
نه انگار که هر یک از ما برای خودمان یک ابهت علیحدهای داریم که گاه زهره شیر را هم در بازار آب میکند تا چه رسد به بنی بشر که شیر پاک خورده است و به دلیل نداشتن جگر شیر، حتی سفر عشق هم نمیرود. خب اخطار و هشدار و ضربالاجل را از قدیمالایام برای یک همچین مواقعی اختراع کردند.
مراحل برخورد:
مؤثر نیفتد چو حرف و نظر
بکن قاطی حرف، توپ و تشر
پس از آن بود وقت ضربالاجل
مچل گر نمودند پس چوب تر!
در همین راستاست که بر اثر تداوم وضعیت حاکم بر اورژانسها و بیاثر بودن اعلام گزارشها و اعتراضات مردمی، بالاخره وزیر خانم بهداشت اقدام به اعلام یک ضربالاجل سه ماهه برای بهبود وضعیت اورژانس بیمارستانها نمودند. ایشان موضوع تأخیر در رسیدگی به وضعیت بیماران را از علل اصلی شکایت از اورژانسهای بیمارستانی عنوان کردهاند.
پخش زنده یک صحنه:
برای این که بدانید در خصوص آنچه عرض شد، سند و شاهد زنده در رفته از اورژانس هم داریم؛ ذیلا به یک نمونه از مراجعه یک بیمار اورژانسی به اورژانس بیمارستان توجه نمایید:مریض خطاب به پذیرش:
ببخشید قربان!....من با همسایهمان داشتم صمیمانه گفتگو میکردم که با یک تیزی که نمیدونم از کجاش در آورد، زد یک وجب از رودههام رو بیرون آورد.... [و در حالی که سر رودهاش را در آورده، ادامه میدهد که:] ...بفرمایید، اینم اصل جنس!....دیر برم اتاق عمل، فاتحهام خونده است جناب!.... مسؤول پذیرش:
اینایی که گفتید، مشکلات خودتونه!....شما اول تشریف ببرین حسابداری، این مبلغ رو به حساب بیمارستان واریز کنین؛ بعدش روی صندلی مثل یه آدم مریض بنشینید تا یه تختی خالی بشه، صداتون کنم!... این قدرم امحاء و احشائتون رو به رخ ما نکشید. ما از این چیزا خیلی دیدیم. جمعش کن برو!...اظهار مسرت:
امیدواریم که تعیین ضربالاجل 3 ماهه وزیر محترم بهداشت، بشدت افاقه کند؛ به خصوص که خانم دستجردی اضافه کردند که: «وزارت بهداشت با هیچ رئیس بیمارستان و رئیس شبکهای تعارف و شوخی ندارد.»یک آدم مریض:
شوخی میفرمایید؟...حکایت مینی ماستمال:
یک بنده خدایی وارد یک دهی شد و خطاب به اهالی ده، داد و فریاد برآورد که اگر ظرف مدت 3 دقیقه، آنچه را که میگویم از خوردنی و نوشیدنی، از برایم فراهم نکنید؛ با شمایان همان خواهم کرد که با مردم ده پایین کردم. پس خلق الله هرآنچه که از مأکولات و مشروبات مجاز داشتند، فیالجمله در طبق اخلاص نهادند و فراروی وی نهادند.آن مرد، تا میتوانست، سیر بخورد و پس آنگاه قصد رفتن کرد. یکی از آن میان که کنجکاو شده بود، جلو آمد و گفت: حالا که سیر و پر خوردی و داری میروی، پس بیا راستش را بگو که با آن مردم پایین ده چه معاملهای کردی؟.....مرد، دستی به سبیل مبارک کشید و گفت: راستش هیچی....از آن قریه خارج شدم و عزم ده شما کردم. شما هم اگر چیزی نمیآوردید، عازم ده بعدی میشدم!
رضا رفیع
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد