حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
طی دوران رونق اخیر آمریکا خیلیها متوهمانه تصور میکردند که با خریدن سهام یکدیگر میتوانند ثروتمند شوند.
هرچند آن رویاها بر باد رفته، اما سرچشمه امید همواره جوشان و لایتناهی است. سرمایهگذاران به امیدواری بزرگی دل بستهاند: بازارهای نوظهور. مدیران صندوقهای مالی در 20 سال اخیر توجه ویژههای را به بازارهای نوظهور معطوف داشتهاند.
این کشورها از مزایایی همچون نرخ بهره بالاتر و جمعیت جوان و شاداب برخوردار بوده و بازارهای بورس آنها در سطح جهان کمتر شناخته شده است. خرید سهام در بازارهای نوظهور مانند خرید سهام در آینده است.
برای مثال، موسسه گلدمن ساچ پیشبینی کرده است که ارزش کل سرمایه بازارهای نوظهور از 14 تریلیون دلار فعلی به 80 تریلیون دلار در سال 2030 خواهد رسید و سهم آن از کل تشکیل سرمایه جهان از 31 به 55 درصد افزایش خواهد یافت.
برآورد گلدمن نشان میدهد حتی با وجود عرضه سهام جدید، بازدهی سالانه این بازارها 9.3 درصد خواهد بود که بسیار بیشتر از 4 درصد پیشبینی شده برای بازارهای توسعه یافته است. اما تجربه نشان میدهد سرمایهگذاران باید از تصمیمات بیمحابا اجتناب کنند.
البته اوایل دهه 1990 هم چنین استدلالهایی مطرح میشد. در فاصله سالهای 1991 تا 2000 بازدهی بازارهای نوظهور فقط 38 درصد بود؛ این در حالی است که طی همین مدت بازارهای کشورهای توسعه یافته به سرمایهگذاران خود، 171 درصد بازدهی دادند، اما از اواخر سال 2000 بازارهای نوظهور دارایی سرمایهگذاران خود را 4 برابر کردند.
الروی دیمسون، پل مارش و مایک استانتون از مدرسه اقتصاد لندن، اطلاعات 17 بورس دنیا را از سال 1900 جمعآوری و بررسی کردهاند. آنها با استفاده از آزمونهای متعدد به این نتیجه رسیدهاند که هیچ همبستگی میان نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سرانه یک کشور و بازدهی بازارهای (سهام) آن وجود ندارد.
علت این نتیجهگیری به ظاهر غیرمنطقی چیست؟ یک توجیه میتواند آن باشد که بازار بورس، آینه تمامنمای یک اقتصاد نیست.
بسیاری از شرکتها اصلا سهامی نیستند. خیلی از شرکتهایی هم که سهامشان در بورس عرضه شده، ممکن است به لحاظ قیمتی به حد اشباع برسند یا این که از نرخ رشد پایینی برخوردار باشند یا ممکن است بخش قابلملاحظهای از ارزش بازار در اختیار یک صنعت باشد. برای مثال در سال 1900 والاستریت آمریکا عمدتا در اختیار سهام شرکتهای حمل و نقل ریلی بود.
دلیل دیگر آن است که رشد اقتصادی کشورها ممکن است مانند رشد بورسها عمل کند، به این معنا که عملکرد مطلوب در یک دوره انتظارات از بازار را بشدت افزایش دهد و در نتیجه بازدهی که در دوره بعد اتفاق میافتد، رضایت لازم را حاصل نکند.
آیا این مرحله فرارسیده است؟ یک حساب سرانگشتی در فاصله سالهای 1999 تا 2007 تا قبل از آغاز سقوط قیمتها نشان میداد که قیمت سهام در بازارهای نوظهور که با سودهای چند برابری نسبت به همتایان توسعه یافته خود مورد مبادله قرار میگرفت، به نظر گران میرسید، اما اکنون قیمت در این بازار نسبتا پایین است.
بازارهای نوظهور هم در معرض چرخههای رونق و رکود هستند. آنها در 20 سال اخیر 3 بار کاهش بیش از 25 درصدی ارزش سهام و 5 بار بازدهی بیش از 50 درصدی در سال را تجربه کردهاند.
بخش زیادی از این نوسانات به خاطر فعالیت سرمایهگذاران بینالمللی بوده است چراکه آنها گاه نسبت به بازار امیدوار شده و در آن سرمایهگذاری میکنند و گاه با اجتناب از ریسک از بازار خارج میشوند در نتیجه بازار متلاطم میشود.
به نظر میرسد دوران دیگری از رونق و تشکیل حباب برای این بازارها در راه است. مراحل تشکیل حباب به این صورت است که ابتدا یک دگرگونی مالی ایجاد میشود که به دنبال آن افزایش ارزش بازار و خلق اعتبار و سپس رضایتمندی حاصل از این افزایش ارزش اتفاق میافتد.
دگرگونی نزدیک به زمان فعلی میتواند بحران مالی سال 2008 ـ 2007 باشد که نقدشوندگی بازارهای توسعه یافته را بشدت کاهش داد. در حالی که دولتها در کشورهای توسعه یافته تلاش میکردند بانکها را سرپا نگهدارند، بدهی عمومی آنها بشدت رو به افزایش نهاده بود.
این در حالی است که دولتهای صاحب اقتصادهای نوظهور نرخ بدهی به تولید ناخالص داخلی بسیار کمتری نسبت به کشورهای توسعه یافته دارند. به نظر میرسد قدرت اقتصادی در حال انجام یک چرخش سرنوشتساز است.
متعاقب بحران فوق، نرخ بهره در کشورهای توسعه یافته بشدت کاهش یافت. این پدیده هم البته در احیای پرداخت تسهیلات در کشورهای توسعه یافته تاثیر زیادی نداشت، اما در عوض سرمایهگذاران غربی را به خرید داراییهایی با بازدهی بالاتر مانند سهام کشورهای در حال توسعه تشویق کرد.
براساس گزارش یک موسسه تحقیقاتی، امسال 45 میلیارد دلار سرمایه خارجی وارد بورسهای اقتصادهای نوظهور شده است. به این ترتیب نرخ بازدهی پایین در کشورهای توسعهیافته، خلق اعتبار را در کشورهای در حال توسعه گسترش خواهد داد.
نهایتا افزایش قیمت داراییها به واسطه پولهای ارزان قیمت، رضایتمندی سرمایهگذاران را به دنبال خواهد داشت. به دلیل چشمانداز کمبازده بازارهای توسعه یافته سرمایهگذاران چاره ندارند جز آن که در این راهگام بردارند. کمترین مزیت بازارهای نوظهور نسبت به بازار سهام دات کام استحکام و اطمینان بیشتر آنهاست.
اکونومیست
مترجم : حسین اسدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....