علت و معلول ندارند. همین طور یک سری سکانس بیربط به هم کات خوردهاند که اگر از فیلم حذف بشوند هیچ ضربهای به فیلم وارد نمیشود. در واقع اینقدر این فیلمها سکانس زائد دارند که اگر حذفشان کنند عملا چیزی از فیلم باقی نمیماند. بنای نااستوار فیلم را روی قامت یک سری بکگراندهای خوشمنظره و بازیگرهای خوشتیپ و خوش قیافه سوار کردن که هنر نیست!
دومین مساله دور تسلسل باطلی است که به جان فیلمسازها میافتد. تا یک کار پرفروش ساخته میشود همه از اصول ساخت آن فیلم پیروی میکنند تا گیشه را فتح کنند! و نتیجه میشود ساخت انبوهی از فیلمهای تکراری و خستهکننده. نوآوری وجود ندارد. انگار میترسند که اول باشند. میخواهند یکی روی زمین پر مین راه برود و پاکسازی که شد آن وقت بقیه پشت سر نفر اول راه میافتند. همیشه اولینها تاثیرگذارند چون جسارت و جرات اول بودن و اول شدن را داشتهاند و صد البته که همه کاسه کوزهها هم سر اولیها شکسته میشود چرا که ایجاد کننده یک جریان خواهند بود و پرچمدار یک ژانر.
سومین مساله علاقه شدید بازیگرهای چشم آبی و موقشنگ به خوش تیپ ماندن است! چند درصد از بازیگرهای سینمای امروز حاضرند برای ایفای نقشی مو را از ته بتراشند یا صورتشان را سیاه کنند و لباس پاره بپوشند یا نقش یک روستایی را بازی کنند؟ بازیگرهایی داریم که خطکش خورده راه میروند و هیچ وقت کت و شلوارهای میلیونیشان را با یک دست پیراهن و شلوار کهنه عوض نمیکنند. باید همیشه آرایش موهاشان مدروز باشد و درواقع پول شیک بودنشان را میگیرند نه بازیشان را. تا وقتی که تهیهکنندهها و کارگردانهای سینما با دستمزدهای آنچنانی به جولان دادن این دسته از به اصطلاح بازیگرها دامن بزنند و باعث عقب رانده شدن بازیگرهای حرفهای سینما بشوند اوضاع همین است که هست. میگویند مردم بهخاطر فلان بازیگر به سینما میآیند پس چون این بازیگر مردم را به سالن میکشاند باید ازش استفاده کرد!
چهارمین مساله کمبود سالن استاندارد سینماست. بارها شده برای دیدن یک فیلم به تمام سینماها زنگ زدهام و دست آخر هم از رفتن پشیمان شدهام. چرا تمام سالنهای سینما محدود به چند منطقه خاص هستند؟ اگر کسی بخواهد در یک سینمای ممتاز فیلم ببیند باید یک نصف روز تمام از کار و زندگی بیفتد. یک ساعت تا سینما برود حدود 2 ساعت فیلم، یک ساعت هم برگردد تازه با احتساب ترافیک و... بیشتر از این هم طول میکشد. نبود سالن کافی و مسیر طولانی باعث میشود که مردم به دنبال وقت خالی برای رفتن به سینما بگردند و همین منجر به این میشود که کسی که مشغلهاش زیاد است سالی به 12 ماه سینما نرود.
الهه ایزدی