‌شتر گاو پلنگ

خاطره دردناک مهر

سلام شترگاوپلنگی‌های خوب دیار من. تابستان آخرین نفس‌هایش را هم کشید و حالا دوباره مهرماه از راه رسیده است. راستی هیچ فکر کرده‌اید که پشت اسم این ماه چه نوستالژی عظیمی خوابیده است؟ این اسم، این ماه انگار که فقط یک اسم در تقویم نیست.
کد خبر: ۳۵۶۷۲۸

خیلی چیزها با خودش دارد. خیلی حرف‌ها با آدم می‌زند. البته حالا خیلی‌ها هستند که اصولا مهرماه را دوست ندارند. ولی مگر می‌شود آدم یاد آن روزها نیفتد؟ یاد خریدهایی که باید برای مدرسه می‌کردیم. دفترچه‌های نو و خط نخورده، مدادهای تراشیده، پاک‌کن‌های استفاده نشده، تراش‌های تیز، کفش‌های نویی که پای آدم را می‌زد، کیف جدید و هزار و یک خاطره. یاد استرس این که با دوست‌هایمان در یک کلاس بیفتیم. این که جلوی کلاس بنشینیم یا ته کلاس و باران‌های ناگهانی که یکباره در راه مدرسه روی سرمان می‌بارید... مگر می‌شود آدم این روزها را دوست نداشته باشد. ماه مهر البته برای خیلی‌ها می‌تواند دردناک باشد. بخصوص برای آنهایی که دیگر دبیرستان را تمام کرده‌اند و پشت کنکور مانده‌اند. تمام کردن دبیرستان یعنی از دست دادن یک اتفاق خیلی خوب و این دردناک‌ترین خاطره‌ای است که می‌تواند با خاطره ماه مهر عجین باشد. شما چطور؟ شما منتظر مهرماه هستید؟ یا حالا که دانشجو شده‌اید دیگر به این ماه و خاطره‌هایش زیاد فکر نمی‌کنید؟ دیگر برایتان فرقی نمی‌کند پاییزتان را چطور آغاز کنید؟

می‌خواهم این هفته از شما خواهش کنم درباره اولین روز مهر بنویسید. مهم نیست در چه مقطعی. سال اول دبستان یا آخر دانشگاه. از انتظاری که برای این روز و این ماه می‌کشیدید. از تمام حس‌هایی که درونتان شکل می‌گرفت و حالا به خاطرش می‌آورید. قول می‌دهم در همین ستون بی‌کم و کاست آنها را چاپ کنم. گاهی اوقات بد نیست آدم خاطره‌هایش را با دیگران شریک شود؛ خاطره‌هایی که تکرار شدنی هم نیستند و این نهایت افسوس است.

بنویسید که چه انتظاری از روز اول مهر داشتید؟ چه خاطره‌هایی در ذهنتان شکل گرفته که امروز به چشم خاطره‌ای عزیز به آن نگاه می‌کنید. اصلا چه چیزهایی آزارتان می‌دهد؟ پیش آمده که یک بار روز اول مهر اذیت شده باشید؟ هر چه دوست دارید بنویسید. خاطره‌ها را زنده کنید. بگذارید خاطره مهرماه همیشه در ذهنتان پررنگ باقی بماند. روز مهمی که شاید از فرط تکراری شدن به چشم نیاید ولی این چیزی از اهمیتش کم نمی‌کند. برای خود من روز اول مهر پر از تصویر چهره آدم‌هایی است که حالا از بیشترشان خبری ندارم؛ آدم‌هایی که اگر یک روز نمی‌دیدمشان اعصابم خرد می‌شد. تلخ می‌شدم. کسانی که مفهوم دوست را به من نشان دادند و شناساندند. آدم‌هایی که هر کدام حالا به یک گوشه‌ای رفته‌اند. با این همه من با آن آدم‌ها یک خاطره مشترک دارم. همین روز اول ماه مهر. مهم نیست چه سالی و چه سنی، مهم این است که ما با هم یک گنج مشترک داریم. چیزی که هرگز از یادمان پاک نخواهد شد و از بین نخواهد رفت.

برایم بنویسید و بدانید که من بی‌صبرانه منتظرم.

تا هفته بعد درود و بدرود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها