تمامیت ارضی ایران در سایه قراردادی شوم

(شیر بریتانیا و خرس روسیه، گربه ایران را له می‌کنند.) این عنوان کاریکاتوری بود که روز دوم سپتامبر 1907، 3 روز بعد از طرح علنی قرارداد 1907 در مجلس ایران، در روزنامه پانچ به چاپ رسید. این روزنامه زیر کاریکاتوری که یک شیر، یک خرس و یک گربه در آن کشیده شده بود نوشت: (شیر به خرس گفت: تو می‌توانی با سرش بازی کنی و من هم با دمش و هر دو هم می‌توانیم پشتش را لمس کنیم. اما گربه نالید و گفت: یادم نمی‌آید در این‌باره با من مشورتی شده باشد.) کاریکاتوریست روزنامه پانچ در این کاریکاتور بخوبی سرنوشت ملتی را ترسیم کرد که اسیر دست حاکمان بی‌کفایت شده بود و 2 کشور بیگانه سرنوشتش را این‌گونه رقم زده بودند. متن موافقتنامه قطعی و نهایی این قرارداد که در 5‌ماده و در 31 اوت 1907 در سن‌پترزبورگ به امضای ایزولسکی، وزیر امور خارجه روسیه و نیکلسون، سفیر کبیر بریتانیا در روسیه رسید به شرح زیر است:
کد خبر: ۳۵۳۹۷۵

(دولتین بریتانیا و روسیه متقابلا متعهد می‌شوند که تمامیت ارضی و استقلال ایران را به رسمیت شناخته و صمیمانه خواهان برقراری نظم در سراسر ایران و پیشرفت و توسعه صلح‌جویانه آن بوده و همچنین طالب استقرار دائمی منافع تجاری و صنعتی سایر ملل باشند و نظر به این که هر دو دولت به لحاظ موقعیت جغرافیایی و اقتصادی ذی‌نفع در استقرار صلح و امنیت در بعضی ایالات ایران باشند، از یک طرف به مرزهای روسیه و از طرف دیگر به مرزهای افغانستان و بلوچستان متصل می‌گردند یا در مجاورت آن قرار دارند و با تمایل به احتراز از هرگونه انگیزه اختلاف در منافع مخصوص آنها در ایالات ایران که به آن اشاره شد و در زمینه‌های زیر با یکدیگر توافق کنند.)

قرارداد 1907 که ایران را به 3 منطقه تحت نفوذ روسیه در شمال، تحت نفوذ بریتانیا در جنوب و منطقه بی‌طرف در میانه ایران تقسیم می‌کرد، به قول سر جورج بیوکنن نوع همکاری روسیه و بریتانیا در مسائل اروپایی را هموار کرد. طرح این قرارداد که به 8 سال پیش از آن برمی‌گردد، از طرف لرد کرزن نایب‌السلطنه انگلستان طی نامه‌ای به جورج هامیلتون، وزیر امور هندوستان در کابینه انگلستان پیشنهاد شده بود که البته این نظر در آن زمان با مخالفت‌هایی در هیات حاکمه انگلستان روبه‌رو شد. درواقع همان‌طور که سر بیوکنن مطرح کرد این قرارداد سبب شد تا 2 کشور در حل مسائل اروپایی به توافق منطقی دست یابند، اما این توافق به قیمت نادیده انگاشتن قدرت و حتی حاکمیت ملی یک ملت منجر شد. هرچند این قرارداد بسیار پیشتر از آن که در سال 1907 توسط دولتین روس و انگلیس به‌رغم تمام اختلافات امضا شود، رعایت می‌شد. مثلا روس‌ها امتیاز قراردادی را که در سال 1889 میلادی برای کشیدن خط راه‌آهن سراسری ایران از رشت تا سواحل جنوبی ایران از دولت و شخص شاه اخذ کرده بودند به خاطر اعتراض بریتانیایی‌ها کنار گذاشتند یا مخالفت بریتانیا با قرارداد 1901 میلادی که در آن ایران پذیرفته بود در ازای دریافت 5‌/‌22 میلیون روبل وام از دولت روسیه، یک‌سری امتیازات از جمله امتیاز لوله‌کشی نفت از دریای خزر به خلیج فارس را به بانک استقراضی روسیه بدهد، باعث چشم‌پوشی روس‌ها از این قرارداد شد. در پایان سال 1905 میلادی که لیبرال‌ها، محافظه‌کاران را در انتخابات بریتانیا شکست دادند، اوضاع تغییر کرد و طرح لرد کرزن مجددا مورد توجه قرار گرفت. سرادوارد گری در این زمان به وزارت امور خارجه بریتانیا رسیده بود. در آن سو نیز الکساندر پترویچ ایزولسکی در روسیه به سمت وزارت امور خارجه منصوب شد که هر دو هوادار اتحاد روسیه و بریتانیا بودند. ایزولسکی برخلاف همتای سابق خود یعنی مسل دلوف وینه، نخست‌وزیر روسیه معتقد به یگانه بودن قدرت امپراتوری روسیه نبود و استدلال می‌کرد روسیه از چنان قدرتی برخوردار نیست که بتواند برای دستیابی به خلیج فارس به سیاست‌هایش ادامه دهد و تسلط بریتانیا بر خلیج‌‌فارس را پذیرفته بود.

شکست روسیه از ژاپن نیز سبب شده بود تا جنگ‌سالاران روسی در مقابل سیاست‌های ایزولسکی تا حد زیادی سکوت کنند. در سال 1906 شاه ایران از دول روس و بریتانیا تقاضای وامی‌ کرد و چون با پاسخ منفی روبه‌رو شد، تهدید کرد که اگر وام به او پرداخت نشود از دولت آلمان وام خواهد گرفت. این مساله به جای این که به نفع شاه ایران تمام شود سبب نزدیک شدن رقیب دیرین در منطقه شد. ترس از آلمان سبب شد تا بریتانیایی‌ها در حین مذاکراتی که برای پرداخت وام مشترک با روس‌ها به ایران داشتند، مجددا طرحی مبنی بر تقسیم ایران به 3 منطقه تحت نفوذ را مطرح کنند و ایزولسکی از این طرح استقبال کرد. در ژانویه 1906 بریتانیا طرح کامل‌تری که شامل یک سند مبنی بر تمایل 2 دولت در جهت حفظ مصالح و امنیت در ایران و اجتناب از برخورد در مناطقی از ایران که برای هریک از آنها اهمیتی حیاتی داشت و 2 ماده که عدم دخالت انگلستان در منطقه نفوذ روسیه و تعیین حدود منطقه نفوذ انگلستان بود، تسلیم روس‌ها کرد. پس از گذشت حدود 3 ماه یعنی اواخر فوریه 1907، طرح پیشنهادی روس‌ها به سر آرتور نیکلسون، سفیر بریتانیا در روسیه تسلیم شد. 4 ماه پس از آن 2 طرف درباره مسائل فنی، سیاسی، اقتصادی و نظامی طرح‌هایی را ارائه دادند. مسائلی مانند نوع امتیازات جاده‌ها، حمل و نقل، بانک‌ها، خطوط تلگرافی، گمرکات ایران و بخصوص تعیین حدود منطقه نفوذ روسیه که به مرزهای افغانستان منتهی می‌شد مورد بررسی قرار گرفت. در ماه ژوئن بریتانیا طرح تجدید‌نظر شده‌ای را ارائه کرد که پس از بحث‌های فراوان قرارداد 1907 به امضا رسید. در ماده اول بریتانیا موافقت کرد که از هیچ فرد تابع بریتانیا یا اتباع کشورهای دیگر برای کسب امتیازات سیاسی یا تجاری در زمینه راه‌آهن، بانک، تلگراف، جاده، مخابرات، بیمه و... در مسیری که از قصر شیرین به اصفهان، یزد و کاشان به سرحدات روسیه و افغانستان امتداد می‌یابد، حمایت نکند. در عوض طبق ماده دوم قرارداد، روسیه متعهد شد که امتیازات سیاسی یا تجاری در زمینه‌هایی که در ماده اول به آنها اشاره شده بود در منطقه‌ای که از سرحدات افغانستان به جاسک، بیرجند، کرمان و بندرعباس امتداد می‌یابد برای اتباع روسیه یا قدرت‌های دیگر به دست نیاورد. در حالی که برابر مواد اول و دوم روسیه و بریتانیا هرکدام دیگری را از حق کسر امتیاز در مناطق تحت نفوذ یکدیگر منع کردند، حقوق خود در منطقه بی‌طرف را انکار نکردند. مطابق ماده سوم هر دو کشور اعلام کردند که باید با اتباع کشور مقابل در زمینه کسب امتیازات در مناطق بین خطوط ذکر شده مخالفت نکنند. قبل از امضای قرارداد 2 نیرو در ایران وجود داشت که گاهی با یکدیگر همکاری می‌کردند: مردم مخالف شاه و مامورانش و دوم ملی‌گرایانی که از بیگانگان هراس داشتند. روز 31 اوت هنگامی که (اتابک اعظم) از مجلس برمی‌گشت، ترور شد و قرارداد 1907 نیز در همان روز به امضا رسید. انتشار خبر امضای قرارداد، ملی‌گرایان ایران را خشمگین ساخت. وقتی که وزیر امور خارجه انگلیس دریافت که این قرارداد سبب خشم مردم ایران شده است، به کاردار سفارت بریتانیا در ایران دستور داد تا با کاردار روس در تهران درباره انتشار یادداشتی با دولت ایران مشورت کند. یادداشتی که در آن اعلام شود بریتانیا و روسیه خواستار استقرار دائمی تساوی منافع اقتصادی و تجاری ملت‌های دیگر و خواستار توسعه صلح در این کشور هستند و هیچ علاقه‌ای به گرفتن امتیاز از هر نوع در مناطقی که هم‌مرز یا مجاور سرحدات کشور مقابل است ندارند. اما این اطلاعیه نتوانست جلوی احساسات ضد ملی وطن‌پرستان ایران را بگیرد. آنها می‌گفتند این دو کشور حق نداشتند بدون مشورت درباره سرنوشت آن معامله کنند. پس از عزل سعدالدوله وزیر امور خارجه، مجلس تصمیم گرفت تا مساله قرارداد 1907 را مطرح کند. در 5 اکتبر 1907 موضوع قرارداد انگلیس و روسیه در مجلس مطرح شد. مستشارالدوله آن دو کشور را مورد حمله قرار داد. میرزا ابوالحسن‌خان یکی دیگر از اعضای مجلس در حالی که یکی از روزنامه‌های بریتانیا را برای نمایندگان می‌خواند، گفت: در حالی که ایران مشغول ایجاد یک سیستم پارلمانی است بریتانیا نباید با همسایه این کشور به توافق می‌رسید. سیدحسن تقی‌زاده نیز گفت: دولت ایران حقوقش را محفوظ می‌دارد و هیچ دولتی نمی‌تواند این حقوق را نقض کند. او حرف‌هایش را با گفتن جمله (جاوید باد استقلال ایران) به پایان برد. در پایان مذاکرات، وکلای مجلس اعلام کردند که این قرارداد را به رسمیت نمی‌شناسند. در 8 اکتبر 1907 متمم قانون اساسی سال 1906 به تصویب مجلس رسید و از طرف شاه اعلام شد. این قانون اساسی شامل 107 ماده بود که مهم‌ترین آن انتقال قدرت از شاه به مردم بود. در ماده 26 آن نیز آمده بود: (قدرت مملکت از آن مردم است و قانون اساسی روش به کارگیری قدرت مردم را معین می‌کند.) اما با این حال روسیه و انگلستان در تمام سال‌های بعد نیز به تقسیم منافع خود در ایران مشغول بودند تا سرانجام با سقوط حکومت تزاری، حکومت نوبنیاد شوروی اعلام کرد که تمامی قراردادهای دولت تزار با ایران را ملغی می‌کند تا به این ترتیب سند بی‌کفایتی حاکمان یک ملت به دست تاریخ سپرده شود.

فروغ فکری

منابع:

1 ـ دکتر حسین نظام، روس و انگلیس در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

2 ـ دکتر ایرج ذوقی، تاریخ روابط ایران و قدرت‌های بزرگ، پاژنگ

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها