکاری دوم من با پانتهآ بهرام بود، او نقشش را خیلی خوب فهمید. فرشته صدر عرفایی به واقع درخشان ظاهر شد و علیرضا خمسه که این بار به نقش یک پلیس جدی البته با یک کودک درون قوی ایفای نقش کرد.
با این حساب خودتان هم باید کودک درون قوی داشته باشید.
کودکی را دوران طلایی میدانم. خیلی وقتها سعی کردهام مثل بچهها خیلی چیزها را جدی نگیرم و از خیلی چیزها ناراحت نشوم. دنیای کودکان دنیای ساده و بیآلایشی است. اینجاست که حتی مفهوم رویاهای صادقه کودک بیان میشود. یادمان باشد خیلی وقتها خیلی از این چیزها را فراموش میکنیم. ما در برابر چیزی که خود آن را به وجود آوردهایم مسوولیم و نمیتوانیم رهایش کنیم.
از کار بعدیتان برایمان بگویید.
«هیس... دخترها فریاد نمیزنند»، کاری است در رابطه با آسیبهای اجتماعی و دختران جوان که امیدوارم زودتر ساخت آن را شروع کنم.
و سخن آخر.
امیدوارم فیلم دیده شود و حرف فیلم به خوبی شنیده شود. فکر کنیم و اگر جایگاه انسان را جایگاه بالا و والایی میدانیم باید این کمبودهای اجتماعی دیده شود. کاری کنیم همه بتوانند در یک سطح زندگی کنند و اجازه ندهیم فقر فرهنگی جایی را برای عرصههای بزه و بزهکاری باز کند.
شبنم مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم