حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از اواخر دوران قاجار، به موازات آشنایی با تمدن غرب و تلاش برای علتیابی عقبماندگی اقتصادی و فرهنگی کشور، گرایشی به تجلیل و احیای گذشته باستانی و تمدن پیش از اسلام ایران پدید آمد. منادیان این تفکر، به اشتباه گمان میکردند که حضور تاریخی اعراب در ایران و بسط فرهنگ سامی از دلایل ناکامیهای جامعه ما است به همین خاطر به جای پرداختن به جنبههای مثبت فرهنگ ایرانی با شرح جنگها و کشورگشاییهای سلسلههای قبل از اسلام و ترسیم ابعاد و اندازههای کاخهای مجلل شاهان، ارزش تمدن گذشته را با عرض و طول جغرافیایی سنجیدند. این نوع ارزشگذاری که چیزی فراتر از بزرگداشت طبیعی هر ملت برای تاریخ گذشته خویش بود، باستانگرایی مفرط یا شیفتگی به گذشته خوانده شد.
تشدید موج باستانگرایی و انشقاق مبانی هویت ایرانی و اسلامی در دوران رضاشاه موج ملیتگرایی افراطی را به راه انداخت که هدفی جز مقابله با اسلام و رویارویی با باورهای دینی مردم، نداشت. ملیتگرایی افراطی و شوونیسم که پس از فتوحات ناپلئون در فرانسه آغاز شد از مختصات جامعه اروپایی بود و مروجان این تفکر بدون در نظر گرفتن جغرافیای زمانی و مکانی آن به اشاعه چنین تفکری در ایران پرداختند. بررسی ابعاد این مسئله نشان میدهد که این جریان فکری، بررسی درستی از عوامل متعدد همبستگی جامعه ایرانی نداشتند و در این ارزیابی، جایگاهی برای دین و ایدئولوژی که یکی از عوامل موثر همبستگی مردم و هویت ملی و جمعی ایرانیان و سایر ملتهای مسلمان است، در نظر نگرفتند. بدیهی است که دوستی و حب وطن حتی در نگاه دینی و مذهبی به مصداق «حبالوطن منالایمان»، ناشی از ایمان و دیانت است. اما هدف از ترویج ناسیونالیسم و ملیتگرایی در کشورهای اسلامی، ایجاد تفرقه، اختلاف و جدایی میان ملتهای اسلامی بود. چنین رویکردی البته در برخی از محافل دینی باعث شد تا هر گونه پرداختن به تاریخ و فرهنگ قبل از اسلام نوعی باستانپرستی تلقی شود. باید در نظر داشت که میانهروی در هر کاری و پرهیز از افراط و تفریط شرط عقل است. گفتگو پیرامون جنبههای فرهنگی ایرانیان قبل از اسلام همراه با دوری از ملیتگرایی در کنار سایر عوامل چون دین، عقیده، زبان مشترک و ... میتواند به همگرایی ملی بینجامد.
دادههای نظری و تجربی ما را به این نتیجه میرساند که وفاداری افراد هر جامعهای به وطن در تکوین هویت ملی آنان نقش دارد. این مسئله باعث شده که بسیاری از طوائفی که در ایران زندگی میکنند علاوه بر برخورداری از هویت قومی، به سرزمین، تاریخ و فرهنگ ایران تعلق خاطر احساس کنند و این حس وفاداری در مواقع بحرانی و در برابر عوامل تهدیدکننده هویت ملی از سوی بیگانگان، به صورت نوعی بازگشت به خود و مقاومتها و مبارزات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی تجلی پیدا میکند. نتیجه این که ایران بدون در نظر گرفتن اعتقاد و التزام به اسلام برای علاقه مندان به هویت ملی مفهومی غیر قابل باور است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....