یاد

ناگفته‌هایی از سردار وحدت

26 مهر ماه اولین سالگرد شهادت سردار شهید نورعلی شوشتری ـ جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه و فرمانده قرارگاه قدس زاهدان ـ و جمعی از فرماندهان سپاه به همراه تعدادی از سران و معتمدان طوایف و مردم بی‌گناه اهل سنت منطقه سیستان و بلوچستان در جنایت تروریستی منطقه‌ پیشین است که برای تدارک برگزاری « نشست وحدت » گردهم آمده بودند. به همین مناسبت محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که در ایام جنگ تحمیلی، فرماندهی کل سپاه پاسداران را به عهده داشت و از جمله افرادی است که ارتباط کاری و عاطفی با شهید شوشتری داشته، در دیدار با خانواده این شهید، ناگفته‌هایی از رشادت‌های او را بیان کرده است: در عملیات والفجر 3 (که در مهران انجام شد) جنگ بسیار سختی برای آزادسازی مهران صورت گرفت. دشمن برای نگهداری یک تپه، مقاومت بسیاری از خود نشان می‌داد و سرهنگی به نام جاسم (از نیروهای عراقی) تلاش فراوانی برای حفظ این تپه از خود نشان می‌داد و مدت‌ها بود که وقت نیروهای ما گرفته شده بود.
کد خبر: ۳۶۱۳۲۵

ما حملاتی را برای به دست آوردن این تپه آغاز کردیم، اما آنها مقاومت سختی نشان می‌دادند. شهید شوشتری، خودش را بالای تپه رساند و وارد سنگر دشمن شد، اما متوجه شد که مهماتش تمام شده است. در این هنگام، جنگ سرنیزه و تن به تن آقای شوشتری با سرهنگ جاسم صورت گرفت و با کشته شدن سرهنگ جاسم، این تپه نیز آزاد شد و عملیات مهران، با موفقیت به پایان رسید.

پس از پایان جنگ نیز ایشان به دلیل همان قابلیت‌ها، به رشد چشمگیری دست یافت و توانست به جانشینی نیروی زمینی سپاه منصوب شود.

پیش از آن، فرماندهی قرارگاه حمزه ـ در شمال غرب کشور ـ را عهده‌دار و در ایجاد آرامش در آن منطقه، بسیار مؤثر بود. این فرمانده لایق، پس از آن‌که شهید احمد کاظمی او را به جانشینی خود در نیروی زمینی سپاه انتخاب کرد، تلاش‌های بسیار خوبی انجام داد.

پس از شهادت کاظمی، وقتی قرار شد شهید شوشتری به جنوب شرق برود و در منطقه سیستان و بلوچستان، امنیت پایدار را پدید آورد ـ با وجود آن‌که سال‌ها بود حضور مستمری در کنار خانواده نداشت و فرزند ایشان، بزرگ و مستقل شده بود و نیز با وجود سن بالا، پذیرفتن چنین مأموریتی کار سختی به نظر می‌آمد ـ درنگی کرد و سپس پذیرفت.

بعدها وقتی از ایشان پرسیده بودند که تأمل شما برای چه بود، گفته بود: من به ذهنم آمد با این همه نیازی که خانواده‌ام به من دارند، باید چه کنم؟ آن لحظه چهره امام جلوی صورتم آمد و من دریافتم که باید این کار را قبول کنم...و به جنوب شرق بروم....

به هر روی، ایشان برادری فداکار و انسانی متواضع بود. از آنجا که هر یک از فرماندهان ما، یک خصلت اخلاقی مخصوص به خود داشتند، تواضع شهید شوشتری، ایشان را بسیار برجسته کرده بود.سن ایشان بالا بود و گاه فرماندهان شهید شوشتری، از خودش جوان‌تر بودند، اما هیچ‌ گاه به رویش نمی‌آورد که سنش از بقیه بالاتر است و نباید حرف کسی را گوش کند. به حرف فرماندهانش احترام می‌گذاشت و از مشورت آنها استفاده می‌کرد و هیچ‌‌گاه سن خود را به رخ کسی نمی‌کشید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها