مستند جنگ سندی از یک واقعیت تاریخی

شاید بسیاری از کسانی که جنگ را به طور عملی تجربه نکرده‌اند یا دریک منطقه و جغرافیای جنگی نبوده‌اند ذهنیت و تصوراتی که از جنگ دارند بیش از هر چیز شبیه به تصاویری است که در فیلم‌های جنگی دیده‌اند.
کد خبر: ۳۵۴۷۳۵

اگرچه زبان سینما به دلیل ماهیت هنری خود زبانی اثرگذار در روایت و بازنمایی قصه جنگ هستند و عواطف و احساسات آدمی را در خدمت ساختار دراماتیکی خود قرار می‌دهند، اما یک فیلم جنگی -حتی بهترین آنها- نیز نمی‌تواند فضای واقعی جنگ را بازتاب دهند.

این به آن معنی نیست که آنها تصویری وارونه یا دروغین از جنگ ترسیم می‌کنند، اما قطعا تصویری ناقص و ناتمام از این تجربه سخت ارائه می‌دهند که اگرچه خیالی نیست، اما همه واقعیت نیست. در اینجاست که ژانری به نام مستند جنگی ضرورت و نقش خود را اعلام می‌دارد و تثبیت می‌کند.

شاید بتوان این‌گونه تعبیر کرد که مستند جنگی می‌تواند خلأ فرا دراماتیک جنگ و واقعیت‌هایی را که نمی‌توان به‌واسطه یک فیلم داستانی بیان کرد بازگو کند. البته برخی نیز برعکس معتقدند فیلم داستانی به دلیل بهره‌گیری از برخی ابزارها و تکنیک‌های فنی و هنری بیش از یک اثر مستند می‌تواند واقعیت جنگ را در عمق و لایه‌هایی درونی‌تر آن منعکس کند و بیافریند.

به عبارت دیگر سینما به واسطه خلق موقعیت‌های دراماتیک، تصویر تراژدیک یا حماسی جنگ را نمایش می‌دهد که سینمای مستند نمی‌تواند به این عمق راه پیدا کند، اما سویه حقیقی اثر مستند هم در تاثیر‌گذاری بر مخاطب چیزی از تمهیدات سینمایی کم ندارد و گاهی حتی یک حقیقت خام آنقدر بزرگ و تاثیرگذار است که تنها روایت ساده آن کافی است که پیام به کامل‌ترین شکل ممکن به مخاطب منتقل شود. نمونه موفق یک مستند جنگی در کشور ما بدون شک و همان‌طوری که شما هم می‌توانید حدس بزنید «روایت فتح» سیدمرتضی آوینی بود که یکی از بهترین مستندهای جنگی است که درباره جنگ ایران و عراق ساخته شده و خود یک سند تاریخی درباره این جنگ نابرابر است.

مستند جنگی علاوه بر وجوه سینمایی و هنری خود و علاوه بر این‌که درباره واقعیت اجتماعی و سیاسی گزارش می‌دهد یک سند معتبر تاریخی از آن واقعه هم محسوب می‌شود که فراتر از یک اثر هنری می‌توان به آن نگریست و ابزاری مناسب برای جنگ‌شناسی یا مطالعات جامعه‌شناختی در این باره است. مستند جنگی بر خلاف فیلم سینمایی دفاع‌مقدس صرفا برساخته خیالات و تصورات مولفانش نیست و بیشتر به بازنمایی خاطرات و خطرات واقعی در این تجربه دشوار می‌پردازد و آنچه که هست را عینا نشان می‌دهد.

شاید در فیلم‌های دفاع‌مقدس بیش از هر ژانر سینمایی دیگر به جلوه‌های ویژه و تکنیک‌های سینمایی نیاز است تا بتوان تصویر دقیق از واقع را بازنمایی کرد، اما مستند جنگی جلوه‌های واقعی جنگ را در درون خود دارد و بدون این‌که بخواهد از این تمهیدات بیرونی استفاده کند خود جلوه‌های واقعی جنگ را به تصویر می‌کشد؛ جلوه‌هایی که شاید هیچ ترفندی نتواند آن را برای مخاطب بازسازی کند. در واقع فیلم جنگی بازسازی صحنه‌های جنگ و آدم‌های آن است، اما مستند جنگی بازنمایی و گزارش این تجربه است که آدم‌هایش هم همه واقعی هستند.

قرار نیست در مستند جنگی یک رزمنده پشت نقاب جنگ پنهان شود و جنگیدن را بازی کند. او با جنگ زندگی می‌کند و میان وی و نقشی که به عهده دارد، فاصله‌ای نیست. او خود، تصویر تمام رخ نقش است و نیازی به تیپ‌سازی و نقش‌آفرینی ندارد، لذا باورپذیر شخصیت‌ها در مستند جنگی خیلی بیشتر از فیلم سینمایی است حتی اگر پرویز پرستویی، شخصیت حاج کاظم را خیلی باورپذیر بازی کرده باشد. جنگ به دلیل مقتضیات خود چهره عریان و خالص افراد را بر ملا می‌کند و آدم‌ها در جبهه به خود واقعی‌شان نزدیک‌ترند.

در واقع میان مستند جنگ و مخاطبان آن فاصله‌ای نیست که با تمهیدات سینمایی و هنری پر شود. میان آنها یک ارتباط بی‌واسطه‌ای رخ می‌دهد که تعلیق و رمزگشایی کمتری را می‌طلبد و عین واقعیت است. در یک مستند جنگی ممکن است تصویر و تاویل زیبایی شناختی درباره سوژه صورت نگیرد، اما واقعیت آنقدر عریان و ملموس است که به رنگ‌آمیزی مضاعفی نیاز ندارد.

به عبارت دیگر جاذبه یک مستند جنگی در واقعی و باورپذیری آن نهفته است و عنصر رئالیستی آن بیش از عناصر تکنیکی به آن اعتبار می‌بخشد. البته این به آن معنی نیست که مستند جنگی بی‌نیاز از تکنیک و تمهیدات هنری است. به صرف این‌که یک فردی دوربین دست بگیرد و از فضای جبهه تصویربرداری کند یک مستند جنگی تولید نمی‌شود.

بدیهی است نگاه زیباشناختی و هوشمندانه کارگردان و چگونگی روایت او از واقعه است که اعتبار اثر را تعیین می‌کند. نمایش خام یک موقعیت جنگی را نمی‌توان مستند معرفی کرد. به عبارت دقیقتر در یک مستند جنگی هم این مولف اثر است که به کارش اعتبار می‌دهد نه اهمیت یا تقدس سوژه. مثلا مدتی است که تلویزیون برخی صحنه‌های جبهه و جنگ را در قالب برنامه‌ای کوتاه نشان می‌دهد.

شاید تماشای برخی از این صحنه‌ها به دلیل وجوه نوستالژیک و خاطره‌انگیز بودن جذاب باشد، اما نمی‌تواند آن را یک مستند جنگی واقعی دانست. هنر مستندساز این است که این تصاویر خام را با استفاده از تمهیدات سینمایی به گونه‌ای پردازش کند که در عین حفظ مستند بودنش، دارای سویه هنری و نمایشی هم باشد. باز هم هیچ مثالی برای تبیین این معنا بهتر از «روایت فتح» نیست.

متن نوشته‌های او بر این مستند و شیوه روایت و بیان آن و موسیقی متنی که برای آن ساخته بود و سوژه‌هایی که برگزیده بود و صدای تاثیرگذار کارگردان روی گزارش‌ها ترکیب زیبایی از عناصر یک مستند جنگی را خلق کرده بود که هم متعهد به واقعیت بود و هویتی مستندگونه داشت و هم از زیبایی شناختی و ساختاری دراماتیک برخوردار بود که هنوز هم تماشای آن جذاب و پرکشش است و معتبرترین سند هنری که جنگ 8 ساله ایران و عراق را در حافظه تاریخ به ثبت رسانده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها