حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او چند وقت پیش ساعت 5 بامداد زنی را به مقصد فاز 2 فرهنگیان سوار خودرویش کرد و بدون هیچ مشکلی مسافر را به مقصد رساند و دوباره به ترمینال برگشت تا به کارش ادامه بدهد، اما قبل از این که مسافر بعدی را سوار کند، نیمنگاهی به صندلی عقب انداخت و دید یک کیف دستی زنانه آنجا افتاده است.سلیمیتبار میگوید:کیف را پیش مدیرمان بردم و ماجرا را به او اطلاع دادم. من میدانستم به احتمال زیاد کیف برای همان مسافر قبلی است، اما از او نشانی نداشتم و وی را جلوی یک ایستگاه اتوبوس پیاده کرده بودم.
راننده تاکسی و مدیرش متعلق به یافتن نشانی و نام صاحب کیف در آن را باز کردند و ناگهان خود را در برابر مبلغ زیادی پول دیدند. سلیمیتبار توضیح میدهد: پولها را شمردیم. یک میلیون تومان اسکناس و 14 میلیون تومان تراول چک داخل کیف بود. من میدانستم صاحب آن الان نگران و پریشان است برای همین باید کیف را هر چه زودتر به دستش میرساندم.
اینطور شد که راننده تاکسی بدون فوت وقت به همان مکانی رفت که مسافر بامدادیاش را پیاده کرده بود. او میگوید: وقتی به آنجا رسیدم، دیدم آن زن و خانوادهاش نگران و دلواپس کنار خیابان ایستادهاند. آنها با دیدن من و کیف پر از پول خیلی خوشحال شدند و تا جایی که میتوانستند از من تشکر کردند.
ارزش کار سلیمیتبار وقتی بیشتر شد که او در برابر اصرار صاحب کیف برای دریافت پاداش و مژدگانی از قبول آن خودداری کرد و این جمله را به زبان آورد که کار خاصی انجام نداده و بازگرداندن کیف به صاحبش وظیفهاش بوده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....