اولا آژانس بار دیگر اثبات کرد که فعالیتهایش نه براساس امور حقوقی بلکه براساس معیارهای سیاسی بوده و عملا آژانس از مسیر اساسنامه و اهداف خود خارج شده است. نمود عینی این مسئله را در مواضع آژانس در پرونده هستهای صلح آمیز ایران میتوان مشاهده کرد که آژانس به رغم خواست جهانی همچنان به کارشکنی و ابهام سازی در آن میپردازد.
ثانیا آژانس نشان داد که هیچ گونه استقلالی نداشته و تحت سلطه برخی کشورهای غربی میباشد و صرفا براساس خواست آنها تصمیم گیری میکند. آژانس برای خوشایند این کشورها که دارای سلاح هستهای میباشند از یک سو قوانین آژانس برای خلع سلاح هستهای را نادیده گرفته و اقدامی برای خلع سلاح این کشورها انجام نمیدهد و از سوی دیگر به خواست غرب به پرونده سازی علیه سایر کشورها میپردازد. نمونه بارز خوش خدمتیهای آژانس به غرب را در مواضع آژانس در قبال ایران و سوریه و سکوت آن در برابر رژیم صهیونیستی میتوان مشاهده کرد.
ثالثا کشورهای به اصطلاح مدعی مبارزه با توسعه سلاحهای هستهای بار دیگر اثبات کردند که ادعاهای آنها صرفا جنبه تشریفاتی داشته و آنها براساس منافع خود تصمیمگیری میکنند نه براساس قوانین بینالمللی آنها برای این امر حتی خواست جهانی را نادیده میگیرند چنانکه در نشست آژانس به رغم خواست 189 کشور حاضر در نشست بازنگری ان پی تی در نیویورک (اردیبهشت ماه) مبنی بر لزوم بازگشایی پرونده رژیم صهیونیستی ، مانع از بررسی این پرونده شدند. کشورهای غربی به دنبال حفظ برتری هستهای خود هستند و تاکید آنها صرفا بر عدم اشاعه سلاحهای هستهای است که نهایتا به مقابله با دست یابی سایر کشورها به انرژی هسته ای صلح آمیز منجر میشود در حالی که هیچ سخنی از خلع سلاح هستهای به میان نمیآورند.
به هر تقدیر عملکرد آژانس در برابر رژیم صهیونیستی را میتوان رسوایی دیگر برای آژانس و غرب دانست که مسلما پیامدهای سنگینی برای آنها به همراه خواهد داشت به ویژه اینکه این اقدامات بیش از گذشته چهره واقعی آنها را برای جهانیان آشکار میکند بیاعتمادی جهانی و خروج کشور از آژانس حداقل پیامد این اقدام است که میتواند به تزلزل و فروپاشی آن منجر شود.
قاسم غفوری-جام جم آنلاین