حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
درسته که سیستم کمونیستی چین در چند دهه گذشته از اقتصاد آزاد اقتباس کرده ولی هنوز تصمیمهای مهمی چون سیاستهای ارزی و محدودیت تک فرزندی توسط حکومت مرکزی اعمال میشه (به میزان آزادیهای سیاسیکاری نداریم). بهانه هم این بوده که باید با تقویت صادرات اشتغال ایجاد کرد و همزمان رشد جمعیت را کنترل کرد تا نانخورها کم شوند. این دید کنترلی که باید در مورد بچهدار شدن ملت هم حزب کمونیست تصمیم بگیره (هرچند ظاهرا به نظر میاد تصمیمی است که به نفع جامعه گرفته شده) باعث خواهد شد تغییراتی در هرم جمعیتی به وجود بیاد. هم اکنون تعداد افراد خارج از بازار کار (عمدتا کودکان و بازنشستگان) حدود 40 درصد کل جمعیته ولی در این نسبت روند صعودی داره میگیره و در 30 سال آینده به 60 درصد خواهد رسید. برخلاف هند که این نسبت 55 درصده و روند نزولی را داره طی میکنه. زمان ایندیرا گاندی که به سیاستهای آزادی در اقتصاد کمتر اعتقاد داشت زمزمههای کنترل جمعیت به برکت سیستم دموکراتیک هند در نطفه خفه شد. هرچند هند از رشد اقتصادی کمتری نسبت به چین برخوردار بوده ولی به نظر میرسه که آینده بهتر و باثباتتری نسبت به چین داشته باشه. اما برگردیم به سیاست ارزی چین. این درسته که چینیها با سرمایهگذاری دلارهای حاصل از صادرات در آمریکا باعث شدند که یوان تقویت نشده و با حفظ تراز مثبت تجاری با آمریکا رشد خودشان را تضمین کنند ولی این نحوه دخالت در بازار در نهایت چه عواقبی خواهد داشت؟ اولا که دولت چین به خاطر فضای بسته سیاسیاش نگران بحرانهای اجتماعی است. هم اکنون میلیونها چینی در کارخانجاتی مشغول کارند که محصولاتشان به آمریکا صادر میشود و تقویت 20 درصدی یوآن کافی است که میلیونها نفر را بیکار کنه و باعث بحرانهای اجتماعی بشه. برای همین سران چین ناگزیر هستند که سیاست فعلی را ادامه دهند والا سیستم بسته سیاسی با بحران جدی مواجه میشه. خب اگر همین سیاست را ادامه دهند چه اتفاقی میفته؟ چین تا حالا دو تریلیون دلار در آمریکا سرمایهگذاری کرده و باید به همین کارش ادامه بده که دیگه خوشایند آمریکا نیست. دولت آمریکا هم به برکت جنگ عراق و هزینهتراشیهای اوباما داره کسری بودجهاش بزرگتر میشه و کمکم به این فکر میفته که مثل ورشکستهها بگه که قرض چین را نمیدم. به همین سادگی! ممکنه بگین این مساله به اعتبار اقتصادی آمریکا لطمه میزنه. خب بزنه. ممکنه ارزشش رو برای آمریکاییها داشته باشه! یا باید تن به تورم داخلی بدن و به مردم خودشون فشار بیارن یا به چینیها. آن وقت میشه دید که دخالتهای ارزی دولت چین باعث شده تریلیونها دلار از ثروتشان به جیب آمریکاییها بره. این هم یه جور فیدبک بازار آزاده تا درسی باشه تا کسی که تو سیستم بازار آزاد خیلی دخالت نکنه!
خلاصه این دو غول اقتصادی تو مسیر بدی افتادن. البته در دعوای بدهکار و طلبکار این بدهکاره که دست بالا داره. شاید بحران حاصل از این دعوا نشون بده که سیستم سیاسی بستهای که اقتصاد بازار آزاد پیشه کرده نمیتونه در دراز مدت پایدار بمونه. همان طور که در شیلی پینوشهای که سیاستهای باز اقتصادی پیشه کرد مجبور شد قدرت را ول کنه، سیستم کمونیستی چین هم ممکنه با به بنبست رسیدن مجبور بشه از قدرت کنارهگیری کنه.
وبلاگ خاکریز اقتصاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....