نکته روز

آتش منتظرمان است؟

چه خوب است که در زاهدان دیر به دیر باران می‌بارد، 2روز پیش اگر باران باریده بود، تن پسرک، زیر آن همه خاک لابد خیس می‌خورد و مادرش پریشان‌تر می‌شد. چه خوب است که پسرک، با گاز حاصل از آتش‌سوزی جان داده است و آتش، تنش را نسوزانده است وگرنه چه حالی می‌شدند خانواده‌اش وقتی جسم ضعیف و زغال شده طفلک‌شان را می‌دیدند!
کد خبر: ۳۶۶۶۰۸

حالا، این طوری، با خفه شدن بر اثر گازگرفتگی، پسرک اصلا مرده به نظر نمی‌رسد، بیشتر شبیه پسری زنده است که دست‌های کوچکش را روی سینه گذاشته و خیلی آرام خوابیده است اما بالاخره که باید خاکش کرد، حقیقت را که نمی‌شود پنهان کرد، حقیقت مثل بوی جسد بسرعت منتشر می‌شود و شاید خیلی، خیلی زودتر از آن؛‌ حقیقتی که می‌گوید ساعت 2/30 بامداد شب شانزدهم آبان، سیم‌های برق مدرسه راهنمایی شبانه‌روزی چاه رحمان بخش نصرت آباد زاهدان اتصالی کرد و باعث آتش‌سوزی شد و دود آن، 14 پسر بچه را دچار خفگی کرد و یکی از آنها را نیز کشت؛ حقیقتی که می‌گوید بیشتر مردم آن روستا به شدت محروم و فقیر هستند و نمی‌توانند مدرسه را ـ که بیشترش ویران شده است ـ بازسازی کنند،‌ حقیقتی که حرف‌های نماینده مردم خاش، نصرت آباد، میرجاوه و کورین را بارها و بارها تکرار می‌کند که سالن یازده در چهار متری خوابگاه این مدرسه، برای نگهداری 40 پسربچه، نامناسب و کوچک بود و دلیل اصلی مرگ پسرک، غیراستاندارد بودن فضای خوابگاه بوده است.

نماینده مردم این منطقه، روز گذشته در گفت‌وگویی با یکی از خبرگزاری‌ها اعلام کرد مسوول آموزش و پرورش منطقه و مسوول خوابگاه مدرسه را در مرگ پسربچه مقصر می‌داند و برخلاف او، مردم عادی، معتقدند مقصران اصلی این حادثه، همه آن مسوولانی هستند که سال‌هاست در آموزش و پرورش به گوش والدین نگران می‌خوانند مدارس شهرستان‌ها، وضعیت بهتری از مدارس تهران دارند و بیشترین مدارس نامناسب در تهران هستند و به این ترتیب، پرونده مدارس نامناسب در شهرستان‌ها را مختومه کرده‌اند تا از شر هزینه‌های کلان مناسب‌سازی‌شان خلاص شوند. اما مگر پیدا کردن مقصر واقعی، چیزی را عوض می‌کند؟ مگر پسربچه خنده‌روی زاهدانی زنده می‌شود؟ پسرکی که حتی اسمش هم در جایی ذکر نشده است، لابد حالا دقیقا مثل یک پسر زنده به نظر می‌رسد با این تفاوت که زیر یکی دو متر خاک، با رنگی کبود، در ملحفه‌ای سپید پیچیده شده است و انتظارش برای شنیدن صدای زنگ ساعت و بیدار شدن و سر کلاس رفتنش، تا قیامت طول می‌کشد.

آتشی که هفته گذشته دودش پسرک بدون اسم زاهدانی را خفه کرد، همان آتشی است که چند سال پیش، در مدرسه روستای سفیلان، غوغا کرد و 13 کودک را زنده زنده، زغال کرد و مدتی بعد، در مدرسه‌ای از روستای درودزن، 8 کودک دیگر را طوری سوزاند که خودشان هم از نگاه کردن به صورت‌شان در آیینه‌ها بترسند اما این آتش، هر چقدر سوزان باشد، احتمالا از آتش جهنمی که خداوند وعده آن را به گناهکاران داده است، سوزنده‌تر نیست و آیا بی‌توجهی به کودکان مناطق محروم، گناه محسوب نمی‌شود؟ آیا آتش منتظرمان است؟

مریم یوشی‌زاده / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها