در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی و متخصصان علوم ارتباطات، تلویزیون را یک ابزار بزرگ و قدرتمند در فرآیند شکلگیری و بسط فرهنگ و خرده فرهنگهای مختلف در سطح جامعه میدانند که گاهی تاثیر آن از نهادهای آموزشی مثل مدرسه و دانشگاه نیز افزونتر است. بیهوده نیست که به تلویزیون، جعبه جادو میگویند. این جعبه سحرآمیز قدرت دارد که جمع زیادی از انسانها و مخاطبان را تحتتاثیر خود قرار دهد و آنها را مطابق سلایق و انگارهها و ارزشهای خویش متحول کند.
بنا به گفته فیلسوفان، تلویزیون به دلیل هژمونی رسانهای خود به عنوان یک شیء مسرت بخش و مرجع به خلق سوژه و تربیت آن میپردازد.
بدیهی است در میان برنامهها و آیتمهای مختلف تلویزیونی، سریالهای داستانی و طنز بیشترین حجم مخاطب را به خود اختصاص میدهند و چگونگی ساخت این آثار و مضامین و درونمایه آنها در حد یک سرگرمی باقی نمیماند، بلکه به دنیای ذهنی و زندگی خصوصی و شخصی مخاطبان نفوذ کرده و آن را به نفع خویش مصادره میکند. شاید در ظاهر پخش یک سریال تلویزیونی حتی آنها که پر مخاطب هستند و به اصطلاح سرو صدا میکنند بعد از مدتی به فراموشی سپرده شوند، اما تاثیرات روانی و اجتماعی آن در ضمیر ناخودآگاه افراد و جامعه باقی میماند و به کارکرد خود تداوم میبخشد. از اینروست که برخی معتقدند فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی بویژه در 2 دهه اخیر و پس از پایان جنگ تجملی در ترویج مصرفزدگی و تجملگرایی نقش زیادی داشتهاند، به طوری که برخی از آنان تلویزیون را در مقام یک دستگاه تبلیغاتی در رواج فرهنگ الگوهای سرمایهداری متهم میکنند.
چه بسیار مدها یا نیازهای کاذب و سبکهای لوکس زندگی بهواسطه تولید و پخش این نوع برنامهها به فرهنگ عمومی جامعه تزریق شده و سطح مطالبات مردم بویژه نسل جوان را از رفاه و شیوه زندگی بالا برده است. بر اساس یک نظرسنجی که در سال 1387 در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی انجام شده، از نظر
3/52 درصد پاسخگویان آنچه در فیلمهای سینمایی و تلویزیون و سریالهای ایرانی نمایش داده میشود در حد زیاد و خیلی زیاد مصرف بیرویه را اشاعه میدهد.
36درصد پاسخگویان در حد کم و خیلی کم به این موضوع اشاره کردهاند و 2/6 درصد نیز گفتهاند فیلمها و سریالهای ایرانی تلویزیون اصلا مصرف بیرویه را ترویج نمیدهند.
همچنین 2/35 درصد پاسخگویان معتقدند فیلمها و سریالهای خارجی تلویزیون در حد زیاد و خیلی زیاد در سوق دادن مردم به زندگی تجملگرایانه نقش دارند. 8/48درصد نقش فیلمها و سریالهای خارجی تلویزیون را در این زمینه در حد کم و خیلی کم ارزیابی کردهاند. 5/11 درصد پاسخگویان نیز گفتهاند این فیلمها و سریالها اصلا نقشی در تجملی کردن زندگی مردم ندارند.
این تصاویر لوکس و فانتزی که با واقعیت موجود در جامعه و زندگی اکثر مردم در تضاد است علاوه بر اینکه تصویر وارونهای از واقعیت را نشان میدهد، تصور کاذبی نیز از واقعیت اجتماعی در ذهن جوانان میآفریند که بازخورد آن را میتوان در اختلاف نسلی و جنگ و دعوای فرزندان و والدینشان برای تقاضا و توقع بیشتر از آنچه ممکن است، ردیابی کرد؛ مثلا در بسیاری از سریالهای تلویزیون با زوج جوانی که تازه ازدواج کردهاند، مواجه میشویم که همان ابتدای زندگی همه چیز دارند یا کارمند و کارگری را میبینیم که خانه لوکس و ماشین گرانقیمتی دارد یا اساسا داستانها و قصههای این مجموعهها در طبقات مرفه و ثروتمند جامعه رخ میدهد.
گویی زندگی طبقات فقیر و فرودست جامعه دارای واقعیت دراماتیک و نمایشپذیری نیست که بتوان آن را دستمایه ساخت یک سریال قرار داد. به نظر میرسد این سریالها نوعی بیعدالتی بصری را به تضاد و فاصله طبقاتی در جامعه میافزایند و در آتش آن میدمند.
البته نمیتوان رواج مصرفگرایی و تجملزدگی را صرفا به تولید آثار تلویزیونی تقلیل داد. این مساله یک پدیده کلان اجتماعی است که تبیین آن خارج از حوصله این مقاله است؛ اما به این مساله باید اشاره کرد که تلویزیون اگرچه در ایجاد فرهنگ اجتماعی ابزار قدرتمندی است، اما آن هم یک ابزاری است که شرایط اجتماعی موجود را بازتاب میدهد.
برهمین اساس شما میتوانید فرآیند تغییر ارزشهای اجتماعی ـ فرهنگی جامعه ایران را از آغاز دهه 70 تا پایان دهه 80 تعقیب و ردپای این تحولات را در سریالهای تلویزیونی بازشناسی کند.
با این حال، میل به شیک نمایی و لوکس شدگی به عنوان مولفههای تصویری و زیبایی شناختی در سریالهای تلویزیونی ما در حال افزایش است. واقعا چند درصد مردم جامعه ما به همان شکلی زندگی میکنند که در فیلم و سریالها میبینیم؟ یکی از دلایل محبوبیت مجموعه کارهایی که رضا عطاران در تلویزیون داشته است بویژه سریالهای مناسبتی، علاوه بر وجوه طنز و کمیک آنها به این مساله برمیگردد که وی همواره سراغ طبقات متوسط و پایین جامعه میرود و مسائل و مناسبات این قشر را به تصویر میکشد یا یکی از جذابیتها و تاثیرگذاری سریال «زیر تیغ» به این دلیل بود که قصه سریال در یک طبقه معمولی و متوسط ایرانی اتفاق میافتاد که بازتابی از زندگی بیشتر مردم ایران بود. به همین دلیل است که مخاطبان ایرانی با این نوع سریالها ارتباط عاطفی و سمپاتیک بیشتری پیدا کرده و با آن همذات پنداری میکنند.
شما سریال «پدرسالار» اکبر خواجویی را با سریال «عبور از پاییز» مسعود شاهمحمدی مقایسه کنید و میزان مخاطبپذیری و محبوبیت آنها را با هم بسنجید.
علاوه بر ساختار دراماتیک و امتیازات داستانی، تفاوت در فضاها و نوع لوکیشن و مناسبات خانوادگی در آن چقدر نسبت به واقعیت زندگی مردم دوری و نزدیکی داشت؟ بخشی از جذابیت پدرسالار به تطبیق آن با واقعیت اجتماعی و پرهیز از لوکس نماییهای فانتزی بوده است. همچنین است «قصههای مجید» که چقدر با تجربیات واقعی نوجوانان ایرانی مطابقت دارد.
جالب اینکه برخی در مقابل، نشان ندادن تصاویر لوکس و زندگی تجملی را تلاشی برای پرهیز از سیاه نمایی در سینما و تلویزیون تلقی و به این دلیل از آن دفاع میکنند که این رویکرد در ساخت آثار تصویری، آبروی ما را در سطح جهانی میخرد و تصویر پیشرفته و توسعه یافتهای از سطح زندگی در ایران ترسیم میکند.
یا عده دیگری معتقدند، درست است که سطح زندگی بسیاری از مخاطبان این سریالها پایینتر از آنچه میبینند، هست اما ساخت این سریالها، سطح مترقیانهتری از زندگی را به تصویر میکشد و ضمن آموزش مهارتهای مدرن زندگی، در آنان انگیزه بیشتری برای پیشرفت بهوجود میآورد.
البته این ایده از یک منظر قابل تامل است. بدین معنی که نشان دادن زندگی سنتی ایرانی هم لزوما به معنای وفاداری به واقعیت اجتماعی نیست و هر نوع تصویر شیک و مدرنی را نمیتوان به معنی تجملگرایی تفسیر کرد. حتی بر این هم نمیتوان عیبگرفت که چرا یک کارگردان سراغ طبقه مرفه و ثروتمند جامعه رفته است. آنچه بیش از همه مورد نقد است عدمتناسب موقعیت شخصیتهای داستان با شرایط اقتصادی خود یا عدم ضرورت دراماتیک در لوکس نمایی است.
با این حال تلویزیون براساس افق رسانه و تاکیدات صریح رئیس سازمان صدا و سیما با حساسیت بیشتر این مسیر را در پیش گرفته است تا با دوری از تجمل گرایی، سریال ها را در مسیر واقعی زندگی اجتماعی مردم قرار دهد. هرچند در برخی موارد متناسب با قصه و فضای فیلمها و شخصیتها گریزی از این مساله نیست ، ولی با سیاست جدید فضای کلی کارهای نمایشی توسط کارگردانان به گونه ای انتخاب خواهد شد که کمتر تبلیغ تجمل گرایی در آن صورت پذیرد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: