بسیار شگفتانگیز است در کشوری با پیشینة فرهنگی و هنری چندین هزار ساله و پندها و اندرزهای ادبی و اخلاقی بسیار برای رعایت حقوق بیگانگان و اسیران و حتی گیاهان و جانوران، حقوق هنرمند و دانشمند بهطور گسترده توسط اقشار مختلف به اشکال گوناگون پایمال میشود و شگفتتر آنکه بساط دستفروشان سیدیهای غیرمجاز معمولا کنار مراکز فرهنگی مانند دانشگاهها و فرهنگسراها پهن میشود.
فکرش را بکنید، یک تهیهکننده نرمافزار، فیلم یا موسیقی بههمراه گروهی مجرب از برنامهنویسان، بازیگران یا موسیقیدانان و دیگر عوامل فنی باید هفتهها و گاه سالها کار کنند تا محصولشان به بهرهبرداری برسد و در این زمان انتظار دارند که با درآمد حاصل از فروش محصولشان، هزینههای زندگی خود و احتمالا محصولات آیندهشان را تامین کنند. اینجاست که بزهکار سیدیفروش از راه میرسد و راه ایشان را میبندد.
البته گمان نکنید که رعایت قانون حقوق مولف باید تنها به محصولات داخلی محدود شود، نه؛ باید فرآوردههای خارجی را هم در بر بگیرد؛ هر چند اگر عزمی در مسوولان مربوطه، برای برقراری و اجرای قانون حقوق مولف در کشور جزم شد، باید در آغاز بهگونهای بسیار هوشمندانه بهکار گرفته شود؛ وگرنه مشکلات دیگری آشکار میشود.
شاید بپرسید چه لزومی دارد که این قانون را برای محصولات خارجی هم اعمال کنیم؟ برای پاسخ به این پرسش، چند سوال دیگر مطرح میکنیم:
- طراح و برنامهنویس ایرانی چرا باید وقت و سرمایهاش را روی پروژهای (مانند نرمافزار طراحی کارتویزیت یا تصاویر روی بیلبورد) بگذارد، در حالیکه میداند نسخههای کاملتر و حرفهایتر مشابه آن نرمافزار (مانند فتوشاپ، کورلدرآو و فریهند) که نسخه اصل آنها هر یک شاید صدها دلار قیمت دارند، اینجا مجموعا در یک لوح فشرده بهقیمت معادل یکیدو دلار بهفروش میرسند و گذشته از آن، هیچ تضمینی هم برای رعایت قانون کپیرایت در مورد نرمافزار وی وجود ندارد.
- یک تهیهکننده محصولات سینمایی یا موسیقایی یا بازیهای رایانهای، چرا باید چند میلیارد پول هزینه کند تا محصولاتش کنار تازهترین محصولات دنیا که با پیشرفتهترین فناوریهای روز هم تهیه شدهاند، روی بساط آقای دستفروش عرضه شود و آخر سر هم خریدار مربوطه به تولیدکنندگان داخلی غر بزند و بهتکنیکهای قدیمی وی خرده بگیرد که: «اینها که بلد نیستند فیلم، بازی یا موسیقی بسازند، چرا پول حرام میکنند، حداقل بروند چند محصول خارجی را ببیند تا کمی ساختن یاد بگیرند!»
- استاد و نویسندهای که میتواند در یک زمینه علمی یا فرهنگی پژوهشی کند و کتابی بنویسد، چه رغبتی باید به این کار داشته باشد؛ وقتی که آگاه است گذشته از اینکه درآمد چندانی از فروش کتابهای خودش نخواهد داشت، ترجمه بیمجوز کتاب خارجی مشابه و حتی اصل آن بهصورت فتوکپی یا افست در دسترس همگان است؟
و این قصه دراز است...
کارمان بهجایی رسیده که یک کارگردان و بازیگر حرفهای و شناخته شده که میخواهد محصولات خود را روی سیدی عرضه کند، باید بنشیند و چندین دقیقه، با کلی کنایه و التماس و شیرینکاری، از بیننده بخواهد که از کپی سیدیهایش خودداری کند.
امیرشهاب شاهمیری