چاقی فرزندان‌؛ ‌مشکل مادر‌

کد خبر: ۳۶۷۵۴۷

تابستان شروع شد؛ فصل تعطیلات، اما این بار رنه تصمیم گرفته بود سال تحصیلی آینده با وضعیتی جدید شروع شود. با این‌که پسرها همیشه با این موضوع مشکل داشتند، اما چاقی آنها می‌توانست مشکلات دیگری را هم برای آنها ایجاد کند؛ مشکلاتی که بچه‌ها در این سن و سال زیاد هم از آن آگاه نبودند. بعلاوه سایر بچه‌ها در مدرسه آنها را مسخره می‌کردند. برای همین رنه دوست داشت که در سال تحصیلی جدید، وضعیت آنها تغییر کند. او می‌دانست که این مشکل همه اعضای خانواده است و نمی‌خواست بیش از این ادامه پیدا کند.

«نگران بودم، چون دیگر حتی شنیدن کلمه چاقی هم مرا می‌ترساند.»

رنه حق داشت نگران باشد. کارشناسان بهداشت بارها هشدار داده بودند: نوشیدن نوشابه‌های گازدار، تماشای بیش از حد تلویزیون و نشستن طولانی‌مدت پای بازی‌های رایانه‌ای، عاداتی رایج میان پسران 6 تا 19 سال است.

گرت و ناتانیل هم جزو همین بچه‌ها بودند. آنها هم از چاقی رنج می‌بردند. وزن و حجم بدنی آنها به نسبت سن‌شان بسیار زیاد بود.

چاقی زنگ خطری است که پدر و مادرها باید به آن توجه کنند. پس رنه هم باید کاری می‌کرد؛ کاری که موثر باشد و بتواند تغییری اساسی در زندگی آنها ایجاد کند.

پس دست به کار شد. از همسرش کمک خواست و خوشبختانه او هم در این کار رنه را تنها نگذاشت. در حقیقت همه اعضای خانواده عزمشان را جزم کردند تا این مشکل هرچه زودتر حل شود.

مادر تصمیم گرفت تغییری اساسی در برنامه روزانه و شیوه زندگی خانواده ایجاد کند.

ورود انواع نوشابه به خانه ممنوع شد. مصرف غذاهای آماده در خانواده کاهش یافت و تنقلاتی با چربی زیاد به طور کامل از برنامه غذایی آنها حذف شد. از آن به بعد یخچال پر از میوه و سبزیجات بود. بنابراین هر کسی گرسنه می‌شد، چیزی جز میوه و سبزیجات پیدا نمی‌کرد. در ضمن هر شب و بعد از شام، همه با هم برای پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری بیرون می‌رفتند.

با این همه سعی و تلاش و تغییرات، تصورش را بکنید تابستان آن سال با بقیه سال‌ها چقدر تفاوت داشت. گرت به کلاس پنجم می‌رفت و ناتانیل کلاس دوم؛ اما امسال هر دوی آنها لاغرتر و قد‌بلندتر به نظر می‌رسیدند. علاوه بر این، سایز آنها هم در این مدت تغییر نکرده بود؛ لباس‌های سال قبل هنوز اندازه‌شان بود.

ـ «گرت از گذشته شادتر است و اعتماد به نفس بیشتری نیز به دست آورده، او حالا دوستان بیشتری دارد و بچه‌ها کمتر سربه‌سرش می‌گذارند.»

ناتانیل هم خوشحال بود. همکلاسی‌هایش دیگر او را خپل صدا نمی‌کردند.

هر دو پسر شاد و خوشحال بودند. رنه هم که جای خود را دارد. هم از شادی بچه‌ها خوشحال است و هم از این‌که آنها را سالم‌تر می‌بیند.

رنه مادری 42 ساله است که به کمک همسرش توانست آنچه لازم بود را برای بچه‌ها انجام دهد. امروز هر دوی پسرها در حال کاهش وزن هستند. به این ترتیب آنها قدبلندتر هم به نظر می‌رسند. ابتدا هر دوی بچه‌ها مقاومت می‌کردند.

همیشه در مغازه، رنه مجبور می‌شد به آنها یادآوری کند که نمی‌توانند هر چیزی را بردارند؛ اما کم‌کم همه چیز عوض شد. پس از گذشت چند هفته همه چیز آرام‌تر شد. آنها خودشان هم متوجه اهمیت موضوع شدند و همکاری کردند. حالا همه چیز بخوبی پیش می‌رود. آنها هر روز از روز پیش شرایط بهتری دارند.

زهره شعاع
منبع:Msnbc.msn.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها