نماینده دادستان، متهم و ولی دم درباره یک‌ قتل توضیح می‌دهند

جنایت یا دفاع از همسر

قتل یک راننده اتهامی است که باعث شده جوانی به نام شهرام از 2 سال پیش پشت میله‌های زندان بماند. او و لیلا نامزد بودند که درگیری شدیدی بین آنها به وجود آمد و این دعوا به قتل یک راننده انجامید. شهرام چند هفته پیش در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد و در انتظار رای دادگاه است.
کد خبر: ۳۵۸۳۱۹

سیدرضایی، نماینده دادستان تهران درباره این پرونده می‌گوید: این پرونده 2 سال قبل تشکیل شد، زمانی که به پلیس ورامین خبر دادند مردی بر اثر اصابت ضربه چاقو مجروح شده است.

وقتی پلیس در محل حاضر شد، زن و مردی جوان آنجا ایستاده بودند که مدعی شدند با راننده پیکان سواری درگیر شده‌اند. مرد مجروح به بیمارستان منتقل شد و سرانجام جان خود را از دست داد. پلیس زن و مرد جوان را مورد بازجویی قرار داد. یافته‌ها حاکی از آن بود که قاتل شهرام است. او خودش به این قتل اعتراف کرد و گفت تصور می‌کرد مرد راننده قصد ربودن همسرش را داشته و به همین دلیل هم با چاقو او را زد.

شهرام مدعی است اول مرد راننده با چاقو به او حمله کرد، سپس او چاقو را از آن مرد گرفت و ضربه‌ای به او زد.

سید رضایی ادامه می‌دهد: شهرام قصد دارد موضوع دفاع مشروع را مطرح کند اما این دفاع شرایطی دارد که باید رعایت شود. مقتول قصد قتل شهرام را نداشت، او چاقو را برای تهدید بیرون آورد و شهرام نیز چاقو را گرفت و به او حمله کرد.

ضمن این‌که شاید مقتول می‌خواست به زن جوان که نیمه شب در خیابان راه می‌رفت و گریه می‌کرد، کمک کند. شاید هم تصورش این بود که زن جوان به کمک احتیاج دارد و می‌خواست او را به پلیس برساند. اما شهرام او را کشت. به نظر من ادعای دفاع مشروع درست نیست.

شهرام می‌توانست به ماموران خبر بدهد و از آنها کمک بخواهد‌. اگر دسترسی به پلیس امکانپذیر نبود، می‌توانست با آن مرد حرف بزند و مشکل را حل کند، باز هم اگر امکان این کار وجود نداشت، می‌توانست ضربه را به جایی بزند که مرد راننده کشته نشود، اما او ضربه را به قلب مرد جوان وارد کرد. اگر مرد راننده کاری کرده بود، باید قانون در مورد او تصمیم می‌گرفت، اما شهرام اجازه نداد این اتفاق بیفتد و او را به قتل رساند.

نماینده دادستان تهران ادامه می‌دهد: شهرام بعد از این‌که ضربات چاقو را بر بدن مقتول وارد کرد، لاستیک‌های ماشین او را پنچر کرد تا مبادا مرد راننده درخواست کمک کند، اینها همه نشان می‌دهد که او قصد قتل داشت و نه دفاع از خودش.

دفاع از همسر

شهرام گفته‌های نماینده دادستان را قبول ندارد و می‌گوید، او به قصد قتل جلو نرفت و فقط برای این‌که بتواند از همسرش دفاع کند با مرد راننده درگیر شد.

حادثه چطور اتفاق افتاد؟

من مقتول را نمی‌شناختم و تا زمانی که پلیس نیامده بود، اصلا چهره او را بدرستی ندیده بودم. همسرم داشت کنار جاده راه می‌رفت و من به دنبال او بودم که متوجه شدم مرد راننده جلوی او را گرفت، لیلا به او اعتنایی نکرد و راه خودش را ادامه داد اما راننده همین طور سرعتش را کم می‌کرد و حرف‌هایی به همسرم می‌زد، من متوجه نبودم چه می‌گوید اما واکنش‌های همسرم نشان می‌داد که این حرف‌ها رکیک است. یکدفعه مرد جوان ایستاد و پیاده شد و به سمت همسرم رفت، احساس کردم می‌خواهد به لیلا آسیبی برساند، خیلی سریع خودم را به آن مرد رساندم. با چاقو او به من حمله کرد و من هم برای این‌که بتوانم جلویش را بگیرم چاقو را از دستش گرفتم.دوباره حمله کرد و من هم یک ضربه به او زدم .

چرا همسرت تنها در خیابان راه می‌رفت؟

من با همسرم درگیر شده بودم. لیلا عصبی بود و ساعت 12 شب از خانه خارج شد و تنها به راه افتاد و من هم پشت سر او رفتم تا راضی‌اش کنم به خانه برگردد.

درگیری شما بر سر چه بود؟

یک سال و نیم بود که نامزد کرده بودیم اما به خاطر مشکلات مالی‌‌ نمی‌توانستم همسرم را به خانه‌ام ببرم، چاره‌ای نبود، ما باید تحمل می‌کردیم. آن شب که از سر کار برگشتم، همسرم به من گفت به خانه پدرش بروم و شب را در کنار او باشم، اما من نمی‌توانستم این کار را بکنم. با هم درگیر شدیم و همسرم تهدید به خودکشی می‌کرد. بعد از خانه بیرون رفت، من هم دنبالش رفتم که بعد مزاحمت مرد راننده به وجود آمد.

از کجا می‌دانستی او قصد دارد همسرت را برباید؟

لیلا از او دوری می‌کرد و او به همسرم حرف‌های رکیکی زد، وقتی دید نمی‌تواند او را راضی کند، عصبانی شد و از ماشین پیاده شد. من هم برای این‌که بتوانم کاری بکنم به سمت مرد راننده رفتم.

چرا چاقو کشیدی؟

چاقو مال من نبود، مرد راننده چاقو کشید و من هم در برابرش مقاومت کردم و چاقو را از دست او گرفتم اما او دوباره به من حمله کرد و من هم برای این‌که آسیبی نبینم، وی را با چاقو زدم.

چرا لاستیک‌های ماشینش را پنچر کردی؟

من فکر نمی‌کردم چاقو به جای حساس از بدنش خورده باشد، فکر می‌کردم زخمی کوچک برداشته است و برای این‌که جلوی فرار او را بگیرم دو چرخ جلوی ماشینش را با چاقو پنچر کردم.

تو می‌توانستی کمک بیاوری و مرد جوان را نجات دهی . چرا این کار را نکردی؟

زمانی که این اتفاق افتاد، من به همسرم گفتم بیا برویم و کمک بیاوریم، شاید بتوانیم کاری بکنیم. در کنار جاده به راه افتادیم، یک وانت نیسان آمد و از او خواستیم به پلیس خبر دهد، او هم با تلفن همراهش ماموران را خبر کرد. من ماشین نداشتم که بتوانم کاری بکنم. ما ایستادیم تا ماموران آمدند و متاسفانه او جان باخته بود.

فکر نمی‌کنی ضربه زدن به مرد راننده دفاع از خودت نبود و تو تند روی کردی؟

نه این‌طور نیست. من چاره‌ای جز این کار نداشتم، مقتول حالت عادی نداشت و رفتارش این موضوع را نشان می‌داد.

مدرکی برای اثبات حرفت داری؟

من از رفتار مقتول متوجه شدم حالت عادی ندارد. این موضوع را به پلیس گفتم و پزشکی قانونی نیز مست بودن او را تایید کرد.

حاضری دیه بپردازی و آزاد شوی؟

من حاضرم دیه بپردازم اما مبلغی که اولیای دم می‌گویند، بسیار زیاد است و من حتی یک سوم آن را نتوانستم فراهم کنم. آنها گفته‌اند اگر نتوانم پولی که می‌خواهند را بپردازم، مرا اعدام می‌کنند، اما واقعا نمی‌توانم چنین کاری بکنم.

یا دیه یا مرگ

مادر مقتول تنها ولی‌دم اوست. این زن می‌گوید اگر شهرام نتواند دیه‌ای که او خواسته بپردازد، باید قصاص شود.

مادر مقتول می‌گوید: همه مادران به فرزندان خود علاقه‌مند هستند و می‌فهمند داغ فرزند چیست. من فرزندی را از دست داده‌ام و نمی‌خواهم مادر شهرام احساسی را که من دارم، تجربه کند. چون این درد غیرقابل تحمل است، از طرفی من می‌دانم قصاص شهرام، دردی از من دوا نمی‌کند. برای این‌که او تنبیه شود، تصمیم گرفتم از او دیه بخواهم اما خانواده اش حاضر نیستند دیه بپردازند.

وی ادامه می‌دهد: عروسم مهریه‌اش را از من خواسته است و من هم نمی‌توانم آن را بپردازم، تصمیم گرفتم از قاتل پسرم دیه بگیرم تا بتوانم مهریه عروسم را بدهم و همچنین از این طریق او را تنبیه کنم اما خانواده مقتول حتی حاضر نیستند دیه بپردازند و تاوان کاری که فرزندشان کرده است پس دهند.

شهرام حق نداشت پسرم را بکشد حتی اگر پسرم کار خطایی کرده بود، او باید ماموران را خبر می‌کرد، در این کشور قانون حاکم است و قانون باید او را مجازات می‌کرد و نه فرد. او به دروغ به پسرم تهمت زده است.

زن داغدار می‌گوید: گذشتی که من در مورد شهرام کرده‌ام، کمتر کسی انجام می‌دهد اما او متوجه این موضوع نیست. اگر او حاضر نباشد خواسته مرا عملی کند من هم از دادگاه تقاضای قصاص او را می‌کنم . فرزند جوانم از بین رفته و همسرش بیوه شده است.

شهرام که مدعی دفاع از همسرش است، باید این موضوع را بداند که بیوه شدن زنی 25 ساله چه آسیبی به او می‌زند. شهرام خطا کرده است و من قصد بخشش او را داشتم، می‌خواستم دست مهربان مادری را روی سرش بکشم، حال که نمی‌خواهد، حرفی ندارم و قصاص می‌خواهم.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها