اما گاهی این بدبینی و زود قضاوت کردن طوری حالت بیمارگونه به خودش میگیرد که همه آدمها را از دور و برمان فراری میدهد و دیگر کسی حاضر نیست با ما معاشرت کند. این حالت گاهی اوقات در ما طوری است که وسط حرف زدن طرف مقابلمان، حرفش را قطع میکنیم و شروع به پرخاش کردن و گفتن حرفهای بیربط میکنیم یا نه برعکس سکوت میکنیم و در آرامش از هر حرفش یک چیزی در میآوریم که خودش در خواب هم چنین فکری را نداشته. مثلا همین که طرف وارد میشود با دیدن ظاهرش به خودمان اجازه میدهیم که هر فکری که دلمان میخواهد راجع بهش بکنیم. این قضاوت بیرحمانه گاهی فرصت دوستیهایی را ازمان گرفته که شاید بهتر از آن دیگر برایمان اتفاق نیفتد و شاید اگر کمی صبر میکردیم به ما ثابت میشد که اشتباه میکنیم. بنابراین برای این هفته پیشنهاد میکنیم اگر در این موضوع حالتان خیلی حاد است به پزشک مراجعه کنید اما اگر میتوانید خودتان را اصلاح کنید که پیشنهاد ما همین است. برای درمان این بدبینی و قضاوت سریع (هرچند گاهی سخت است) درباره آدمها کافی است با خودتان فکر کنید که از بقیه برتر نیستید و بیخودی خودتان را بالا نبرید و بقیه را پایین بیاورید. همین که بفهمید نباید اعتماد به نفس کاذب داشته باشید خودش خیلی از مشکلات را حل میکند. مساله دیگری که باید برای اصلاح خودتان انجام دهید این است، قبل از اینکه درباره بقیه فکر کنید یا بقیه را هم در فکرتان سهیم کنید یک بار با خودتان ببینید که فکرتان منطقی است و اگر به جای طرف مقابلتان بودید دوست داشتید که کسی دربارهتان چنین قضاوت بی رحمانهای را مرتکب شود یا نه. بعضیوقتها میتوانید آن بخش از قضاوتهای نادرستتان را که میدانید با مطرح کردنشان صدمهای به رابطه تان نمیزند و حتی به شما کمک میکند که درباره بقیه بهتر فکر کنید با طرفتان درمیان بگذارید و اجازه بدهید که بقیه با حرفهایشان، قضاوت نادرست شما را اصلاح کنند و دیدتان را تغییر دهند. خلاصه اینکه اگر عجول نباشید و اجازه بدهید که بقیه خودشان را به شما ثابت کنند هم به نفع خودتان است و هم اینکه بعدا از فهمیدن واقعیت و اصل حقیقت کمتر جا میخورید و کمتر دچار عذاب وجدان میشوید.